25 اردیبهشت 1396, 4:29
آيا حبط عمل يا پوشاندن اعمال سيئه با عدالت خدا سازگار است؟
ديدگاه ها و آرای علما در مورد مسئله احباط مختلف است؛ سر اينکه چرا آرای علما در مورد احباط مختلف است اين است که: اگر احباط را به همان معنا که متکلمين آورده اند (ارتداد يا بعضيیگناهان کبيره اعمال حسنه گذشته يا تمام يا بعضی ثواب آنها را از بين برده و محو و نابود می کند) قبول کنيم در نظر ابتدايی با نقل و عقل مخالف است.
اما نقل: آيات زيادی داريم که می گويند هر انسانی در آخرت ثمره اعمال خود را می بيند چه خوب باشد يا بد. و همين طور آياتی که تجسم اعمال را می رساند، يعنی اعمال انسانها چه خوب يا بد در آخرت مجسم و حاضر می شوند. اگر احباط به همان معنا صحيح باشد پس رؤيت اعمال و ثمره آنها چه می شود؟
اما عقل: ميان کسی که هم اعمال خوب و هم اعمال و کردار بدی را انجام داده است با کسی که اصلاً اعمال نيک ندارد فرق است و مساوی قرار دادن اين دو خلاف عدل است به علاوه اگر اجيری کارش را انجام دهد ولی گاهی نافرمانی کند و مستأجر به خاطر يک خطا کل اجرت او را ندهد خلاف عدل کار کرده و احباط اين گونه است. از طرفی مسئله احباط و تکفير صريحاً در قرآن آمده است، اينجاست که علماء برای توجيه و جمع اين دو اصل وارد ميدان شده اند و اقوال و آرای متعددی را به وجود آورده اند که در کتاب های شرح بر تجريدالاعتقاد مذکور است و ما به منظور رسيدن به پاسخ فقط دو قول معروف را آورده و پاسخ را ارائه خواهيم داد:
بحث در مسئله احباط در دو مقام مطرح است، يک بار نسبت به شخصی است که مدتی با ايمان بوده و عمل صالح انجام داده لکن آخر کار مرتد و مشرک شده و ايمان خود را از دست می دهد؛ و بار ديگر نسبت به شخصی است که از ابتداء تا انتهاء ايمان خود را حفظ کرده، لکن مرتکب طاعت و معصيت شده محقق طوسی و علامه حلی اين دو صورت را جداگانه و در دو مقام بحث می کنند. محقق طوسی در قول اول: می فرمايند ثواب و پاداش عمل مشروط به اين است که شخص تا آخر عمر بر ايمانش پايدار بماند و هرگاه شرط منتفی شود مشروط (ثواب و پاداش) هم منتفی می شود، بنابراين در مورد شخص مرتد و يا گناهکارانی که اصل ايمان و عقيده را از دست می دهند اصلاً ثواب و پاداشی برای آنها محقق نشده تا نوبت به احباط برسد و بگوييم که منافات با عدالت الهی يا با آيات رؤيت اعمال داشته باشد. (شرح تجريد الاعتقاد، انتشارات اسلاميه، چاپ هشتم، ص578) به دو آيه هم استدلال فرموده اند. (زمر- 65) (بقره- 217) بر طبق اين قول معنای آيه شريفه (لئن اشرکت ليحبطن عملک) اين است که در صورت تحقق شرک به خدا، ثواب و پاداش اصلاً محقق نشده (احباط).
مرحوم حلی در توضيح مراد محقق طوسی می فرمايد: اگر در علم الهی اين شخص به گونه ای بود که تا آخر عمر به ايمانش وفا می کند و پايدار می ماند در اين صورت مستحق ثواب می باشد و همين طور گنهکار اگر تا آخر عمر بر شرک و گناهش پايدار بماند مستحق عقاب است. اما اگر در علم الهی چنين باشد که اين شخص صالح که کارهای خوب هم انجام داده و با ايمان هم است در آخر عمر مشرک می شود. اصلاً مستحق ثوابی نشده و گنهکار اگر توبه کند و ايمان آورد مستحق معصيت نشده. معنای احباط و تکفير از ديدگاه محقق طوسی در علامه حلی در مقام اول به همين بيان است.
«تفسير نمونه» هم در يکجا ظاهر همين نظر را تأييد نموده و می گويد: آيات بسياری داريم که به صراح می گويند: «موافات بر ايمان» (با ايمان از دنيا رفتن) شرط قبولی اعمال است و بدون آن هيچ عملی پذيرفته نيست. (تفسير نمونه، دارالکتب الاسلاميه، چاپ دهم، ج19، ص532)
پس تا اينجا معلوم شد که محقق طوسی برای استحقاق و تحقق ثواب تداوم ايمان را تا زمان مرگ شرط می دانند. کسی که مرتد و مشرک شود برايش اصلاً ثوابی نبوده و احباط نسبت به اين شخص يعنی همين.
روزنامه كيهان، شماره 21560 به تاريخ 24/11/95، صفحه 8 (معارف)
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان