دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

گروههای اجتماعی

No image
گروههای اجتماعی

كلمات كليدي : گروههاي اجتماعي، گروههاي نخستين، گروههاي دومين، گروههاي اختياري و غير اختياري، گروههاي عضويت، گروه مرجع، گروههاي اقليت

نویسنده : سمانه خالدی

گروه، مترادف Groupe در زبان فرانسه است که خود از واژه ایتالیایی Grouppo به معنای گره، حلقه، عقده و بسته آمده است و ظاهراً به مجموعه‌ افراد و اشیای گردآمده در یک محله گفته می‌شود. در زبان فارسی، گروه دارای مفاهیم: دسته، جمع، فرقه، جمعیت و مجموعه‌ای از اشخاص است و درباره حیوانات و اشیاء واقع و مستقر در یک محل، موضع، موقع و...نیز اطلاق می‌گردد..[1] جامعه‌شناسان درباره تعریف مفهوم گروه توافق ندارند به هر حال شاید پذیرفته‌ترین تعریف گروه را بتوان به صورت زیر ارائه کرد: «گروه مرکب از تعدادی از انسانهاست که با یکدیگر روابط متقابل داشته، از عضویت خود در یک جمع(که اعضای آن از یکدیگر انتظار اعمال و رفتار مشترکی دارند)، آگاهند».[2] گروه اجتماعی عبارت از تجمع دو یا عده‌ای افراد است که بیشتر بوسیله نیروی پیوندبخش(وجه شبه) با یکدیگر ارتباط دارند و میان آنها کنش متقابل اجتماعی برقرار است. انسانها دائما با یکدیگر در ارتباطند و این ارتباط به اشکال گوناگونی مانند زن و شوهر، خانواده، جمع دوستان، همسایگان، باشگاههای ورزشی و تشکیلات متعدد متجلی می‌شود. این ارتباطات به هر شکلی که ظاهر شود گروهی را تشکیل می‌دهد که شامل افرادی با تجربیات، وابستگی‌ها و خواسته‌های مشترک است. «به زبان ساده‌تر، افراد در عین حال که فردیت خود را حفظ می‌کنند، به عنوان عضو یک گروه، خود را "ما" نیز می‌خوانند. مفهوم "ما" نشان می‌دهد که فرد خود را متعلق به یک گروه می‌داند».[3]

فرق گروه اجتماعی با شبه گروه

برای واضح‌تر شدن مفهوم گروه اجتماعی باید آن را با پدیده اجتماعی مشابه‌ای که از آن تحت عناوین «شبه گروه»، «گروه اتفاقی» یا گروه بی‌شکل نام می‌برند متمایز کرد. در شبه گروه تعداد و دارا بودن لااقل یک خصوصیت مشترک مطرح است و به هیچ عنوان وجود ارتباط و پیوند رسمی یا غیر رسمی بین افراد مطرح نیست. شبه گروه به 4 دسته تقسیم می‌شود: دسته، تجمع(جماعت)، انبوه خلق و عامه(حضار). هرگونه اجتماع طبیعی مردم در کنار هم را "تجمع" می‌گویند؛ مانند مسافرین هواپیما یا اتوبوس. تجمع ممکن است بعد از مدتی به گروه تبدیل شود. "دسته" تعدادی از افرادی هستند که صرفا یک ویژگی مشترک دارند مانند دسته‌ای از افراد بلندقد یا افراد متولد یک سال مشخص که به آنها راه هم گفته می‌شود. انبوه خلق(Crowd)، اصطلاحی که توسط گوستاولوبون مطرح شده و از مشخصات آن وجود احساسات و هیجانات آنی، نداشتن تشکل و سازمان منسجم، ناپایداری روابط به دلیل احساسی بودن، نداشتن طرح قبلی و ... است. عامه مردم یا حضارPublic)) مفهومی است که نسبت به انبوه خلق نزدیکی و شباهت بیشتری با گروه دارد. وسعت آن از انبوه خلق بیشتر است. تشکیل عامه مردم اتفاقی نبوده و با تصمیم و طرح قبلی است افراد زمینه عاطفی مشترک دارند فرصت تلقین‌پذیری در حضار کمتر از انبوه خلق است.

تقسیم‌بندی گروههای اجتماعی

چارلز هورتون کولی(1929-1864) گروههای اجتماعی را به گروههای نخستین و دومین تقسیم می‌کند. وی اصطلاح گروه نخستین را برای توصیف گروههایی چون خانواده، دوستان، همسایه و همسالان به کار برد. «ویژگیهای گروه‌های نخستین عبارتند از:

  1. تعداد اندک اعضا، داشتن روابط مستقیم و نسبتاً دیرپا با یکدیگر؛
  2. وجود احساسات صمیمی و وفاداری و مناسبات عاطفی؛
  3. داشتن روابط دوستانه به خاطر خود روابط، نه به خاطر بهره‌گیری از آن؛
  4. وجود همکاری نزدیک و صمیمانه اعضا نسبت به یکدیگر».[4]

گروههای دومین نیز گروههایی رسمی هستند که در آن، روابط افراد، کمتر از گروههای نخستین، متکی بر احساسات و عواطف است. ویژگی‌های گروه دومین عبارتند از:

  1. از حجم و وسعت گسترده‌تری در مقایسه با گروههای نخستین برخوردارند.
  2. تماسهای چهره یا مستقیم بین اعضا کمتر دیده می‌شود یا اصلاً رواج ندارد.
  3. روابط بین اعضا نه طبیعی است نه خود به خودی بلکه تابع ضوابط خاصی است و روابط آنها رسمی است کمتر صمیمیت دارند.[5]

گروههای اختیاری و غیر اختیاری، تقسیم‌بندی دیگری از گروه‌های اجتماعی است. در برخی موارد فرد گروهی را انتخاب می‌کند که شخصاً به عضویت در آن علاقه‌مند است. به این نوع گروه، گروه اختیاری یا ارادی می‌گویند؛ مانند دانشجویان یک دانشگاه. باوجود این گاهی افراد بدون انتخاب خود، درون گروهی قرار می‌گیرند که گروههای غیراختیاری می‌گویند. مانند سربازانی که به ارتش اعزام می‌شوند.

دسته دیگر از گروههای اجتماعی شامل گروههای عضویت و گروههای مرجع هستند. انسان در برخی گروهها عضویت دارد؛ ولی رفتار بعضی از گروههای دیگر را به عنوان الگو برمی‌گزیند؛ مثلاً فردی عضو انجمن دانشجویان است، اما رفتاری را که برای خود به عنوان الگو می‌پذیرد، مربوط به انجمن استادان است. برای چنین فردی انجمن دانشجویان، گروه عضویت و انجمن استادان، گروه مرجع است. بنابراین گروه مرجع گروهی است که فرد عضو آن نیست ولی ارزشها و هنجارهای آن گروه برای او پذیرفته و مقبول است. گروههای مرجع از این نظر اهمیت دارند که رفتارها، آگاهیها وایدئولوژیها و افکار معینی را به افراد القاء می‌کنند.[6]

دسته دیگری از گروههای اجتماعی با نام گروههای اقلیت وجود دارند که به گروهی از افراد که از اکثریت افراد جامعه به نوعی متمایز باشند، گفته می‌شود. مثلا اقلیتهای نژادی و مذهبی در ایران از این دسته‌اند.

منابع:

[1]. آراسته‌خو، محمد؛ نقد و نگرش بر فرهنگ اصطلاحات علمی - اجتماعی، تهران، چاپخش، 1381، چاپ اول، ص777.

[2]. کوئن، بروس؛ مبانی جامعه‌شناسی، غلامعباس توسلی و رضا فاضل، تهران، سمت، چاپ سوم، 1373، ص129.

[3]. عضدانلو، حمید؛ آشنایی با مفاهیم اساسی جامعه‌شناسی، تهران، نی، 1386، چاپ دوم، ص515.

[4]. قنادان، منصور و دیگران؛ جامعه‌شناسی مفاهیم کلیدی، تهران، آوای نور، پائیز 1375، چاپ اول، ص114.

[5]. قنادان، همان، ص 116.

[6]. قنادان، همان، ص 118.

مقاله

نویسنده سمانه خالدی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS