دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چالشی به نام فمینیسم

No image
چالشی به نام فمینیسم

چالشي به نام فمينيسم

بخش اندیشه: طی چند دهه اخیر غرب تلاش دارد به نحوی الگوی زن غربی را یک الگوی فراگیر و مدرن در سطح جهان معرفی کند و این الگو را به عنوان شاخصی برای سنجش میزان آزادی زنان در نظر بگیرد. در الگوی زن غربی که به اصطلاح زن مدرن خوانده می‌شود اساسا تفاوتی میان مرد و زن وجود ندارد. اما با اندکی کنکاش متوجه خواهیم شد که نه تنها الگوی زن غربی به آزادی و مساوات میان زنان و مردان نمی رسد بلکه زن را به زنجیرهای مدرن اسارت در برابر مرد می‌کشاند. در الگوی زن مدرن دو ممیزه از شاخصه‌های اساسی محسوب می‌شود.:

الف- گرایش زنان به صفات مردانه، پوشش های مردانه و هر آنچه که مردان می‌توانند انجام دهند.

ب- آزادی جنسی برای زن و شکستن تمامی محدودیت های که پیش از آن برای زنان متصور بود.

در حقیقت در الگوی زن مدرن زنان از هرگونه محدودیت وحصاری آزاد شده‌اند. آنان می‌توانند حتی بدون پوششی خاص و نیمه عریان وارد اجتماع شوند. دیگر تقیدی به ارضای نیاز جنسی در کانون خانواده نیست بلکه جنسیت و شهوانیت به عرصه اجتماع کشیده شده است. اما به راستی برداشته شدن حصار حجاب و عفاف باعث آزادی زنان شده است؟ به راستی چه کسی از الگوی زن مدرن بیشتر استفاده و یا بهتر بگوییم سوء استفاده می‌کند؟ آیا برهنه سازی زنان در اجتماع جز در راستای میل و شهوت پرستی مردان قرار نمی گیرد؟ امروز در غرب نگاه به زنان یک نگاه کاملا ابزاری و جنسی است. کافی است نگاهی به آمارهایی که در خصوص آزار و اذیت‌های جنسی در غرب بروز می‌کند توجه کنید. زن مدرن حقیقتا انسان نیست بلکه کالایی است که برای شهوت پرستی مردان ظهور و بروز پیدا کرده است. البته باید دانست که زنان در غرب نیز در برابر این همه بی‌عدالتی و ظلم در برابر خود کوتاه ننشسته‌اند و سعی دارند تا این ناعدالتی را با گسترش فمینیسم و طرد مردان به اجرا در بیاورند امری که خود نیز یک خطای استراتژیک محسوب می‌شود. در تعاریف غربی فمینیسم باور داشتن به حقوق زنان و برابری سیاسی، اجتماعی و اقتصادی زن و مرد است. فمینیسم مباحثه‌ای است که از جنبش ها، نظریه‌ها و فلسفه‌های گوناگون تشکیل شده است که در ارتباط با تبعیض جنسیتی هستند و از برابری برای زنان دفاع کرده و برای حقوق زنان و مسائل زنان مبارزه می‌کند. در واقع این طور باید گفت که تشکیل جنبش‌های فمینیستی در غرب به دلیل پاسخ دادن به وضعیت بد زنان در غرب بوده است. فشار و تحقیر زنان در غرب منجر به آن شده است تا زنان رو به جریانات فمینیستی بیاورند حال آنکه همین جریان‌های فمینیستی نیز در برنامه‌ای مدون در خدمت مردسالاری غربی قرار می‌گیرد. فمینیسم سعی می‌کند تا ضمن درک دلایل نابرابری های موجود، تمرکز خود را به سیاست‌های جنسیتی، معادلات قدرت و جنسیت معطوف نماید.

بسیاری از زنان در مقابل این الگو از خود رفتار های خشونت آمیز بروز می‌دهند. آنها سعی می‌کنند که با خشونت بیشتر خود را بیش از پیش متظاهر به مردان کنند و از این رو جایگاه ابزاری خویش را در نگاه مردان ترک گویند. در واقع در یک عبارت کوتاه فمینیسم مولود ناقص الخلقه الگوی زن غربی است. از این رو موضوع های کلّی مورد توجه فمینیسم تبعیض، رفتار قالبی، شی انگاری، بیداد و مردسالاری و پدرسالاری هستند. فعّالان فمینیسم به مواردی مانند برابری جنسیتی، حقوق تولیدمثلی، خشونت خانگی، برابری دستمزد، آزار جنسی و تبعیض جنسیتی می‌پردازند. امروز فمینیست‌ها بر این باورند که زنان می‌بایست با هر پوششی وارد اجتماع شوند حال آنکه از بین رفتن حجاب تنها به ضرر زنان است. فمینیسم ها به دنبال روابط آزاد جنسی هستند حال آنکه در صورتی که روابط جنسی آزاد شود و خانواده کانون این ارتباط نباشد باز هم زنان متضرر اصلی هستند چرا که آنان توانایی مالی و اقتصادی محدودی در غرب دارند. لذا در نهایت می‌توان گفت فمینیسم مولود نقض حقوق بشر در غرب است که هم اکنون به نام حقوق بشر انسانیت زنان را به دیار نسیان می‌سپارد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

کتاب نقد فمینیسم از منظر نویسندگان غرب

کتاب نقد فمینیسم از منظر نویسندگان غرب

کتاب «نقد فمینیسم از منظر نویسندگان غرب» مجموعه مقالاتی است که در فضای جامعه غرب در انتقاد از ابعاد نظری و عملی فمینیسم نگاشته شده است.

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS