25 اردیبهشت 1396, 5:5
آدمی بايد دم غنيمت شمارد و وقت را از دست ندهد؛ يعنی بايد همه توجه و اهتمام خويش را معطوف حال کند. همين لحظه همان زمانی است که هميشه در انتظار آمدنش بود و نگذارد که از دست برود؛ زيرا آينده ای که در انتظارش است، همين دم و حال و لحظه ای است که در آن وقت می گذراند.
ممکن است انسان دو حالت داشته باشد: 1. نعمت ؛ 2. نقمت. يعنی همين الان که دم و وقت اوست، يا غرق نعمت است يا غرق نقمت.
البته بودن در اين دو حالت نعمت و نقمت هم می تواند بر اساس سنت الهی حاکم بر جان و جهان باشد؛ زيرا انسان در هر دو حالت يا 1. گرفتار آزمون و ابتلای الهی است؛ 2. يا گرفتار عذاب خداوندی است.
به اين معنا که به حکمت الهی و مصلحت و مشيت خداوندی شخص بايد آزمونی را از سر بگذراند تا ظرفيتی جديد پيدا کند و يا ادعای خودش را به اثبات برساند؛ يا آنکه گناه و خطايی کرده که سزاوار تنبيه است.
ممکن است گفته شود که درباره نقمت و بلا و مصيبت می توان مدعی شد که امتحان يا عذاب است؛ اما درباره نعمت چگونه می توان چنين ادعايی کرد؟ در پاسخ بايد گفت: نعمتهای الهی نيز ممکن است از باب امتحان يا عذاب باشد؛ زيرا خداوند در آياتی از قرآن از جمله آيات 33 و 34 و 35 سوره زخرف بيان می کند که به کافران آن اندازه نعمت می دهد که خانه هايشان از زر و سيم باشد تا هرگز دست به دعا برندارند و نتيجه اعمال نيکی اگر دارند در همين دنيا بگيرند و تنها اين متقين هستند که در دنيا و به ويژه از طيبات الهی روزی میخورند. همين مطلب را می توان از آيات 15 و 16 و 17 سوره فجر نيز به دست آورد که برخورداری از نعمت به معنای خير نيست چنانکه نداری نيز به معنای اهانت و خواری از سوی خداوند نيست.
اينکه در جهان تفاوت هايی ميان افراد گذاشته شده از جهت آن است که يکديگر را به کار گيرند و به استخدام درآورند تا کارهای جهان با اسباب پيش برود. از اين رو، گفته می شود که يکی از علل اصلی در اجتماعی بودن بشر همين به کارگيری همديگر است؛ چنانکه خداوند به صراحت در آيه 32 سوره زخرف می فرمايد: آيا آنانند که رحمت پروردگارت را تقسيم میکنند؟ ما وسايل معاشِ آنان را در زندگی دنيا ميانشان تقسيم کردهايم و برخی از آنان را از نظر درجات، بالاتر از بعضی ديگر قرار دادهايم تا بعضی از آنها بعضی ديگر را به خدمت گيرند و رحمت پروردگار تو از آنچه آنان میاندوزند بهتر است.
به هر حال، انسان بايد هميشه حال و دم و لحظه را غنيمت بشمارد و بداند که حالت کنونی او از دو قسم خارج نيست يا گرفتار آزمونی است يا عذابی که بايد استغفار کند تا تحت غفران و مغفرت الهی قرار گيرد و خداوند زرهی از تقوا بر تن او بپوشاند تا از هر دو به سلامت بگذرد و در آزمون موفق شود و از عذاب برهد و خداوند آن را رفع کند.
اما انسان، حال خويش را بايد با آينده و گذشته نيز مقايسه کند تا هميشه به درستی و راستی از وقت و حال و لحظه و دم بهره ببرد. به گذشته اش بنگرد که چيزی نداشته و هر چه دارد به فضل الهی است و به آينده اش بنگرد که پيری می رسد و نداری؛ يعنی حال او ميان دو حالت فقر مطلق کودکی و پيری قرار دارد. زمانی بود که هيچ توانايی نداشت و زمانی میرسد که هيچ توانايی نخواهد داشت. خداوند در آيه 5 سوره حج می فرمايد: آنگاه شما را به صورت کودک بيرون میآوريم، سپس حيات شما را ادامه میدهيم تا به حد رشدتان برسيد و برخی از شما زودرس می ميرد و برخی از شما به غايت پيری میرسد به گونهای که پس از دانستن بسی چيزها، چيزی نمیداند. خداوند همين معنا را در آيه 67 سوره غافر نيز بيان کرده است.
پس حال ما بايد با توجه به گذشته و آينده باشد و بدانيم که وضعيتی که اکنون در آن گرفتار هستيم با گذشته و آينده ارتباط تنگاتنگ دارد، در اين صورت ديگر مختال فخور نخواهيم شد و به خيال بافی کودکانه و فخر و تفاخر جاهلانه نمی پردازيم و در زمان حال به خاطر از دست رفته ها نوميد و مأيوس نشده و برای داشته هايمان به هيجان های فرحناک و بدمستی نمی پردازيم.(حديد، آيات 22 و 23)
می گويند آيت الله العظمی محمدحسين بروجردی، در زمانی که رهبری جهان تشيع را در اختيار داشت و همه چشمان شيعيان عالم به او دوخته شده بود و وجوهات مالی بسياری در اختيار داشت، هراز گاهی ظروف ساده و سياه دوران طلبگی را می آورد و به نفس خود خطاب می کرد: ای محمد حسين! ديروزت اين بود و امروزت اين و فردايت را خدا می داند. پس خودت را گم نکن. يعنی: يَا اَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ عَلَيْکُمْ اَنفُسَکُمْ؛ مراقب خودتان باشيد (مائده، آيه 105) و خودتان را خوب ندانيد و پاک نشماريد که در اثر غفلتی گرفتار هبوط می شويد: فَلَا تُزَکُّوا اَنفُسَکُمْ هُوَ اَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَي.(نجم، آيه 32)
روزنامه كيهان، شماره 21553 به تاريخ 16/11/95، صفحه 8 (معارف)
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان