دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

داشتن خشوع در نماز

No image
داشتن خشوع در نماز

عواملى که مى‌تواند در نرم شدن قلب انسان و پيدا شدن خشوع در آن مؤثر باشد به قرار زير هستند:

  1. مبارزه با خودپرستی: حقيقت عبادت اين است كه انسان در مقابل معبود حقيقى، همه‌چيز خود را تسليم كند. اشكال بزرگ و مانع اساسى تكامل بسيارى از ما اين است كه ما در مقابل خدا، براى خودمان نوعى «صاحب اختيارى» قائل هستيم. ما فكر مى‌كنيم خودمان كسى هستيم؛ ما در مقابل خداوند براى خود خواسته‌ها و اراده هايى قائليم و حتى بسيارى از اوقات خواسته و اراده خود را بر خواست و اراده خداى متعال ترجيح مى‌دهيم: (1) پس آيا ديدى كسى را كه هوس خويش را معبود خود قرار داده است؟ مرتبه‌اى از «هواپرستى» در برخی از ما وجود دارد: (2) و بيشترشان به خدا ايمان نمى‌آورند جز اينكه [با او چيزى را] شريك گيرند. در برخی مردم شائبه‌اى از شرك وجود دارد و «خداپرستى» با «خودپرستى» همراه است. به هر حال، براى رسيدن به مقصد و نمازى كه انسان را به معراج ببرد، راهى جز فرو شكستن وجود ندارد: (3)؛ به راستى كه مؤمنان رستگار شدند؛ همانان كه در نمازشان فروشكسته‌اند. بين فرو شكستن در مقابل خدا و فرو‌شكستن نزد مردم يك تفاوت وجود دارد. فروشكستن در مقابل مردم رنج آور است و انسان از آن عذاب مى‌كشد و برايش سخت است، اما وقتى اين حالت در برابر خداوند به انسان دست مى‌دهد، انسان لذت مى‌برد! برخى از بزرگان مى‌فرمودند، لذتى كه انسان از اين حالت در مقابل خدا پيدا مى‌كند و اشكش به جهت خشوع در برابر خداوند جارى مى‌شود، از همه لذت هايى كه در دنيا وجود دارد بيشتر است، بطورى كه آرزو مى‌كند‌ اى كاش هيچ چيز ديگرى جز همين حال نبود و هميشه اين حال برايش باقى مى‌ماند!
  2. توجه به عظمت الهى و حقارت و ناچيزى خويش: اگر ما هنگام نماز حضور خدا را دست‌كم در حد يك انسان معمولى هم احساس كنيم، نمازمان با آنچه قبلاً بود بسيار متفاوت خواهد شد؛ چه رسد به اينكه حضور خدا را با مقام خدايى‌اش احساس كنيم! اگر همين مقدار هم خدا را باور كنيم حضور قلبمان بيشتر خواهد شد. در اثر تمرين و توجه به اين امر، حالت خُردى و حقارت در مقابل پروردگار به انسان دست مى‌دهد و در مقابل عظمت الهى خود را ناچيز و كوچك يافته، كرنش مى‌كند. جالب است كه نماز هم با اشاره به همين مسأله، يعنى عظمت خداى متعال، شروع مى‌شود. ابتداى نماز بايد «الله اكبر» بگوييم؛ يعنى بايد به بزرگى و عظمت خداوند توجه و اعتراف كنيم و باز جالب است كه اين ذكر بارها در طول نماز و حتى پس از پايان نماز و در تعقيبات آن تكرار مى‌شود. هنگام رفتن به ركوع و سجده و همچنين سر برداشتن از آنها، در تسبيحات اربعه در ركعت سوم و چهارم، در تسبيحات حضرت زهرا(س) پس از پايان نماز و در موارد متعدد ديگر، با ذكر «الله اكبر» به عظمت و بزرگى خداوند توجه داده مى‌شود. آن كسى كه انسان را خلق كرده و نماز را بدين صورت تشريع كرده، بهتر مى‌دانسته كه انسان چگونه بايد تربيت شود و توجه و تكرار چه مفاهيمى بیشتر براى انسان ضرورت دارد.
  3. توجه به زشتكارى خود در برابر پروردگار: خداى متعال نظام هستى را طورى قرار داده كه در آن، ارتكاب گناه آثارى سوء در پى دارد. خداوند در روز قيامت انسان را زنده مى‌كند و اگر فرد با ارتكاب گناه مستحق عقاب گرديده باشد او را به جهنم مى‌برد و عذاب مى‌كند. بنابراين آنچه ترسناك است اعمال و رفتارهاى سوء خود ماست كه ممكن است بر اساس نظامى كه خداوند مقرر فرموده، ما را به سوى جهنم و عذاب الهى سوق دهد. يكى از راه هاى پيدا كردن خشوع در نماز، رسيدن به حالت «خوف از خدا» است. انسان با در نظر گرفتن اينكه در مقابل چه بزرگوار مهربانی بى‌حرمتى كرده و دست به زشت كارى و پليدى زده است، احساس شرمندگى نموده حيايى فوق‌العاده مى‌كند و در مقابل خداوند سرافكنده و فروشكسته مى‌گردد.
  4. توجه به «صفات جمال» الهى: انسان هر قدر كه كسى را بيشتر دوست داشته باشد، سعى مى‌كند خود را بيشتر به او نزديك كند. درباره خداى متعال نيز، هر چقدر محبت خدا در دل انسان بيشتر باشد، شوق نزديكى و ارتباط و اتصال با او نيز در انسان بيشتر خواهد بود. و محبت خدا، در نتيجه معرفت نسبت به صفات جماليه الهى و توجه به آنها پيدا مى‌شود. شوق لقاى الهى در دل كسانى بيشتر است كه صفات جماليه الهى را بيشتر و بهتر شناخته‌اند و محبت خدا در دلشان بيشتر است. اگر چنين حالتى تا حدودى در انسان حاصل شده باشد، از آن جا كه نماز را لحظه ديدار محبوب مى‌يابد، از اين رو آتش شوق وصال در دلش زبانه مى‌كشد و هنگامى كه در نماز به وصال معشوق و محبوب خود مى‌رسد در مقابل او احساس خاكسارى و فروشكستگى مى‌كند. پيدايش اصل اين حالت و نيز درجه شدت و ضعف آن، بستگى دارد به اينكه انسان تا چه حد شوق لقاى الهى را داشته باشد. شوق لقاى الهى نيز تابع ميزان محبت انسان نسبت به خداى متعال است. محبت نيز تابعى از ميزان معرفت انسان نسبت به صفات جماليه الهى است. بر اين اساس، گرچه انسان در حين نماز محبوبش را به چشم سر نمى‌بيند، اما آتش شوق وصال و گرمى لحظه ديدار معنوى تمام وجودش را فرامى‌گيرد.
  5. آخرين نماز: از ديگر چيزهايى كه مى‌تواند به حضور قلبِ بيشترِ ما در نماز كمك كند و در روايات هم به آن اشاره شده است، توجه به اين نكته است كه احتمال دارد اين نماز آخرين نمازى باشد كه مى‌خوانيم! در روايتى، پيامبر اكرم(ص) در ضمن نصايحى به يكى از اصحاب به نام «ابوايوب خالد بن زيد»، يكى از مطالبى كه اشاره فرموده‌اند همين مطلب است: (4)؛ يعنى هنگام نماز طورى نماز بخوان كه گويا اين آخرين نمازى است كه مى‌خوانى؛ نماز خداحافظى تو است. در هر حال، راه هاى متعددى براى خروج از غفلت و توجه به خداى متعال وجود دارد. همه اين راه‌ها متوقف بر نوعى معرفت و شناخت است. اگر بخواهيم در حال نماز خشوع داشته باشيم و متوجه ذات اقدس متعال گرديم، بايد از پيش، اين معرفت‌ها را كسب كنيم و آنها را پيوسته وجهه نظر خود قرار دهيم. به ويژه بايستى دقايقى قبل از نماز، به معارفى كه از پيش كسب كرده‌ايم توجهى خاص بنماييم؛ اين كار در ايجاد خشوع در حين نماز، بسيار مؤثر است. بارالها ما را از خواب غفلت بيدار كرده، به سوى خود متوجه نما و قلب و دل ما را نسبت به خود خاشع گردان و نمازهاى ما را «نماز خاشعان» قرار ده؛ آمين.

پی نوشت‌ها:

  1. سوره مباركه جاثيه، آيه 23.
  2. سوره مباركه يوسف، آيه 106.
  3. سوره مباركه مؤمنون، آيه 2.
  4. بحارالانوار، ج 73، باب 129، روايت 4.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

هویت زنانه در تندباد تاریخ

هویت زنانه در تندباد تاریخ

✍️ سعید احمدی
سگ کی؟

سگ کی؟

✍️ سعید احمدی 
کارهای کثیف

کارهای کثیف

✍️ سعید احمدی 
الهیات جنگ...

الهیات جنگ...

یادداشت

پر بازدیدترین ها

Powered by TayaCMS