سودهسادات تقوی
ياد خدا، غفلت را از دل ميزدايد و آدمي را از كجانديشيها و فساد دور ميسازد. دعا ذكر خداست و همواره ياد او را در دل زنده نگه ميدارد. زيانكارترين افراد، محرومان از دعاي خداوندند. بيرون رفتن نام و ياد خدا از دل انسان، سرافكندگي و خجالت او را به دنبال خواهد داشت.
دعا، گشودن زبان خواهش و تمنا با حضرت دوست است و در حقيقت گاهي سكوت، ناپسند و سبب غفلت است. با اينكه خداي سبحان به خواستهها و ناخواستههاي ما و از درون ما همواره آگاهي دارد، دعا و نجوا با پروردگار، نفس آدمي را شايسته و آماده دريافت فيض و حكمت حضرت حق ميكند، چنان كه در روايتي از امام محمدباقر(ع) آمده است: هيچ چيز نزد خدا با فضيلتتر از اين نيست كه از وي درخواست شود و هيچ كس مبغوضتر از آن نيست كه تكبر ورزد و از عبادت سر باز زند و از خدا سؤال نكند.
دعا و تقويت ايمان در دل
دعا موجب تقويت و استمرار ايمان در دل است. خطر از دست دادن ايمان همواره در رويارويي با سختيها، سرخوشيها، نعمتهاي فراوان و ديگر لحظههاي حساس زندگي، براي انسان وجود دارد و تنها با دعا و ذكر خدا، ميتوان ايمان و اعتقاد سست و شكننده را ثابت و مطمئن ساخت و از ضعف و نابودي در امان داشت. نبي مكرم اسلام(ص) ميفرمايد: «دعا اسلحه مؤمن، ستون دين و نور آسمانها و زمين است». ناگفته نماند كه شناخت خداوند و ايمان به او، زيربناي تمام عقايد و امور عبادي يك مسلمان است و با شناخت بيشتر انسان از خداوند، توجه و خلوص عبادتش فزوني مييابد كه شناخت حقيقي خداوند در اجابت دعا هم مؤثر است.
دعا سبب دميدن روح رستگاری و اخلاص در انسان
اخلاص، يعني كار را براي خدا انجام دادن. همه كارها را در زندگي ميتوان با نيت تقرب به خدا انجام داد، در حالي كه بسياري از بندگان حتي عباديترين كارها مثل نماز را براي خدا انجام نميدهند. دعا، روح اخلاص را در انسان ميدمد و موجب رستگاري او ميشود. حضرت علي(ع) هم از دعا به عنوان كليد رستگاري ياد ميكند و ميفرمايد: «دعا، كليد پيروزي و گنجينه رستگاري است». پذيرش يا رد هر عمل، به اخلاص نيت در انجام آن بستگي دارد. خلوص نيت در هر كاري معيار ارزشمندي آن است و چنين عملي به يقين در پيشگاه الهي پذيرفته ميشود، ولي عمل غيرخالص بطور حتم تلاشي بيفايده است. با اين حال، دعا از ابزار مهم پيدايش و تقويت اخلاص در روح آدمي است. خداوند سبحان در سوره اعراف آيه 29 ميفرمايد: «خدا را از روي اخلاص بخوانيد و دين تان را براي او خالص گردانيد».
نعمت پاكی و رستگاری در سايهسار اخلاص
در مسير خودسازي و رشد فضيلتهاي اخلاقي كه در سايهسار دعا بهدست ميآيد، عشق و محبت به يگانه هستي نيز معنا مييابد؛ عشق به وجود مجرد و جهش به سوي كمال مطلوب و خدايي كه مظهر تمام زيباييها و خوبيهاست. انس با دعا و سخن با پروردگار هستي، وجود آدمي را به شور مياندازد و لذت شادابي و آرامش پس از راز و نياز با او، ارمغاني دلنشين براي بنده خسته دل است.
فرياد رس ناله درويش تويي / آرام بخش اين دل ريش تويي / طوفان فزاينده مرا غرق نمود / يادآور راه كشتي خويش تويي ـ امام خميني(ره)
عشق و الفت به ذات حضرت حق، جايگاه امني است كه همواره انسان در فراز و فرودهاي زندگياش آن را جستوجو ميكند.
دعا، تجلی فقر آدمی
يكي از اسرار ذكر نيازها در دعا اين است كه هستي آدمي در برابر معبود، با خواهش و تواضع و احساس ناچيزي همراه ميشود. فرد دعاكننده با درخواست بخشش گناهان، براساس عدل خداوندي خود را شايسته نجات نميبيند، بلكه با اميد به رحم و عنايت پروردگار، بيچارگي خويش را عرضه ميدارد. انسان هنگام دعا به ضعف و نيازمندي خود پي ميبرد و در نتيجه خودخواهي را از خويش دور ميكند و به يگانه عالم نزديكتر ميشود.
تأثير دعا در تغيير سرنوشت
از آثار اعتقادي دعا، تغيير سرنوشت است. از جمله اينكه عاقبت ناخوشايند را به نيك فرجامي تبديل ميسازد. حضرت امام جعفر صادق(ع) ميفرمايد: «دعا، قضايي را كه از آسمان نازل گرديده و به سختي استوار گشته است، باز ميگرداند». همچنين از امام سجاد(ع) نقل است: «همانا دعا و بلا تا روز قيامت با هم رفاقت كنند و همانا دعا بلايي را كه به سختي استوار شده است، برگرداند». در دعايي، از امام سجاد(ع) چنين رسيده است كه: پروردگارا! عمر را طولاني گردان و رزق مرا وسيع كن و جسم مرا سالم بفرما و به آرزويم برسان و اگر از اشقيا هستم، مرا [از زمره آنان خارج فرما] و نام مرا در زمره سعادتمندان بنويس، به راستي كه تو در كتاب نازل شده بر پيامبرت كه فرمودهاي: خداوند آنچه را كه بخواهد، محو ميكند و «امالكتاب» نزد اوست.
آرامش روان در سايهسار نيايش
دعا و مناجات به انسان ميآموزد كه او در عالم هستي تنها نيست و پروردگاري هست كه صدايش را ميشنود، او را ميبيند و از درونش آگاه است. با اين احساس، او بر تنهايي تلخ و عميق خود فائق ميآيد و خويش را در اتصال با خالقي بيهمتا مييابد. دعا و نيايش، آهنگ زندگي را منظمتر و تار و پود وجود آدمي را به اعتدال هدايت ميكند. به گفته يكي از انديشمندان غربي، ويليام جيمز: آشنايي به رموز زندگي يك چيز است و زندگي داشتن و آن را در ضربان قلب خود احساس كردن، چيز ديگري است. دعا، براي رسيدن به مقصود و روشنتر شدن بارقههاي اميد در فرد نيايشگر راهگشاست و او را به آيندهاي برتر و مطمئن اميدوار ميكند. چنانچه فرد اين باور را در زندگي خود داشته باشد كه خداوند همواره از حال او آگاه است و لحظهاي او را فراموش نميكند و اگر گاهي خداوند مصلحت را در اجابت نشدن يا تاخير اجابت دعايش ميبيند، آرامش و توكل خود را از دست نميدهد.
دعا و پيوند با مردم
دعا و مناجات، در ايجاد پيوند روحي با مردم و احساس همدلي با آنان راهي پسنديده و آسان است، زيرا در نظام تربيتي و اخلاقي اسلام، ما موظفيم ابتدا براي ديگران و پس از آنان براي خود دست به دعا برداريم. با تأمل در بيشتر دعاها، در مييابيم كه بسياري از آنها به لفظ جمع به كار رفتهاند كه هدف از آن، در واقع سفارش اين حرف است كه ديگران را نيز در همه حال به ياد داشته باشيد و آنها را هم در ثمرههاي نيك دعاهايتان شريك سازيد. از امام كاظم(ع) نقل است: دعاكنندهاي كه در پشت سر برادر ديني غايبش دعا كند، از آسمان ندا داده ميشود كه به ازاي هر يك واحد [ثمره براي او]، صدهزار مرتبه براي تو باد.
امام باقر(ع) در اين باره فرموده است: «بر تو باد دعا كردن براي برادرانت».
نيايش از منظر ديگران
دكتر الكسيس كارل، فيزيولوژيست و جراح و متفكر فرانسوي، افزون بر تخصص و مهارت در رشته علمي خويش، داراي نظريهها و افكار اجتماعي مهمي نيز بوده است. او صاحب مكتب و نظريه اجتماعي «بيوكراسي» بود. يكي از آثار تاليفي ارزشمند وي نيايش است كه به چكيدهاي از اين نوشتار اشاره ميكنیم: نيايش بر روح و جسم ما تأثير ميگذارد. اين تأثير به كيفيت، شدت و تواتر نيايش بستگي دارد. نيايش هنگامي كه مداوم و پرشور و حرارت است، تأثيرش آشكارتر است. وي در جايي ديگر ميگويد: نيايش، ويژگيهاي خويش را با نشانههاي بسيار مشخص و منحصر به فردي نشان ميدهد: صفاي نگاه، متانت رفتار، انبساط و شادي، چهره پرنشاط، استعداد هدايت و نيز استقبال از حوادث. چنين به نظر ميرسد كه نيايش، انسانها را آن چنان رشد ميدهد كه جامهاي كه وراثت و محيط بر قامتشان دوخته است، برايشان كوتاه شود. ملاقات با پروردگار، آنها را از صلح و آرامش درون لبريز ميسازد، به گونهاي كه شعشعه پرتو اين صلح در چهره شان نمودار است و آن را هر جا كه روند، با خود ميبرند. در پرتو ايمان و توجه به خداوند، صبر و پايداري بالا ميرود و با اميد و اطمينان قلبي، تحمل مشكلات آسان ميشود.
دعا، ترنم آرامشبخش جان
دعا ترنم جانسوز و دلنشيني است كه همراه با معرفت خداي يكتاست. نيايش و دعا پرواز روح است به سوي خدا.
در آن نفس كه بميرم در آرزوي تو باشم / بدان اميد دهم جان كه خاك كوي تو باشم ـ سعدي
هنگامي كه در كشاكش و غوغاي زندگي، در پسِ كوچههاي تنگ و تاريك آن بيتاب و بيقرار ميشوي، آن گاه كه گرد و غبار تيرگي و گناه بر جسم و جانت مينشيند و سرگردانيها و گرفتاريها روح و درونت را نگران و پژمرده ميسازد، اين احساس نياز در تو زنده ميشود كه زلال نشاط و اميد را در كوچههاي دلت جاري سازي و زمزمه وصل را بسرايي و با راز و نياز و نيايش، تيرگي و افسردگي را به روشني و يقين مبدل سازي و اين، حقيقت آرامش است كه از دعا ميطراود. آري، نگراني هايمان را در قالب دعاهاي ناب و خالصانه، با خداي بيهمتا در ميان ميگذاريم و فقط با اتكال به آن سرچشمه بيپايان الهي آرام ميگيريم.
ما شبي دست برآريم و دعايي بكنيم/ درد هجران تو را چاره ز جايي بكنيم/ دل بيمار شد از دست، رفيقان مددی / تا طبيبي به سر آريم و دوايي بكنيم ـ حافظ