دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

گناهی نابخشودنی

No image
گناهی نابخشودنی

استثمار در لغت به معناي استفاده از موفقيت، بهره كشى، سوءاستفاده، بهره‌بردارى، انتفاع و استخراج است. واژه استثمار از ريشه «ثمر» و معادل فارسي آن «بهره كشي» است و در مباحث اقتصادي و اجتماعي به معناي استفاده و بهره بردن از كار كسي ديگر است. معنا و مفهوم علمي استثمار چنين است: به دست آوردن رایگان محصول كار يك فرد از جانب فردي كه صاحب خصوصي وسایل توليد است؛ اما نظر امام در اين مورد: امام علي: «... فُجناةُ ايديهم لا تكون بغيرِ افواههم: آنچه دستهاي آنان چيده (و محصول كار آنان) است به دهان‌هاي ديگران نخواهد رسيد.» از شيوه‌هاي ستم بنيادِ اقتصادي كه با هيچ عدل و تعادلي سازگار نيست، كم بها دادن به كار و كارهاي مردم است. درس آموزان مدرس وحي، اين اصل را از قرآن آموخته‌اند آنجا كه مي‌فرمايد: «... يا قوم اعبدواللّه... و اوفوا الكيل و الميزان بالقسط و لا تجنسوا الناس اشياءهم و لا تعثوا في الارض مفسدين؛ (هود/ 85 ـ 84) ‌اي مردم خداي را بپرستيد... و پيمانه و ترازو را تمام و به عدل دهيد، و چيزهاي (كار و كالاي) مردمان را كم بها مكنيد، و همچون تبهكاران در زمين به تبهكاري مپردازيد.» امين الاسلام طبرسي درباره معناي اين آيه مي‌گويد: «و لا تجنسوا الناس اشياءهم» «بخس اشياء و كم بها دادن به كار و كالاي مردم»، دو گونه صورت مي‌گيرد، نخست اينكه مواد خام و كالاهاي مورد نياز و داراي ارزش اقتصادي، كه با رنج و تلاش از معادن و مزارع و درياها و دشتها و... استخراج مي‌شود، و به سرمايه‌داران و كارخانه‌ها عرضه مي‌گردد و سرمايه داران با مكانيسم ويژه‌اي نسبت به آنها «بخس» اعمال كنند، و بها و ارزش واقعي آنها را نپردازند. و اين استثمار و تصاحبِ ثمره كار ديگران و ناديده گرفتن حق آنها بي‌عدالتي‌اي بزرگ است. ديگر اينكه دستمزد كارگر و كشاورز به اندازه ارزش واقعي آن پرداخت نشود. نظام‌هاي سرمايه‌داري با راهكارهاي ويژه‌اي از دستمزد كارگران مي‌كاهند. صاحبان صنايع با اتحاد و همبستگي سطح دستمزدها و نرخ كار را پايين نگه مي‌دارند و با كم بها دادن به كار انجام شده روي هر كالا (يعني «بخس») كارگران را استثمار مي‌كنند. در سايه اين مكانيسم، سرمايه داري به اموال بادآورده‌اي دست مي‌يابد، و همواره از رشد سرمايه و سلطه بر بازار كار و بازارهاي اقتصادي برخوردار مي‌گردد؛ و در برابر، توده‌هاي كارگر و كشاورز، روزبه روز ناتوان‌تر و زمين‌گيرتر مي‌شوند، و بدين‌گونه‌هاست كه اجراي عدالت را ناممكن مي‌سازند، و توازن اقتصادي جامعه را برهم مي‌زنند. امام علي: «لن يتمكن العدل، حتي يذّل البخس، هرگز امكان ندارد عدالت برقرار شود، مگر اينكه (نظام استثماري) كم بها دادن (به كار و كالاي مردمان) از ميان برود.»

پيامبر بزرگوار در واپسين لحظات زندگي به چند محور حياتي در آيين زمامداري توجّه مي‌دهد:

 1. به كشاورزان ظلم نشود و دستمزد آنان بحق و عدل پرداخت شود.

 2. دست واسطه‌هاي اقتصادي قطع شود؛. آنان‌كه زمين را اجاره مي‌كنند و بدون انجام كاري آن را به بهايي بيشتر اجاره مي‌دهند.

3. به كارگران تحميل نشود، و به كاري مجبور نگردند، و به بيگاري كشيده نشوند. امام علي، به روايت امام رضا از پدرانش از پيامبر (ص): «انّ‌الله ـ عزوجلّ ـ غافر كل ذنب الاّ من احدث دينا، او غضب اجيرا اجره، او رجلٌ باع حُرّا، خداوند بزرگ هر گناهي را مي‌بخشايد مگر گناه كسي كه (از پيش خود) ديني اختراع كند، يا كسي كه مزد كارگري را (به عدل و تمام) نپردازد، يا كسي كه انسان آزادي را (به بردگي بكشد و) به ديگري بفروشد.» در اين تعليم والاي محمدي به امام علي بدترين و نابخشوده‌ترين گناهان، استثمار حق كارگر معرفي شده است. به بيگاري كشيدن، با دو شيوه انجام مي‌شود: نخست اينكه آشكارا و با اعمال قدرت كساني به كارهايي وا داشته شوند؛ چنانكه در گذشته تاريخ اين دست بيگاريها فراوان بوده است، و به ويژه حاكمان خودكامه، انسان‌ها را براي ساختن كاخ‌ها و شهرها به بيگاري مي‌كشيدند. ديگر اينكه با برنامه‌ريزي كارخانه داران، نرخ دستمزدها را پايين نگه دارند، و با اتحاد و تباني نگذارند كسي كارگري را با مزد بيشتري به كار گيرد. در اين صورت كارگران براي رفع نيازهاي ضروري خود و تهيه قوت لايموت، مجبورند كار كنند و با همين دستمزد كم بسازند؛ زيرا هر كجا بروند آسمان همين رنگ است، و به مزد حقيقي و عادلانه خويش دست نمي‌يابند. در اين فرض، گرچه بيگاري آشكاري ديده نمي‌شود و خود كارگر با پاي خود به طرف كار مي‌رود؛ ليكن در حقيقت بيگاري كشيدن است؛ زيرا او مجبور است با همين دستمزد كم بسازد. مفهوم «بخس» در گذشته و امروز: آيا مي‌توان مفهوم بخس را كه در قرآن آمده و در كلام امام نيز به‌كار رفته است، در چهارچوب‌هاي روابط اقتصادي گذشته محدود ساخت، و كاستن ارزش واقعي مواد خام و كم بها دادن به كار انسان‌ها را كه مفهوم «بخس» در روابط اقتصادي امروز دنياست در نظر نياورد؟ با توجه به اينكه استثمار در دنياي امروز و كارخانه داري‌هاي گسترده جديد، بسيار گسترده‌تر و كوبنده‌تر است و وسایل ارتباطي جديد راه را براي تباني و اتحاد عليه كارگران يا توليدكنندگان مواد خام، بسيار هموار كرده است. از اين رو فقر در تمدن امروز بيشتر فاجعه بارتر و عمومي‌تر از تمدن‌هاي گذشته است. فقر و مشكلات اقتصادي بيش از يك ميليارد انسان، دليل آشكار انواع ظلم‌هاي اقتصادي و رواداري «بخس» و كم بها دادن به كار و كالاي انسان است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS