28 بهمن 1395, 4:6
از ويژگيهاي شاخص انسان كه خود وسيلهاي است براي نيل به خواستهها و اهداف زندگي اميد است. اميد به آينده در هر برههاي از زندگي بشر، عامل تحرك و نشاط و موفقيت بوده است و انسان بدون آن، نميتواند گامهاي تعيينكنندهاي در حيات فردي و اجتماعي بردارد. در قرآن كريم در آيات فراوان خطاب به انسانها آنها را به اميدوار بودن دعوت مينمايد و آنها را از يأس و نوميدي برحذر ميدارد چنانكه حضرت يعقوب به فرزندانش ميفرمايد: (1) اى پسران من، برويد و از يوسف و برادرش جستوجو كنيد و از رحمت خدا نوميد مباشيد. پيامبر اكرم(ص) درباره اميد ميفرمايد: اميد و آرزو براي امت من رحمت است و اگر آرزو نبود هيچ مادري فرزندش را شير نميداد و هيچ فردي درختي نميكاشت. اميد و آرزو مايه تلاش انسان و حركت اوست. اين توانمندي از نعمتهاي پربركت الهي است كه در سايه آن، شكستهاي انسان به عرصه تجربه براي موفقيت آينده تبديل ميشود. بايد دقت كرد كه عامل اميد راهي براي كوشش و تحرّك بيشتر است وگرنه اميد به آينده، به تنهايي و بدون بهرهگيري از فرصت نوعي حماقت است. امام علي(ع) ميفرمايد: (2) از كساني مباش كه بيش از كار و عمل خود اميد دارند. اعمال و رفتار انسان در حقيقت، بر اساس اميد انسان ساخته ميشود و به عبارت ديگر، بافتههاي ذهني، به وجود آورنده ساختههاي عملي است و هرچه اميد قويتر باشد، عزم و اراده عمل بيشتر و عاملي ميشود كه انسانها همه كمبودهاي زندگي خويش را با تلاش بيشتري جبران كنند. اميد انسان به هر سمت و سويي جهت بگيرد اعمال آدمي نيز در همان جهت واقع ميشود. براي تبيين جهتدهي براي اميدوار كردن انسانها مطلبي را نقل ميكنيم. امام سجاد(ع) پس از اينكه فرزندان خويش و فرزندان برادرش را پيش خواند، به ايشان فرمود: (3) شما كه فرزندان كوچك اجتماعيد در آينده نزديك، بزرگ اجتماع ديگري ميشويد. پس دانش بياموزيد و هر كدامتان نميتواند حفظ كند، بنويسد و در خانه نگه دارد. همانطور كه ميبينيم امام سجاد(ع) با ايجاد اميد به زندگي و پيشرفت، فرزندانش را به كسب دانش فراميخواند. بسيار واضح است كه انسانها با تشويق بهتر به دنبال دانش ميروند و چون از منافع آن بيخبرند بهترين تشويق براي آنان ايجاد اميد واقعي به آينده است. (4) تنها شرط آن است كه اين عنصر نيروبخش به افراط نگرايد، انسان بايد اين موهبت الهي را در خود تعديل كند و در مسير صحيح و معقول قرار دهد. اگر اين عامل حركت و حيات، از حد بگذرد و به صورت آرزوي دور و دراز درآيد، از بدترين عوامل انحراف و سقوط آدمي است. آرزوهاي كشنده كه عامل بيخبري از خدا و حقيقت بوده، چنان آدمي را به خود مشغول ميدارد و غرق در عالم تخيلات ميسازد كه از زندگي و هدف نهايياش كاملاً دور و بيگانه ميگردد. آرزوهاي فريبندهاي كه پيوسته انسان را به رنج و سختي واميدارد و غالباً در حسرت آنها سر به ديار عدم مينهد. خداوند ميفرمايد: (5) بگذارشان تا بخورند و برخوردار شوند و آرزو[ها] سرگرمشان كند، پس به زودى خواهند دانست. امام علي(ع) در پاسخ به مردي كه از آن حضرت تقاضاي پند و اندرز كرد ميفرمايد: از آنان مباش كه به آخرت اميدوار است بىآنكه كارى سازد، و به آرزوى دراز توبه را واپس اندازد. درباره دنيا چون زاهدان سخن گويد و در كار دنيا راه جويندگان دنيا را پويد (6) و همينطور آن حضرت درباره اميد عبث ميفرمايد: (7) آن كه محال را آرزو كند انتظارش به درازا كشد. آرزوهاى منطقى و معقول آن است كه به مقدار نياز انسان و در حدّ قدرت و توان او باشد و او را به گونهاى مشغول نكند كه از اهداف اصلى حيات بماند. اسلام هرگز با برنامهريزى براى آينده مخالف نيست، بويژه براى كارهاى اجتماعى كه مايه سربلندى جامعه مسلمانان و عدم وابستگى آنها به دشمنان اسلام است. چنين كارى نه تنها مذموم نيست، كه نوعى عبادت محسوب مىشود. در زندگى فردى نيز عاقبتانديشى كار مقبولى است و همان چيزى است كه در روايات به «حزم» تعبير شده است. آنچه در اسلام مذموم شده در واقع يك چيز است و آن، اين است كه انسان چنان غرق آرزوها شود كه آخرت را به فراموشى بسپارد و تمام توان و نيروى خود را در آرزوهايى كه هرگز به آن نمىرسد، صرف كند. (8)
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان