دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کار و عقل معاش

پرسش: آیا کار و تلاش برای امر معاش و گذران زندگی، می‌تواند موجبات تقویت عقل عملی انسان را فراهم آورد؟ لطفا به نحو اجمال توضیح دهید.
No image
کار و عقل معاش

پرسش: آیا کار و تلاش برای امر معاش و گذران زندگی، می‌تواند موجبات تقویت عقل عملی انسان را فراهم آورد؟ لطفا به نحو اجمال توضیح دهید.

پاسخ: یکی از مهم‌ترین فواید و آثار کار و تلاش برای امر معاش و گذران زندگی علاوه بر جنبه عبادی بودن آن، «تقویت عقل آدمی» است. البته منظور از این عقل، عقل فلسفی، استدلالی و نظری نیست، بلکه منظور «عقل معاش» یا عقل عملی انسان است. عقل معاش، همان عقل اقتصادی- اجتماعی است که به فرد توانایی فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی می‌دهد، بدین معنا که کسی که در متن اجتماع و درگیر و دار تلاش اقتصادی حضور داشته باشد، مردم را بهتر می‌شناسد، کمتر فریب می‌خورد، بهتر سود می‌کند و در برخورد با افراد گوناگون و حوادث رنگارنگ روزگار، تصمیمات پخته‌تری می‌گیرد. راه کسب یا تقویت این عقل، شرکت در کلاس‌های درس حوزه و دانشگاه و برخورداری از تحصیلات عالیه نیست. بلکه روش آن، درگیر شدن با مسایل پیچیده اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است که در خلال آن، فرد برای پیشگیری از هرگونه ضرر و فریبی در حق خود، مجبور است تمام توان خود را به کار گیرد و از حقوق و منافع خود دفاع کند. به همین ترتیب است که کم کم مهارت تدبیر همراه با «تجارت و تلاش» به دست آمده و به موازات بالارفتن درصد موفقیت او، درصد آسیب پذیری او کاهش می‌یابد. در روایات پیشوایان ما علاوه بر آن که به صراحت «تجارت» باعث فزونی عقل آدمی شمرده شده است (وسایل الشیعه، ج 17، ص12) در نقطه مقابل آن «ترک تجارت» موجب از بین رفتن عقل آدمی معرفی شده است. عن ابی عبدالله(ع):

ترک التجاره مذهبه للعقل. (من لایحفره الفقیه، ج 3، ص 193)

اهمیت این ویژگی در حدی است که حتی در صورت عدم نیاز به سود و درآمد، صرف کار کردن برای بالا رفتن تجربه و مهارت زندگی، امری لازم و ضروری است. شاهد این مدعا، مشورتی است که یکی از اصحاب امام صادق(ع) به نام معاذابن کثیر با آن حضرت انجام داد و سوال کرد: اکنون من به راحتی زندگی می‌کنم (و از ثروت کافی برخوردارم) آیا مصلحت می‌دانید، تجارت را رها کنم؟ امام(ع) در پاسخ فرمود:

اگر چنین کنی عقلت به کاستی خواهد رفت. (وسایل الشیعه، ج 71، ص 41)

بنابراین کسب درآمد و سود اقتصادی، تنها یکی از اهداف کار تجاری است و مهم تر از آن، کسب مهارت معیشت و تعامل با مردمان است که خود سرمایه‌ای گران بها است. این سرمایه حتی در مسایل غیراقتصادی، مانند مسایل اجتماعی، سیاسی و خانوادگی و... کارآمد است و انسان را از موفقیت‌های بیشتری برخوردار می‌کند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS