بررسی راه های شناخت دشمنان و روش برخورد با آنان از ديدگاه قرآن
جامعه اسلامي وظايف و تکاليفي دارد که مي بايست انجام دهد. هر فردي در زندگي خويش دوست و دشمني دارد که شناخت آنها مي تواند امنيت و آرامش و آسايش او را تضمين کند؛ زيرا انسان به ميزان شناختي که از دوست و دشمن دارد، برنامه ريزي مي کند و نسبت ها را مراعات مي نمايد. جامعه اسلامي نيز نيازمند چنين شناختي است تا بتواند رفتار خود را بر اساس آن مديريت کند. نويسنده با مراجعه به آموزه هاي قرآني به اين وظيفه و تکاليف الهي اشاره کرده است.
دشمنان درونی و بيرونی جامعه اسلامی
دشمن موجودي است که نسبت به انسان نفرت دارد و بقا و يا کمال ديگري را نمي خواهد. بنابراين، دشمني، عداوت و خصومتي برخاسته از نفرت و کراهت است. پس دشمن بر اين باور است که بقاي ديگري يا کمالش موجب زوال و نابودي خودش يا آسيب به زندگي اوست. بنابراين تلاش خواهد کرد تا ديگري را به عنوان دشمن حذف کرده يا کمالش را از وي سلب کند.
هر فرد انساني داراي دشمني از غير همنوع است که از آن در قرآن به ابليس و شيطان تعبير کرده است. (بقره، آيات 168 و 208؛ انعام، آيه 142) البته انسان در درون خويش دشمن ديگري نيز دارد که همان هواها و خواسته هاي نفساني است که به شکل افراطي عمل مي کند. به عنوان نمونه قوه غضب و شهوت که بايد در خدمت کليت وجودي انسان باشد و به عنوان مدافع و جاذب عمل کند، گاه در دفع و جذب، زياده روي کرده و با طغيان گري اش، تعادل شخص و شخصيت را به هم مي ريزد. از همين رو از دشمن دروني به عنوان دشمن ترين دشمنان ياد شده است: اعدي عدوک نفسک التي بين جنبيک )(تنبيه الخواطر، ورام بن ابي فراس، ج 1، ص 59؛ بحارالانوار، علامه مجلسي، ج 67، ص 64؛ حکمت نامه پيامبر اعظم (ص) محمدي ري شهري، ج 7 ص 418)؛ چرا که در کنار آدمي و درونش سنگر گرفته و با کوچک ترين غفلت عقل و قلب، ممکن است راه طغيان و افراط را در پيش گيرد و به آدمي ضربه بزند.
افراد انساني، دشمنان ديگري از غير همنوعان چون درندگان و ميکروب ها و ويروس ها و همچنين دشمناني از همنوعان خويش دارند که در کمين او هستند تا جانش را بستاند، مالش را بردارند، عرض را به يغما برندا يا کمالي را از وي بازستانند و به نقص و کمبودي و حذفي دچار کنند.
همچنين هر جامعه اي از جوامع بشري از دشمنان دروني چون منافقان و هنجارشکنان و نيز دشمنان بيروني چون جوامع رقيب رنج مي برد که خواهان سلطه کامل بر اين جامعه و غارت سرمايه ها و منابع انساني و مالي و يا حتي حذف آنها يا از ميان بردن کمالي يا کمالاتي از آن جامعه هستند.
از آنجايي که جامعه اسلامي و امت اسلام بر محور عقيده و اعتقاد شکل گرفته است، دشمنان آنان نيز بر اساس همين معيار دسته بندي و شناخته مي شوند.
به سخن ديگر، از آن جايي که امت اسلامي مجموعه اي از انسان ها از نژادها، اقوام، خرده فرهنگ ها و جنسيت هاي گوناگون از مناطق مختلف جغرافياي زمين هستند که اسلام آنان را گرد هم آورده و امت اسلام را شکل بخشيده است، دشمنان آنان نيز مجموعه اي از بشريت خواهند بود که کفر و شرک، آنان را گرد هم مي آورد.
با توجه به اين معيار بايد گفت که دشمن امت اسلام و جامعه اسلامي از پيچيدگي بسياري برخوردار خواهد بود؛ زيرا معيار و ملاک دوستي و دشمني، ايمان و کفر است. از آنجايي که ايمان و کفر از مقوله امور باطني است نمي توان به سادگي دوست و دشمن را شناخت، مگر به الحان، گفتار و رفتارهايي که در پيش مي گيرند. از همين رو در جامعه اسلامي، چيزي به نام نفاق و منافق شکل مي گيرد؛ زيرا هنگامي که جامعه اسلامي از قوت و شوکت برخوردار باشد، گروهي که ايمان را نپذيرفته اند، به دورويي رو آورده و در دل، کفر و شرک مي ورزند در حالي که بر زبان شهادتين جاري کرده و اظهار مسلماني مي کنند.
جغرافياي دولت اسلامي هرچند محدود به جايي است که اکثريت آن را مسلمانان تشکيل مي دهند، ولي جغرافياي امت اسلام فراتر از اين محدوده است؛ زيرا هر جايي که مسلماني باشد جزو امت اسلام تلقي مي شود و دفاع از او در برابر دشمن از هر نوع و گرايشي واجب و ضروري است.
اموري از اين دست است که مسئله دشمن و دشمن شناسي را پيچيده و با اهميت کرده است و اسلام و آموزه هاي آن بر ضرورت دشمن شناسي و راه هاي مقابله با توطئه ها و خصومت ها و عداوت هاي دشمنان تاکيد کرده است. (نساء آيات 43 و 45؛ انفال، آيه 60؛ بقره، آيات 137؛ محمد، آيه 29 و 30؛ منافقون، آيه 4)
دشمن شناسي از آن رو بسيار اهميت مي يابد که موجب آماده سازي جامعه و امت اسلامي براي مقابله با دشمنان مي شود (فاطر، آيه 6) و بقاي امت و جامعه بر هدايت الهي را تضمين کرده و موجب مصونيت جامعه مي شود. (نساء آيات 44 و 45)
راههای شناخت دشمن از نظر قرآن
خداوند بزرگ ترين دشمن جامعه اسلامي را ابليس از نوع جنيان دانسته است؛ زيرا ابليس هرچند که دشمن بشريت است (يس، آيه 60)، ولي دشمن مستقيم مسلمانان و مومنان است؛ زيرا آنان کساني هستند که در برابر شيطنت ابليس مقاومت مي کنند.
اين دشمن مسلمانان و جامعه اسلامي از ويژگي هاي چندي چون ديده نشدن (اعراف، آيه 27)، فريبکاري و وسوسه گري (اعراف، آيه 22) و مانند آن برخوردار است.
دشمن ديگر جامعه اسلامي منافقاني هستند که بر کفر و شرک هستند، ولي مدعي اسلام و مسلماني مي باشند. ديگر دشمنان جامعه اسلامي کافران و ملحدان هستند که از نظر قرآن همه دشمنان اسلام و جامعه اسلامي تحت ولايت شيطاني ابليس قرار گرفته و از اولياي او به شمار مي آيند؛ زيرا کفر شرک و نفاق، ابزارهاي سلطه شيطاني ابليس بر بشريت است تا انسان را گمراه کرده و به هلاکت و شقاوت ابدي گرفتار کند.
خداوند در آيات قرآن بيان مي کند که براي شناخت کيفيات نفساني و امور باطني مي توان به نشانه شناسي و رفتارشناسي رو آورد و از آن طريق دوست را از دشمن بازشناخت.
اصولاً دشمنان جامعه اسلامي در دشمني خويش کارها و رفتارهايي را دارند که مي توان آن را ملاک شناخت دشمن قرار داد. از جمله اين کارها و رفتارها مي توان به موارد زير اشاره کرد:
1- اذيت و آزار: دشمن جامعه اسلامي در هر شرايطي در انديشه اذيت و آزار امت اسلام است. آنان در صورت سلطه بر جامعه اسلامي مسلمين را اذيت و آزار مي کنند و با زبان و رفتارهاي خويش موجبات خواري امت اسلام را فراهم مي آورند. (ممتحنه، آيه2)
2- گمراه گرایی: دشمن تمام تلاش خويش را انجام مي دهد تا جامعه اسلامي و امت اسلام از مسير هدايت و صراط مستقيم بيرون رود و به جرگه کفار و مشرکان وارد شود. تهاجم فرهنگي در راستاي سلطه شيطاني انجام مي گيرد و آنان با همه ابزارها از جمله شبهه افکني و ترديد پراکني بر آن هستند تا عقل و قلب مسلمانان را تسخير کرده و آنان را به سمت افکار شيطاني و گفتمان استکباري و ظالمان شيطان سوق دهند. از همين رو هنجارشکني و رفتارهاي ضداخلاقي و شرعي را به هر شکل شده تقويت و تشويق مي کنند و بستر انجام اعمالي چون فسق و فجور و قتل و جنايت و مانند آنها را فراهم مي آورند. (قصص، آيه15)
3- بی عدالتی: دشمنان امت اسلام، از هر گونه عدالت خواهي هراسان هستند و مي کوشند تا جامعه اسلامي گرايشي به عدالت نداشته باشد، بلکه کاري مي کنند تا گرايش به بي عدالتي در جامعه تشويق و تحکيم شود و مردم به يکديگر ظلم روا دارند و عدالت محسوس و ملموس در جامعه تحقق نيابد. (مائده، آيه8) پس دشمن را مي توان با بي عدالتي و نيز تشويق به بي عدالتي شناخت.
4- تعدی: اصولاً تعدي از ويژگي ها و آثار دشمني است؛ از همين رو دشمن نيز دوست مي دارد که جامعه اسلامي به چنين خصوصيتي دچار شود. دشمنان جامعه اسلامي در هر شرايطي تلاش مي کنند تا به جامعه اسلامي تعدي روا دارند و حقوق آنان را ناديده گيرند. (مائده، آيه8)
5- توهين و اهانت: از ديگر ويژگي دشمن، توهين و اهانت است. دشمنان جامعه اسلامي همواره تلاش مي کنند تا به پيامبر(ص) و مومنان و جامعه اسلامي اهانت روا دارند. آنان در صورت تسلط بر جامعه اسلامي در انجام اين کار کوتاهي نکرده و بيشترين اهانت و توهين را در حق مسلمانان روا مي دارند. (ممتحنه، آيه2) با نگاهي به جوامع اشغال شده توسط دشمنان ظالم و استکباري مي توان تصويري روشن از اهانت و توهين دشمنان را به چشم مشاهده کرد و درک درستي از مفهوم آن ارائه داد.
6- جدال باطل: دشمن کسي است که به مجادله باطل روي مي آورد. دشمنان اسلام و جامعه اسلامي براي سلطه فرهنگي و علمي خود به مجادله باطل گرايش داشته و به آن دامن مي زنند؛ چنانکه مشرکان دوره پيامبر(ص) اين گونه عمل مي کردند. (زخرف، آيات57 و 58)
7- جنگ ويرانگر: دشمن براي حذف تلاش مي کند و اگر نتوانست به حذف کمال بسنده مي نمايد تا شرايط براي نسل کشي و حذف کامل فراهم آيد. از همين رو مي توان دشمن را با جنگ هاي ويرانگر و خانمانسوز و نسل کشي ها شناخت. (بقره، آيه205؛ آل عمران، آيه103)
8- فريبکاری: دشمن امت اسلام اهل فريب و نيرنگ است. بنابراين بايد همواره هشيار بود تا در دام فريب هاي دشمن نيفتاد. دشمن بسيار مکار و فريبکار است و کمترين غفلت موجب زيان و ضرري است که گاه پشيماني نيز سودي نخواهد داشت. (اعراف، آيه22؛ طه، آيات 117 تا 121)
9- مکر و حيله گری: از ديگر رفتارهاي دشمن مکاري و حيله گري اوست. دو به هم زني، ايجاد حسادت و تحريک احساسات دروغين براي مقاصد شيطاني از جمله راهکارهاي دشمن براي سلطه و حذف کامل يا کمالي است. (يوسف، آيه5)
10- ايجاد تفرقه: وحدت، عامل رشد و کمال و تقويت جامعه اسلامي است. همدلي و همزباني مردم جامعه موجب تقويت و استحکام و رشد و پيشرفت آن است؛ اما دشمن تلاش مي کند تا به هر شکلي شده در ميان مردم و رهبران جامعه فاصله و تفرقه اندازد و مردم را نسبت به دولتمردان بي اعتماد سازد؛ زيرا اين گونه است که مي تواند به حذف و نابودي امت اسلام برسد و يا کمالي را از آنان سلب کند. (آل عمران، آيه103)
11- تبليغات فريبنده: دشمنان براي سلطه بر جامعه اسلامي به تبليغات فريبنده چون صلح خواهي، آزادي خواهي، حقوق بشر و مانند آن رو مي آورند تا جامعه و امت اسلام را فريب دهد و به مسير گمراه خود بکشاند. (انعام، آيات112 و 113) آنان با دستگاه هاي تبليغاتي و ابزارها و فن آوري هاي پيشرفته به اين مهم اقدام مي کنند و از آنجايي که دستشان براي فريب و دروغگويي باز است و از هيچ امر ضد اخلاقي و هنجاري فروگذار نمي کنند، بهتر مي توانند به فريبکاري ادامه دهند و مردم را فريب دهند و به مسير باطل خويش دعوت کنند.
12- ارتباط نهانی و هماهنگی ميان دشمنان: دشمنان امت اسلام، از مشرکان و منافقان و کافران با هم ارتباطات هاي مرموز و نهاني و هماهنگ دارند تا اهداف خود را به دست آورند. آنان به يکديگر پيغام هاي رمزآلود و به تعبير قرآني وحي مي فرستند تا بي آنکه مسلمانان متوجه شوند اهداف خويش را پيش ببرند. (انعام، آيه112)
13- دروغ پردازی و افتراء: دشمنان امت اسلامي به حربه دروغ پردازي و افترا رو مي آورند و مي کوشند از اين راه مسلمانان را به دام اندازند و اهداف ننگين خود را جامه عمل بپوشانند. (همان)
14- اخراج و اشغالگری: از ديگر خصوصيات دشمن اشغالگري و اخراج افراد از خانه و کاشانه خودشان است. (بقره، آيات 246 تا 251)
15- جاسوسی: از ديگر رفتارهاي دشمنان، جاسوسي و بهره گيري از افرادي به عنوان جاسوس (سماعون) است که بيشتر آنان را منافقان تشکيل مي دهند. (مائده، آيات 41 و 42)
16- جنگ روانی: دشمنان از طريق همين منافقان که دشمنان داخلي امت اسلام هستند، به جنگ رواني مي پردازند و اخبار دروغين را در جامعه پخش مي کنند و با اراجيف خبري و رسانه اي جامعه و امت اسلام را هراسان کرده و لرزه به دل هاي مسلمانان مي افکنند. (همان؛ احزاب، آيه60)
17- بدخواهی: دشمن، بدخواه است و همواره آرزوي در رنج قرار گرفتن مؤمنان و مسلمانان را دارد. پس مي توان اين گونه منافقان را نيز شناخت. (آل عمران، آيات118 تا 120)
18- هنجارشکنی و دعوت به زشتی ها: فراخواني مردم به کارهاي ناروا و زشت، کاري شيطاني است و همين امر معياري براي شناسايي دشمنان امت اسلام است. پس کسي که دعوت به هنجارشکني و کارهاي زشت و ضد ارزشي مي کند در تيم دشمن است. (بقره، آيات168 و169)
19- دعوت به فحشا: دعوت و تشويق مردم به فحشا، نشان دهنده دشمني دعوت کننده با دعوت شده است. (همان) پس مي توان دوستان را از دشمنان از طريق اين گونه رفتارها شناخت.
20- فسادگری و افسادگرایی: اصولاً دشمن گرايش به فساد و افساد در جامعه اسلامي دارد. از همين رو، حتي مدعيان اصلاح طلبي و اصلاحات را مي بايست با اين معيار سنجيد که آيا دعوت به فساد و افساد دارد و رفتارهايش اين گونه است يا نه؟ (بقره، آيات 8 تا 12؛ 204 و 205)
21- گفتار بغض آلود: گفتار بغض آلود و لحن کينه توزانه بيگانگان و دشمنان، راهي براي شناخت دشمني آنان با امت اسلام است که در آياتي از جمله 118سوره آل عمران بيان شده است.
چگونگی برخورد با دشمنان
وقتي جامعه اسلامي دشمن را شناخت مي بايست براي حفظ و مراقبت از امنيت و آسايش و آرامش خود راهکارهايي را در پيش گيرد. از جمله مهمترين راهکارها مي توان به موارد زير اشاره کرد:
1- ارهاب و بازدارندگی: از مهم ترين آموزه هاي قرآني در برخورد با دشمنان، تقويت بنيه نظامي و ايجاد عوامل بازدارنده است تا دشمن وسوسه حمله را در مخيله اش راه ندهد. خداوند در آيه 60 سوره انفال بر فراهم آوري تجهيزات و نفرات به عنوان عوامل بازدارنده و ارهاب و ترساندن دشمن تاکيد کرده است.
2- اجتناب از دوستی و پذيرش ولايت محبت و سرپرستی: از راه هاي برخورد با دشمن که در آيات قرآن بيان شده است، اجتناب از هرگونه پذيرش ولايت دشمن در شکل ارتباطات دوستانه و يا ولايت سرپرستي و حکومت است. جامعه اسلامي نبايد با دشمن ارتباطات ولايي داشته باشد. (آل عمران، آيه118؛ نساء آيات 89 و 114؛ مائده، آيه51؛ ممتحنه، آيه1)
3- پرهيز از رفتارهای تحريک آميز: يکي از راه ها و دستورهاي قرآني براي برخورد با دشمن، لزوم پرهيز از برخوردهاي نادرست و تحريک آميز با دشمنان است که در آياتي از جمله آيه 108 سوره انعام بيان شده است. البته اين تحريک گري مي تواند شامل رفتارهاي نادرست همانند رفتارهاي تفرقه افکنانه داخلي، بيان اسرار نظامي، تشديد اختلافات داخلي، اظهار نقاط ضعف و معضلات جامعه اسلامي و مانند آنها باشد.
4- مراعات اصول اخلاقی و ايمانی: با دشمن نيز بايد اصول اخلاقي و ايماني چون عدالت و رفتار پسنديده انساني و اخلاقي مراعات شود. (فصلت، آيات34 و 35)
5- پرهيز از تعدی: لزوم احترام به حقوق دشمنان و پرهيز از تعدي به آنان از اصول قرآني تعامل و برخورد با دشمن است (مائده، آيات2 و 5)؛ زيرا هدف، هرگز وسيله را توجيه نمي کند. از سوي ديگر، اسلام به هدف رهايي انسان و رساندن او به کمالات نزول يافته است و تلاش دارد تا مي تواند انساني را زنده کند و به سمت اسلام و ايمان سوق دهد؛ اعمال مناسبي چون مراعات اصول اخلاقي و انساني و پرهيز از ظلم و تعدي و حفظ عدالت در مقابله به مثل و مانند آنها موجب مي شود تا برخي از دل هاي مهر نشده دشمن، بيدار شده و به هدايت راه يابند. ازنظر قرآن تعدي به دشمن، نشانه اي از بي تقوايي اخلاقي و عقلاني و فطري است؛ زيرا فطرت پاک هر انساني تعدي و ظلم را نمي پسندد و انساني به هدايت اسلامي دست خواهد يافت که بر هدايت ابتدايي و فطري باشد.
6- سرمايه گذاری در حوزه نظامی: از ديگر ابزارهايي که براي برخورد با دشمن لازم و ضروري است، سرمايه گذاري امت و دولت اسلامي در حوزه نظامي است و تقويت بنيه نظامي است. (انفال، آيه60)
7- تبری و ابراز نفرت: از ديگر وظايف مسلمانان و جامعه اسلامي نسبت به دشمنان، ابراز نفرت و تبري جويي از آنان است. (مجادله، آيه22؛ توبه، آيه114؛ ممتحنه، آيه1)
8- ترک مودت نسبت به دشمنان: امت اسلام حق ندارد نسبت به دشمنان حتي اگر از خويشان باشند مودتي از خود بروز دهند و آنان را دوست خاص بگيرند و با آنان رفتار محبتآميز داشته باشند. (مجادله، آيه22)
9- ترک مصالحه در زمان قدرت: مصالحه و آشتي با دشمنان دين، در صورت برخورداري از توان برتر، مورد نهي الهي است و امت اسلام حق ندارد در صورت قدرت با دشمن مصالحه کند. (ممتحنه، آيه35)
آنچه بيان شد تنها گوشه اي از آموزه هاي وحياني قرآن درباره وظيفه جامعه اسلامي در حوزه دشمن شناسي و تعامل و برخورد با دشمنان است. از همين آموزه مي توان نقشه راه را در اين حوزه به دست آورد و سياست و برنامه ها و تکاليف امت در برابر دشمنان را دانست و بدان عمل کرد.
روزنامه كيهان، شماره 21077 به تاريخ 19/3/94، صفحه 8 (معارف)