28 بهمن 1395, 4:2
آمنه اسفندیاری
در برخی توصیه های اخلاقی دیده می شود که گفته اند انسان باید خود را در مقابل همه حقیر و خوار بشمارد و این مقابل خود بزرگ بینی و تکبر است، حال سؤال این است که مرز این خودشکنی و تواضع تا چه حد است؟ آیا ما اجازه داریم برای به دست آوردن فضیلت فروتنی خود را مقابل دیگران حقیر و کوچک کنیم؟
باید دقت کنیم که در معارف اسلامی برای هر چیزی حد و اندازه ای در نظر گرفته شده است و اینگونه نیست که یک دستور اخلاقی آمده باشد و حدود آن مشخص نباشد و این کوچک شمردن خود برای جلوگیری از تکبّر هم شرایطی دارد. اگر این باور را بدون قید و شرط بپذیریم، معنایش آن است که پیامبر(ص)، امام علی(ع) و امام حسین(ع)، زمانی به مدارج بالای اخلاقی دست خواهند یافت که خویشتن را – نعوذ بالله – کمارزشبپندارند! اما آیا این بزرگواران همین روش و منش را داشتند؟! پاسخ این پرسش را میتوانیم در سخن پروردگار در قرآن کریم مشاهده کنیم: [1] و ما به داود و سلیمان دانشی هدیه کردیم و آن دو عرضه داشتند که ستایش، شایسته پروردگاری است که ما را بر بسیاری از بندگان با ایمان خود برتری داده است!همانگونه که مشاهده میشود، این دو پیامبر بزرگوار، برتری خود را نه تنها بر مردم عادی و بیایمان، بلکه بر بسیاری از مؤمنان اعلام داشته و به همین دلیل، شکرگزار پیشگاه پروردگار شدند، اما خداوند هرگز آنان را مؤاخذه نفرموده که چرا حس خودبرتربینی شما را فرا گرفته و چرا این رذیلت اخلاقی را ترک نمیکنید؟! امیرالمومنین علی(ع)در چندین مورد، برتری خود را نسبت به دیگران اعلام کرده است.[2] در دعاها و مناجات برجای مانده از پیشوایان دینی نیز بسیار میبینیم که آنان به دلیل برتری خود بر دیگر موجودات به درگاه خدا سپاس آوردهاند. امام سجاد(ع) هرگاه سفره طعام برچیده میشد، چنین دعایی میخواند: «الحمد لله الذی حملنا فی البر و البحر و رزقنا من الطیبات و فضلنا على کثیر من خلقه تفضیلا»[3]؛ستایش،پروردگاری را رواست که وسایل حرکت ما را در خشکی و دریا فراهم کرده و غذاهای پاکیزهای روزی ما نمود و ما را بر بسیاری از آفریدگانش برتریهای چشمگیری بخشید. مروی است که: «خدا به موسی بن عمران وحی فرستاد که: ای موسی! هیچ میدانی که چرا تو را برگزیدم و اختیار کردم به سخن گفتن با خودم؟ عرض کرد: به چه سبب بود؟ فرمود که: من ظاهر و باطن همه بندگان خود را دیدم، هیچ یک را ندیدم که ذلت ایشان از برای من چون تو باشد، ای موسی! به درستی که تو هر وقت نماز می کردی رخسار خود را بر خاک می گذاردی»[4] در این روایت به خوبی مشخص است که جایی کوچک شمردن خود ارزش است که در مقابل پروردگار هستی باشد نه اینکه در مقابل هر کسی انسان خود را تحقیر کند. خداوند برای عزت نفس و کرامت بنده هایش ارزش زیادی قائل است و به ما اجازه نمی دهد که در مقابل هیچ احدی خود را خوار و ذلیل کنیم. هرگاه افرادی از یک گروه باشیم که به صورت معمول در یک رده و دسته گنجانده میشویم و همگی دانشی نسبتاً برابر داشته و به فعالیتهای اجتماعی، عبادی تقریباً همسانی میپردازیم، هرگز سزاوار نیست که تکبری داشته و خود را برتر از سایرین بپنداریم و همچنین در مقابل دیگر افرادی که امیدی به توبه و بازگشت دارند نیز همواره باید این تصور را در ذهنمان مجسم کنیم که شاید او عاقبت به خیر شده و ما خدای ناخواسته به سرنوشت بدی دچار شویم.اگر حتی درصد کوچکی از احتمال وجود داشته باشد که فردی از ما بدتر باشد، هرگز حق نداریم خود را برتر از او بپنداریم. علاوه بر آن، هرگاه انسان به موقعیت والاتری در اجتماع دست یابد، بر او لازم است که در اندرون خود و در مقایسه خویشتن با جهان آفرینش،بر فروتنی خود بیفزاید[5] نه آنکه لازم باشد خود را از نادانان نیز پست تر بداند.
یادمان باشد که اسلام یک دین کامل و بی نقص است اگر به روایت و آیه ای برخوردیم که برایمان سؤال ایجاد شد باید برویم مطالعه کنیم و آن حکم را در کنار احکام دیگر که در آن زمینه خاص صادر شده است قرار دهیم و راه تعادل و درست را برگزینیم. در این زمینه خاص هم درست است که اسلام امر به تواضع و فروتنی می کند اگر روایات دیگر در این زمینه را مورد بررسی قرار دهیم خواهیم دید که تواضع و شکستهنفسی هم شرایط خودش را دارد. ما اجازه نداریم خود را در مقابل دیگران بشکنیم حالا نیّت هر چه باشد چه یک نیاز دنیایی باشد چه به دست آوردن یک فضیلت اخلاقی. به عنوان مثال خداوند متعال به هیچ وجه اجازه نمیدهد ما در حضور هیچ کس به گناهانمان اعتراف کنیم که ارزش خود را از دست بدهیم، یا در روایات بسیار نهی شدهایم از اینکه مرتبا عذرخواهی کنیم، به ما دستور دادهاند مراقب رفتارمان باشیم که نخواهیم به دلیل رفتار نسنجیده در مقابل دیگران عذر تقصیر بیاوریم.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان