دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کنترل اجتماعی و به هنجارشدن رفتارهای فردی

هر اجتماع مترقی دارای یک سری اصول و قواعدی است که ارزش‌ها و هنجارهای آن جامعه را تشکیل می‌دهد.
کنترل اجتماعی و به هنجارشدن رفتارهای فردی
کنترل اجتماعی و به هنجارشدن رفتارهای فردی
نویسنده: رضا احمدی فر

هر اجتماع مترقی دارای یک سری اصول و قواعدی است که ارزش‌ها و هنجارهای آن جامعه را تشکیل می‌دهد. این هنجارها و ارزش‌ها دارای ضمانت اجراهای مختلفی هستند. برخی از این ضمانت اجراها به صورت ضمانت اجرای مدنی، اداری، صنفی و در نهایت ضمانت اجرای جزایی می‌باشد. نهادهای مختلفی چون نهاد خانواده، مدرسه، نظام اداری، موسسات مردمی و نظام قضائی و دادرسی، وظیفه پاسداری از این ارزش‌ها را بر عهده دارند. پرواضح است که برای پاسداشت و حراست از آرمان‌ها‌ی جامعه تنها حضور نهادهای رسمی چون پلیس، دادسرا و دادگاه‌ها کارساز نبوده وبه مساعدت و همیاری نهادهای غیر رسمی و مردمی نیز نیاز مبرمی وجود دارد. ‌

کنترل اجتماعی از جمله نهادهای غیر رسمی است که می‌بایست در ملازمت نهاد‌های رسمی در بهنجار نمودن افراد خاطی و ارائه الگوی رفتاری مطلوب به آنان نقش پویا و فعالی را ایفا نماید. کنترل را توان اِعمال هدایت، قدرت و بازداشتن افراد از رفتارهایی تعریف نموده اند. مفهوم کنترل اجتماعی نیز اشاره به تمام سازوکارها و فرایندهایی دارد، که در همنوایی افراد با ارزش‌ها و هنجارهای جامعه ایفای نقش می‌کند. در عبارتی موسع و گسترده، کنترل اجتماعی را می‌توان با مفهوم جامعه پذیری مترادف دانست. در کنترل اجتماعی، حفظ نظم و انتظام اجتماعی، احترام به سنن و آداب و رسوم، انتقال فرهنگ به نسل بعدی و الزام به رعایت هنجارها از اهداف اساسی این مکانیسم به شمار می‌آید.

می‌توان گفت کنترل اجتماعی در دو سطح انجام می‌پذیرد. در سطح نخست که شامل تمامی افراد جامعه است با شفاف سازی ارزش‌های اجتماعی و قواعد زندگی جمعی به ارائه الگوی رفتاری مناسب به تمای اعضای اجتماع مبادرت                   می‌ورزد. در این مرحله نقش نهادهای پایه ای چون خانواده، رسانه‌ها و نظام آموزش و پرورش بسیار مهم و بیشتر معطوف به کودکان و نوجوانان است. اما در سطح بعدی، کنترل اجتماعی معطوف به افرادی است که از هنجارهای مشخص شده جامعه تخطی نموده و ملاک‌های هنجاری جامعه را نادیده انگاشته‌اند. واکنش‌های اجتماعی در این مرحله از اهمیت فراوان و نقش تعیین کننده ای برخوردار است. هر اندازه که نهادهای غیر رسمی نسبت به عدم رعایت قواعد حاکم بر جامعه حساس و ملتزم باشند، این واکنش‌ها نیز شدت و حجم گسترده تری خواهند یافت. واکنش اجتماعی می‌تواند عاملی بازدارنده و پیشگیراننده از بسیاری از رفتار‌های نابهنجار بوده و با محکوم نمودن کج روی از سنگینی و تراکم کارهای نهادهای رسمی چون دادسرا و دادگاه نیز بکاهند. عدم پذیرش افراد خاطی در گروه‌های خانوادگی و همسایگی، ابراز مخالفت گفتاری، طرد نمودن، ارشاد و هدایت، دعوت به اتخاذ رفتارهای صحیح از جمله کنترل‌های اجتماعی است که می‌تواند با تکیه بر ابزارهای عاطفی و ارزشی و ارائه دورنمایی از نتایج وتبعات رفتارهای ضداجتماعی و مخالف هنجار، افراد را از اتخاذ رفتارهای مخالف اجتماع بازدارد. لیکن اگر جامعه نسبت به رفتارهای نابهنجار حساسیت و واکنش نشان نداده و مخالفت خود را با این قبیل رفتارها بروز ننماید، نه تنها از وخامت و شدت رفتار‌های افراد خاطی کاسته نشده بلکه میدان برای تشویق اعضای بهنجار و سالم اجتماع به انجام چنین رفتارهایی وسیع تر خواهد گشت. از اینروست که دین مبین اسلام با وضع نهاد «امربه معروف و نهی از منکر» تمامی افراد جامعه را به تکلیف همگانی در محافظت از آرمان‌های انسانی، سنن، و فرایض اخلاقی دعوت می‌نماید. پرورش وجدان اخلاقی، روحیه دین باوری، احترام به حرمت ها، حراست از آداب و رسوم و اخلاقیات از نتایج مهم امربه معروف و نهی از منکر است که در سایه سار تبیین صحیح زوایا، محدوده، تبعات و مراحل مختلف امربه معروف و نهی از منکر قابل تحقق و دست یافتنی می‌باشد که در نهایت به سلامت وجدان و اخلاق عمومی جامعه منجر می‌گردد.‌

مقاله

نویسنده رضا احمدی فر

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS