29 دی 1395, 8:40
در چند روايت آمده بود كه پيامبر (ص) و امامان (ع) همچنانكه به آموختن قرآن اهتمام ميورزيدند «درخواست خير» در كارها را نيز به ياران ميآموختند. اين روايات نشان ميدهند كه آثار اين عمل، همانند آثار قرآن كريم است كه عبارت است از:
اگر قلبي داراي ايمان نباشد، تلاوت قرآن كريم موجب ايجاد ايمان در قلب ميشود و اگر ايمان دارد، موجب افزايش و رشد آن ميشود. اميرمومنان علي (ع) ميفرمايد: «الْقُرآنُ لِقاءُ الايمان؛ قرآن موجب توليد ايمان است.» همچنان كه نسيم بهار سبب ميشود تا شكوفهها شكفته شوند و درختان بارور گردند، تلاوت و وزيدن نسيم آيات موجب ميشود كه قلب به ايمان مزين شود و در صورت حضور ايمان موجب افزايش و بالندگي آن خواهد شد. اين از آثار همراهي با قرآن است. «دعاي قبل از هر كار» نيز داراي چنين آثار بلند و ارزشمندي است كه اگر انسان قبل از آغاز كار لحظهاي توقف كند و قلب را به جانب خداوند روان سازد و از اوخير و بركت بخواهد اين رفتار موجب ايجاد وافزايش ايمان ميگردد.
قرآن موجب حيات روح و زنده ماندن دل است. اگر دل زنده شد به آن سوي عالم گرايش پيدا ميكند، عشق به خدا و آخرت در آن قرار ميگيرد و اين دنياي فاني را ديگر به حساب نميآورد. نتيجه حشر و نشر با قرآن زنده بودن قلب و تازه بودن روح است همچنين است ياد خداوند قبل از اعمال.
همراهي با قرآن باعث ميشود كه امور زندگي از پراكندگي نجات پيدا كند و كارهاي فرد جمع و جور شود و غم و غصه از صحنه زندگي رخت بربندد. در نتيجه چنين فردي اراده و توان خود را مصروف جهان پر از نور و ابدي ميكند. اين آثار همچنانكه از تلاوت و همراهي با قرآن كريم برميخيزد، با «ياد خداوند قبل از اعمال» نيز حاصل ميگردد. آثار فوق از سنجش «ياد خداوند قبل از انجام كار» با قرآن كريم استفاده گرديد اما براي اين عمل آثار بسيار و نتايج بااهميت ديگري نيز هست كه اهم آنها را بدين شرح ميتوان يادآور شد:
در امور زندگي عادت افراد بر اين است كه اسباب ظاهري را اصل قرار ميدهند و تمام اميد و چشم خود را به آن ميدوزند و خير و شر و نفع و ضرر خويش را در آنها ميبينند با اينكه خداوند بر همه آنان غلبه دارد و قدرت او فوق تمام قدرتهاست و هيچ كس در برابر خواست او ياراي ايستادن ندارد و همگان مقهور و مغلوب آن ذات مقدس هستند، ما انسانهايي را ميبينيم كه چون از تربيت انبيا دور هستند اين حقيقت را ناديده ميگيرند و سعادت و خوشبختي خود را در اسباب ظاهري ميجويند. اينكه انسان از خداوند غفلت كند به اشخاص و افراد بهطور مستقل روی آورد، خود نوعي شرك محسوب ميشود. راه بيرون آمدن از چنين شركي، آن است كه انسان قبل از توجه به ديگران و وارد شدن در كارها از خداوند درخواست خير كند تا او اسباب خير را فراهم و موانع را مرتفع سازد.
تشخيص خوب از بد و خير از شر كار آساني نيست. براي هركس ميسر نيست كه آنچه در واقع، سعادت اوست دريابد و از آنچه مايه هلاكت است دوري كند، زيرا بسياري از اوقات، بر اثر اعمال خود استحقاق بلاهاي ناگهاني را پيدا ميكند. خداوند او را در كارها به خود وا ميگذارد و لحظهاي كه انسان از رحمت خداوند دور باشد از افتادن در راه هلاكت و شر در امان نخواهد بود. تنها راه علاج رهيدن از بلاها و راه يافتن به سعادت و خير، در توجه به خداوند و درخواست خير از او نهفته است. بنابراين جلب مصلحت و رسيدن به سعادت واقعي در گرو دل سپردن به حق و درخواست خير قبل از انجام هركاري است. امام صادق (ع) ميفرمايند: كسي كه بدون توجه به خداوند و درخواست خير در كاري وارد گشت اگر موفق نگرديد يا بلايي به سراغ او آمد، جز خود را ملامت نكند. آن حضرت در جای دیگر ميفرمايند: خداوند فرموده «از علامت شقاوت و بدبختي بنده من آن است كه كارها را انجام دهد و از من خير و مصلحت نخواهد».
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان