24 فروردین 1396, 0:19
بداخلاقى از طريق پيشگيرى و درمان برطرف مىشود، اما پيشگيرى از بداخلاقى از زمان طفوليت بايد انجام گيرد. والدين بايد عملاً محاسن اخلاقى را به فرزندان خود تعليم دهند و آنان را از بدخلقى دور سازند. نكته ديگر اجتناب از معاشرت با افراد بد اخلاق است. حضرت على(ع) مىفرمايد:«اياك ومصاحبه الفساق فان الشّر بالشر ملحق»؛ از مصاحبت با گناهكاران پرهيز كن كه پيوند بد،سرانجام شر و بدى به بار مىآورد. اما در مرحله درمان بايد توجه داشت كه علاج و درمان بيمارىهاى اخلاقى همانند بيمارى هاى جسمى، مبتنى بر چهار شرط اصولى است: 1. آگاهى از وجود بيمارى؛ 2. شناخت منشأ بيمارى و راه علاج آن؛ 3. تصميم مريض براى درمان بيمارى؛ 4. انجام برنامههاى درمانى. بنابراين كسى كه به بدخلقى خود پى برد، در مرحله بعد بايد منشأ كجخلقى را بشناسد. صفات ناپسند و از جمله بدخلقى، علل متعددى دارد كه مهمترين آنها سوءعادت و عقدههاى درونى و بيمارىهاى جسمى مىباشند. اگر خلق بد تنها ناشى از سوءعادت باشد، بايد در ترك آن كوشيد و عادت بد را با جایگزين كردن عادت پسنديده از صفحه خاطر محو كرد. حضرت على(ع) مى فرمايد: «روّضوا انفسكم على الاخلاق الحسنه»؛ خود را به اخلاق نيك عادت دهيد. اگر بدخلقى،علول عقده روحى يا بيمارى جسمى باشد، بايد اين عقده گشوده شود و بيمارى حاصل از آن درمان گردد. مرحله ديگرى كه در درمان بدخلقى مهم است، تصميم قاطع براى درمان مىباشد چرا كه شناخت بيمارى و منشأ آن به تنهايى كفايت نمىكند. چه بسا افرادى از بدخلقى رنج مىبرند و اظهار تنفر مىكنند، اما در مقام عمل با اراده جدى به علاج آن نمىپردازند. اين تصميم وقتى اتخاذ مىشود كه انسان به آثار بدخلقى آگاهى پيدا كند. در روايات معصومين به مفاسد بدخلقى اشاره شده كه در اينجا به بعضى از آنها مى پردازيم: 1. عذاب درونى: رسول اكرم(ص) مىفرمايد: «من ساء خلقه عذّب نفسه»؛ كسى كه بدخلق است، خود را عذاب مى دهد. 2. فساد عمل: بدخلقى، عمل خوب انسان را تباه مىكند. پيامبر اكرم(ص) مى فرمايد: «الخلق السيى يفسد العمل كما يفسد الخل العسل»؛ بدخلقى عمل را فاسد مى كند، همان طورى كه سركه عسل را فاسد مى كند.
همه انسانها در زندگی خود به مشکلات کوچک و بزرگ فراوانی دچار می شوند که ممکن است برخی از آنها افراد را دچار شکستهای هولناکی کند. اما افراد باایمان و پرهیزکار، به سبب تقواپیشگی این مشکلات برایشان آسان می شود. خداوند متعال میفرماید: «وَ مَن یَتَّقِ اللهَ یَجعَل لَهُ مِن أَمرِهِ یُسراً»؛ و هر کس از خداوند پروا کند در کارش آسانی پدید آرد(سوره طلاق، آیه 4 ). کلمه «مخرجاً» در آیه «وَمَن یَتَّقِ اللهَ یَجعَل لَهُ مَخرَجاً»( سوره طلاق، آیه 2 ) نیز به همین معناست. راز آسان شدن کارها برای انسان متقی هم از آن روست که او مطابق قانونهای هستی که خداوند متعال آن را وضع کرده، حرکت می کند و هر کس که بر وفق سنت ها و قانونهای الهی حرکت کند، کارها برایش آسان می شود. پیامبر خدا (ص) میفرماید: هر كه به دنیا بىرغبت شود، سختىها بر او آسان مىگردند. در حدیثی از ابوذر غفاری نقل شده كه پیامبر فرمود: «من آیهای را میدانم كه اگر مردم به آن چنگ زنند، آنها را كفایت میكند و آن این آیه است: كسی كه تقوا پیشه كند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می كند.»در حدیث دیگری از پیامبر(ص) مفهوم نجات در حدیث فوق را نجات از شبهههای دنیوی، سختیهای مرگ و روز قیامت معرفی كردهاند.جمعی از مفسران گفته اند كه این آیه درباره عوف بن مالك نازل شده كه از یاران پیامبر(ص) بود. دشمنان اسلام فرزندش را اسیر كردند. او به محضر پیامبر(ص) آمد و از این مأجرا و نیز فقر و تنگدستی شكایت كرد. پیامبر(ص) فرمود: تقوا پیشه كن و شكیبا باش و بسیار ذكر «لاحول ولا قوه الا بالله» بگو. او این كار را انجام داد. ناگهان در حالی كه نشسته بود، فرزندش از در وارد شد و معلوم شد كه از یك لحظه غفلت دشمن، استفاده كرده و فرار نموده و حتی شتری از دشمن را نیز با خود آورده است.اما نكته قابل توجه این كه ذكر این بیان، به معنی گوشهنشینی و سستی به امید فضل الهی نیست بلكه انسان باید نهایت تلاش خود را در زندگی انجام دهد و در عین حال در مشكلات از خدا یاری بخواهد. در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است: وقتی آیه «و من یتق الله یجعل...» نازل شد، جمعی از یاران رسول خدا(ص) درها را بر روی خود بستند و به عبادت رو آوردند و گفتند خداوند روزی ما را عهده دار شده است، این جریان به گوش پیامبر رسید. كسی را نزد آنها فرستاد كه چرا چنین كرده اید؟ گفتند: ای رسول خدا! چون خداوند روزی ما را تكفل كرده ما به عبادت مشغول شدیم. پیامبر(ص) فرمود: كسی كه چنین كند، دعایش مستجاب نمیشود و طلبش برآورده نمیگردد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان