دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

گریه بر سیدالشهدا(ع)

گریه کنندگان باید بر کسی همچون حسین علیه السّلام گریه کنند، چراکه گریستن برای او، گناهان بزرگ را فرو می ریزد.
گریه بر سیدالشهدا(ع)
گریه بر سیدالشهدا(ع)

گریه بر سیدالشهدا(ع)

قالَ الرّضا(ع): «فَعَلی مِثْلِ الْحُسَینِ فَلْیَبْکِ الْباکُونَ فَاِنَّ البُکاءَ عَلَیهِ یَحُطُّ الذُّنُوبَ الْعِظامَ»(بحارالانوار، ج44، �

ذات گریه کردن نشانه لطافت روح و بودن در جرگه خوبان عالم است، همین که با هر مناسبتی در عزاداری‌ها و سوگواری‌ها با یاد ائمه و مظلومیت ایشان گوشه‌ی چشمان نمناک می‌شود، بیانگر نزدیکی دل و پیوند خوردن آن با ولایت است، یا اگر به سبب خوف از خداوند متعال اشکی جاری می‌شود خود برگرفته از لطف و مرحمت الهی به بنده است، و یا اگر یاد گناه و لغزش‌های گذشته اشک را بر چشمان جاری می‌کند، نباید بی‌توجه از کنار آن رد شد، بلکه تمام اینها خبر از اسراری در عالم دارند، بلکه اگر مظلومیت ائمه و خوف خدا و... برای انسان نرمی دل و روان شدن اشک حاصل نکرد، فرد باید در ایمان خویش شک نماید؛ امام صادق(ع) در این‌باره می‌فرمایند:

« ارْبَعٌ مِنْ عَلاماتِ النِّفاقِ: قَساوَةُ الْقَلْبِ وَ جُمُودُ الْعَیْنِ وَ الْاصْرارُ عَلَى الذَّنْبِ وَالْحِرْصُ عَلَى الدُّنْیا.»[1]

چهار چیز از نشانه‌هاى نفاق است: سنگدلى، گریه نکردن، اصرار بر گناه و آزمندى نسبت به دنیا.

هر یک از امور چهارگانه فوق، به نحوى کم شدن معنویت و دورى از خدا را نشان مى‌دهد، همان‌گونه که دل لرزان، چشم گریان، فرار از گناه و بى‌رغبتى به دنیا نشانگر ارتباط خاضعانه و بندگى مخلصانه در درگاه ربوبى است که در مؤمنان واقعى وجود دارد.

همان‌طور که بیان شد گریه بر اهل بیت موجب آمرزش گناهان می‌شود؛ در مورد چرایی این امر به روایتی از امام صادق(ع) دقت نمایید، ایشان می‌فرمایند:

« نَفَسُ الْمَهْمُومِ لِظُلْمِنا تَسْبیحٌ وَ هَمُّهُ لَنا عِبادَةٌ »

نَفَس کسى که به‌خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود، تسبیح است و اندوهش براى ما، عبادت است.[2]

وقتی غم انسان برای اهل‌بیت عبادت است و نفسش عجین با تسبیح خداوند، چه توقعی جز بخشیده شدن گناهان بزرگ می‌توان داشت؟

اگر اشکال شود که فرد مسلمانی که معتقد به اصول عقاید و عامل به دستورات شرعیه باشد، خود اهل نجات است، پس گریه برای او چه نتیجه‌ای دارد؟ باید در جواب گفت بدیهی است که مسلمان هرچه هم کامل باشد معصوم نیست، بالأخره بشر است و جائزالخطا، اگر لغزش و خطایی از او سر زده و خود غافل بوده، حضرت باری‌تعالی با مهربانی و لطفی که نسبت به بندگان خود دارد، از روی فضل و کرم عمیم به‌وسائل و اسباب‌هایی آنها را عفو می‌کند. گاهی علی‌بن ابیطالب را وسیله‌ای قرار می‌دهد، گاهی به گریه بر مظلومیت حضرت سیدالشهداء و خاندان رسالت و زیارت آن حضرت توجه می‌فرماید و اشک چشم آنها را به منزله آب توبه قرار می‌دهد و از گناهان آنان می‌گذرد.[3] 

از سوی دیگر گریه بر ابی‌عبدالله یعنی یکی بودن مسیر و پیروی از روش ایشان؛ نمی‌توان یزیدی‌مسلک بود، ولی بر حسین گریه کرد، نمی‌توان کوفی‌منش بود، ولی بر حسین گریه کرد. به‌هرحال این گریه نوعی اعلام وفاداری به امام و اهدافش می‌باشد.

گریه برای اهل‌بیت به خودی خود نوعی ابراز محبت و مودت است. ما با سوگواری و ریختن اشکمان برای اهل‌بیت علیهم‌السلام عشق و محبت قلبی خود را بیان می‌کنیم و به خواسته خداوند متعال جامه عمل می‌پوشانیم؛ در قرآن آمده:

« قُل لَّا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى »

بگو من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى‌کنم، جز دوست‌داشتن اهل‌بیت.[4]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS