دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کنش اجتماعی Social Action

No image
کنش اجتماعی Social Action

كلمات كليدي : كنش اجتماعي، ارزش نمادين، كنش گذشته نگر، معاني كنش

نویسنده : سمانه خالدی

کنش اجتماعی دلالت بر هرگونه فعالیتی می‌کند که در نتیجه گرایش‌های فکری سازمان می‌یابد و رو به سوی هدفی دارد. فعالیتی از سوی یک یا چند شرکت کننده‌ای که موضوع و مفعول برای خودشان به شمار می‌روند. از این رو کنش اجتماعی ساده‌ترین عنصر زندگی مشترک انسانی است و سلسله حرکات بارزی است که یک انسان برای حصول هدفی نسبت به انسان دیگر صورت می‌دهد.

در جامعه‌شناسی دو تعریف معروف از کنش از «ماکس وبر» و «امیل دورکیم» نقل می‌شود. از دیدگاه ماکس وبر، کنش در صورتی اجتماعی است که فرد یا افرادی که رفتار می‌کنند برای آن معنای ذهنی قائل هستند و رفتار دیگران را مد نظر قرار می‌دهند و در جریان خود از آن متأثر می‌شوند. در تعریف و بر، سه معیار نهفته است: اول آنکه اشخاص در کنش باید رفتار دیگران و حضور یا وجود آنها را در نظر داشته باشند. دوم آنکه کنش باید دارای ارزش نشانه‌ای (نمادین) دین برای دیگران و کنش دیگران هم ارزش نمادین(سمبلیک) برای خود فرد داشته باشد تا منظور یکدیگر را بفهمند. معیار سوم در تعریف وبر آن است که رفتار افراد در یک کنش اجتماعی تحت تأثیر ادراک آنها از معنای کنش دیگران و کنش خودشان قرار دارد. تعریف دورکیم از تعریف وبر متفاوت است و بیشتر جنبه عینی دارد. از نظر دورکیم کنش اجتماعی شامل چگونگی عمل، تفکر و احساس است که خارج از فرد می‌باشند و دارای خوه اجبار و الزام هستند که به برکت آن خود را بر فرد تحمیل می‌کنند. دورکیم دو معیار عینی برای کنش اجتماعی مطرح می‌کند:

1- بیرونی بودن حالات محل فکر و احساس در رابطه با اشخاص؛

2-جبر و فشاری که اشخاص تحمل می‌کنند.

بخشهای مختلف کنش اجتماعی

بطور کلی کنش اجتماعی شامل سه بخش است:

أ‌) پیش بینی‌های نگرشی به شکل برنامه‌های عملی؛ که در دستورهای کار و برنامه‌ریزی‌های از این قبیل وارد می‌شوند؛

ب‌) فعالیتهای سازمان یافته و هدایت شده که بر اثر هنجارهای اجتماعی مستقر می‌شوند و از طریق توقعات افراد معتبر دیگر (گروههای مرجع) به اجرا در می‌آیند و با ارتباط مستمر، شناسانیدن خود و ارزیابی خود همراه است؛

ت‌) دستیابی نمادین به هدف؛ که ممکن است ربطی به ارضای نیازهای حیاتی نداشته، بیشتر به هرگونه تغییر در موضوعات اجتماعی مرتبط باشد.

در جامعه‌شناسی دو دسته نظریات فردگرایانه و کلان‌نگر در مورد کنش اجتماعی وجود دارد که در دستۀ اول کسانی چون مید و فارس هستند. مید معتقد است: کنش اجتماعی عبارت است از انگیزش؛ که فرایند زندگی را از طریق گزینش برخی اقسام محرکهای مورد نیاز، حفظ می‌کند؛ لذا ارگانسیم(سازواره) محیط خود را می‌آفریند. فارس نیز چهار دسته "کنشهای بی‌واسطه"، "تأخیر یافته"، "عقیم مانده" و "گذشته‌نگر" را طبقه‌بندی می‌کند. او کنش گذشته‌نگر را کنشی می‌داند که غایت آن توجه به کنشی دیگر است. در مقابل، نظریات کلان‌نگری همچون نظریه بروک و گافمن هستند. بروک بر آگاهی یا نیت به صورت جزء ضروری کنش تأکید می‌کند. گافمن مفهوم کنش را به کار نمی‌برد و از برخی اصطلاحات القای تئاتر مانند اجرا، صحنه، دکور، تماشاچیان، تیم و... استفاده می‌کند.

گزارش او از اجراهای گروهی برای توصیف کنش اجتماعی است. مثلاً تعبیر او از روی صحنه، ادراک معانی کنش در ارتباط متقابل افراد با یکدیگر است.

مقاله

نویسنده سمانه خالدی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS