دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چگونگی دفن شهدای كربلا

No image
چگونگی دفن شهدای كربلا

پرسش:

اجساد مطهر شهداي کربلاپس از چند روز و توسط چه کساني شناسايي و دفن شدند؟

پاسخ:

مورخين درباره چگونگي دفن شهداي کربلااختلاف نظر دارند. برخي باور دارند که اجساد شهدا را بني اسد دفن کردند.

شيخ مفيد مي نويسد: «... گروهي از بني اسد که در غاضريه بودند، نزد اجساد مطهر امام حسين(ع) و يارانش آمده و بر آنان نماز گزارده و آنان را دفن کردند، بدين ترتيب که حسين(ع) در همين جايي است که اکنون قبر شريف اوست و فرزندش علي اصغر کنار پاي حضرت است. براي شهيدان (از خاندان و ياران آن بزرگوار که اطرافش به زمين افتاده بودند) گودالي در پايين پاي حسين(ع) کنده و همگي را گرد آورده و در آنجا دفن کردند، و عباس بن علي(ع) را در همان جا که کشته شده بود، سر راه غاضريه (جايي که اکنون قبر اوست) دفن نمودند.» (ارشاد مفيد، ص 118»

براساس اين ديدگاه امام سجاد(ع) اجساد شهدا را دفن نکرده است. افزون بر آن اهل بيت(ع) هنوز به سوي کوفه و شام حرکت نکرده بودند.

برخي ديگر باور دارند که امام سجاد(ع) و بني اسد اجساد شهدا را دفن کرده اند. بني اسد فرداي عاشورا پس از رفتن سپاه عمر سعد، عده اي از آنان براي دفن شهداي کربلاآمدند، «مروج الذهب، ج 3، ص 63) و چون اجساد را نمي شناختند، متحير بودند، در آن هنگام حضرت سجاد(ع) آمد و پيکر اهل بيت و اصحاب را يک به يک به آنان شناساندند و آنان در دفن شهدا، حضرت را ياري کردند و براي خويش افتخار آفريدند. (فرهنگ عاشورا، جواد محدثي ص 77)

طرفداران اين مبنا باور دارند که در روز يازدهم محرم در هنگام حرکت اهل بيت به سوي کوفه بدن شهدا دفن شده بودند. اينان در برابر اين پرسش که چگونه امام سجاد(ع) که اسير بود، اجساد را دفن کرده اند، مي گويند: امام سجاد(ع) با بهره گيري از امدادهاي غيبي به طور معجزه آسا شهدا را دفن نموده است.

مرحوم مجلسي مي گويد: از برخي راويان نقل شده که نزد امام رضا(ع) بودم. علي بن ابي حمزه و ابن سراج و ابن مکاره وارد شدند. پس از سخناني که ميان آنان و امام درباره امامتش گذشت، علي بن ابي حمزه گفت: از پدرانت براي ما روايت شده که عهده دار امر دفن امام، جز امام نمي شود. از امام پرسيد: پس بگو حسين بن علي(ع) امام بود يا نه؟ گفت: امام بود. پرسيد چه کسي عهده دار کار او شد؟ گفت: علي بن الحسين(ع). پرسيد او کجا بود؟ او که دست ابن زياد اسير بود! گفت: بي آنکه بفهمند بيرون آمد و پدرش را دفن کرد و برگشت.

امام رضا(ع) فرمود: خدايي که مي تواند امام سجاد(ع) را به کوفه ببرد تا پدرش را دفن کند، مي تواند صاحب امر امامت را به بغداد برساند تا عهده دار کفن و دفن پدرش شود و برگردد، در حالي که نه در زندان است نه اسير. (بحارالانوار، ج 42، ص 187)

چون امام سجاد(ع) آمد، بني اسد را ديد که کنار کشتگان گرد آمده اند و سرگردانند؛ نمي دانند چه کنند و کشته ها را نمي شناسند، چون بين بدن ها و سرهاي مقدس جدايي انداخته بودند و گاهي از بستگان آنان مي پرسيدند.

امام سجاد به آنان خبر داد که براي دفن اين اجساد پاک آمده است. آنان را با نام و مشخصات معرفي کرد. هاشميان را از ديگران شناساندند.

چون امام حسين(ع) را در قبر نهاد، صورت بر آن رگ هاي بريده نهاد و گفت: خوشا سرزميني که پيکر پاک تو را در بر گرفت! دنيا پس از تو تاريک است و آخرت با فروغ جمالت روشن است. اما شب بيداري و غم است و اندوهگين هميشگي، تا آنکه خداوند براي خاندان تو سراي آخرت را برگزيند که تو در آني. سلام و رحمت و برکات الهي بر تو باد از من، اي فرزند رسول خدا! و بر قبر نوشت: اين قبر حسين بن علي بن ابي طالب است که او را لب تشنه و غريب شهيد کردند.

آنگاه به طرف عمويش عباس رفت و او را در همان حال ديد که فرشتگان آسمان ها را دهشت زده، و حوريان بهشتي را گريان ساخته بود. خود را روي بدن مقدس او انداخت و رگ هاي بريده اش را مي بوسيد و مي گفت: پس از تو خاک بر سر دنيا! اي قمر بني هاشم! از من سلام بر تو باد، اي شهيد خدايي! رحمت و برکات الهي بر تو باد!

براي او نيز قبري گشود و به تنهايي او را وارد قبر کرد، همان گونه که براي پدرش کرد و به بني اسد فرمود: با من کساني اند که ياري ام مي کنند. آري، براي بني اسد مجالي گذاشت تا در دفن شهداي ديگر مشارکت کنند. دو جا براي آنان تعيين کرد و فرمود دو گودال کندند؛ در اولي بني هاشم را و در ديگري اصحاب را قرار دادند. اما حر رياحي را قبيله اش بردند، به جايي که هم اينک قبر اوست. گويند: مادرش حاضر بود. چون ديد که اجساد ديگر را چه مي کنند (دفن همه در يک جا) حر را به اين مکان برد. (مقتل الحسين، مقرم، ص 469)

اما در مورد محل دفن سر مقدس امام حسين(ع) نقل هاي متفاوتي وجود دارد، که قول مشهور ميان شيعيان و غالب اهل سنت آن است که سر امام حسين(ع) در کربلابه بدنش ملحق شده است.

علماي شيعه از جمله شيخ صدوق، سيدمرتضي، علامه حلي، سيد ابن طاووس، شيخ بهايي، علامه مجلسي اين قول را بيان کرده اند، و از انديشمندان اهل سنت ابوريحان بيروني و قرطبي نيز بر اين باورند.

سيدابن طاووس نوشته است؟ اما سر حسين(ع) روايت شده که سر برگردانده شد، و در کربلابا جسد شريفش دفن شد و عمل اصحاب بر اين معنا بوده است. (لهوف، ص 114)

مجلسي يکي از وجهه هاي استحباب زيارت امام حسين(ع) را در روز اربعين، الحاق سرهاي مقدس به اجساد توسط علي بن الحسين(ع) بيان کرده است. (بحارالانوار، ج 98، ص 334) وي در جاي ديگر بعد از نقل اقوال ديگر در اين باره مي نويسد: مشهور بين علماي اماميه آن است که سر امام حسين(ع) همراه بدن دفن شده است. (همان، ج 45، ص 145)

روزنامه كيهان، شماره 21194 به تاريخ 7/8/94، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS