28 فروردین 1396, 5:45
باید آستانه تحمل خود را افزایش دهیم و از نق زدن خودداری کنیم و سعه صدر و انشراح صدر داشته باشیم تا بستر و زمینه ای برای بیماری قلبی کینه در وجود ما فراهم نیاید. امام علی(ع) می فرمایند: «برادرت را با همان وضعی که دارد تحمل کن و زیاد سرزنشش نکن؛ زیرا که این کار کینه می آورد.» خداوند در آیه۴۴ سوره فصلت برای رهایی از هرگونه کینه توزی و عداوت راهکاری را ارائه می دهد که با بهره گیری از آن میتوان جامعه ای قرآنی و سالم ایجاد کرد. خداوند می فرماید: ادفع بالتی هی احسن فاذا الذی بینک و بینه عداوه کانه ولی حمیم؛ با نیکی، بدی را دفع کن، تا دشمنان سرسخت همچون دوستان، گرم و صمیمی شوند. این راهکار یعنی بدی را با خوبی پاسخ دادن روشی بسیار مؤثر و مهم برای پایان دادن به کینهتوزیها و عداوتها در جامعه اسلامی و ایمانی است و نقش اساسی در برچیدن نفرتها و کینهها دارد. البته خداوند در ادامه در آیه ۳۵ به این نکته توجه می دهد که رهایی از کینه و عداوتجویی بس سخت و دشوار است و از عهده هر کسی برنمی آید. خداوند میفرماید: و ما یلقاها الا الذین صبروا و مایلقاها الا ذوحظ عظیم، یعنی این کار رهایی از کینه و عداوت، کار همه کس نیست و این بزرگواری و سعه صدر داشتن و تحمل کردن دیگری، از عهده هر کسی برنمی آید، بلکه تنها کسانی به این مرحله می رسند که دارای صبر و استقامت هستند، و تنها کسانی به این فضیلت اخلاقی نائل می شوند که بهره عظیمی از ایمان و تقوا داشته باشند.» پس اگر با روش دفع بدی به خوبی با دیگران مواجه شویم و آستانه تحمل خود را بالا ببریم بی گمان، کینه ها، همچون برف در تابستان، باشتاب ذوب می شود و از میان می رود و جوامع بشری را از خطر بسیاری از جنگها مصون میدارد، از جنایات میکاهد و راه را برای همکاری عمومی هموار میسازد و همدلی و انسجام و همکاری را افزایش می دهد و سلامت را به جامعه بازمیگرداند؛ ولی همان گونه که قرآن می گوید، این کار کار همه کس نیست و بهره عظیمی از ایمان و تقوا و تربیت اخلاقی لازم دارد. بدیهی است اگر خشونت با خشونت پاسخ گفته شود و سیئه با سیئه دفع گردد و بر طبق این مثل غلط گفته شود کلوخ انداز را پاداش، سنگ است، خشونتها به صورت تصاعدی بالا می گیرد و روز به روز دامنه آن گستردهتر میشود و کینهها در همه ابعاد وسیعتری صورت می گیرد. همچنین قرآن ایمان را به عنوان مهمترین عامل زدوده شدن کینه از دل ها برمیشمارد؛ زیرا ایمان، بازگشت به فطرت است و شخصیت شخص را بازسازی می کند و به اعتدال رهنمون می سازد و از بیماری های روحی و روانی ایمن می کند. از این رو ایمان عاملی مهم برای رهایی از کینه ها و بغض های شدید برشمرده شده است (اعراف، آیات۴۲ و ۴۳) تقوا (حجر، آیات۴۵ تا ۴۷) در حوزه بینش و نگرش و کنش، و نیز عمل صالح (اعراف، آیات۴۲ و ۴۳) در مقام رفتاری، بهترین عامل برای رهایی از بغض دانسته شده است. بنابراین بازگشت به فطرت سالم و طبیعت و شخصیت سالم می تواند به عنوان بهترین راهکار برای رهایی از بغض و کینه از نگاه قرآن ارزیابی گردد. به هر حال، جامعه اسلامی باید فاقد انسان های کینهتوز باشد و اگر کینه و بغضی آمد به سرعت درمان شود و اجازه داده نشود تا این بذر رشد و نمو کند و در جانش ریشه بدواند. بذر کینه مانند خزه بر همه وجود انسان چنگ میاندازد و او را چون پیچک دربرمی گیرد و به غل و زنجیر می کشد واجازه تنفس به او نمی دهد تا در بدخواهی هایش دست و پا زند و خود و دیگران را به مرگ و نیستی سوق دهد؛ زیرا پیچک وقتی جان مهمان خویش را گرفت خود به فقر غذایی خواهد مرد.
دشمنی بر دو قسم است: هر که عداوت کسی را در دل دارد یا آن را در دل پنهان می کند و انتظار زمان فرصت را می کشد، یا آشکارا در صدد ایذا و اذیت آن شخصی است که او را دشمن دارد، و اظهار عداوت او را می کند. قسم اول را «حقد و کینه » گویند که عبارت است از: پنهان کردن عداوت شخصی در دل. قسم دوم را «عداوت » نامند و این ثمره قسم اول است؛ زیرا که چون کینه قوت گرفت و عداوت شدید گردید، خزانه دل از محافظت آن عاجز، و پرده از روی کار برمی دارد و قسم اول از ثمرات غضب است؛ زیرا که چون آدمی بر دیگری خشم گیرد و به جهت عجز ازانتقام یا مصلحتی دیگر آن وقت اظهارغضب نکند و خشم خود را فرو برد و در دل خود پنهان سازد کینه حاصل می شود. و هر یک از این دو قسم از صفات مهلکه و اخلاق رذیله است. بباید دانستن که شرهر دو قسم در دنیا است. هر که به دنیا تعلق کرد نه از خلق سلامت یابد و نه از شیطان و نه از نفس. با خلق به خصومت افتد و با نفس به شهوت افتد وبا شیطان به صحبت و چون دنیا به جای بگذاشت، نه خلق را به او شغل ماند و نه نفس را و نه شیطان را.
معالجه این صفت خبیثه آن است که اول تأمل کند در اینکه دشمنی و عداوت، شجره ای است که به جز اندوه و الم در دنیا ثمری ندارد و صفتی است که غیر ازغصه وغم اثری نمی بخشد. ساغری است که به جز زهر جانگزا به کام صاحب خود نریزد وآتشی است که به غیر از دود کدورت از آن برنخیزد، زیرا که عدو مسکین همیشه به اندوه و غصه قرین و پیوسته با رنج و محنت همنشین است. به سبب عداوت، خاندان های کهن بر باد، و دودمان قدیم از بیخ و بنیاد برافتاد و بسا دولتهای بیپایان که به سبب عداوت به نکبت مبدل، و بسا عزت ها که بنیادش به تیشه عداوت سست ومختل گردیده. بلکه آنچه ازکتب و تواریخ و سیرهها و احوال مردمان، مکرر معلوم شده آن است که هیچ دولتی به سَر نیامد مگر به واسطه عداوت و دشمنی.
درخت دوستی بنشان/ /که کام دل به بار آرد
نهال دشمنی بر کن/ که رنج بی شمار آرد
و اکثر آن است که مطلقاً از کینه و عداوت، ضرری به آنکه او را دشمن دارند نمی رسد و بعد از آن ملاحظه عاقبت آن را در آخرت بنماید که آدمی را به عذاب الیم می رساند و چون این امور را تأمل کرد، و متنبّه گردید که عاقل همیشه خود را در حالتی باقی نمی دارد که مضرات آن به او عاید، و دشمن از آن منتفع گردد، پس سعی نماید که با آن شخصی که عداوت و کینه دارد رفتار دوستانه و گفتار مشفقانه به عمل آورد و با او به مهربانی و شِکُفتگی ملاقات کند و در قضای حوایج او سعی نماید و در مجامع و محافل، نیکی های او را اظهار نماید، بلکه نسبت به او زیاده از دیگران نیکی و احسان کند تا نفس را گوشمالی داده، بینی شیطان را بر خاک مالد و پیوسته چنین رفتار کند تا آثار عداوت از دل او برطرف شود. ضد این صفت «نصیحت » است که عبارت است از: خیرخواهی و نیک پسندی بردیگران و آن نیز بر دو قسم است؛ باطنی و ظاهری. اولی عبارت از آن است که به دل، طالب خوبی و خیر مسلمین باشد، دومی آن است که خیر و صلاح ایشان را به جا آورد.
هر کس که خویشتن را بشناسند، خیر دنیا و عقبی او را تمام گردد. اما خیر دنیا به آن معنی تمام گردد که هر که را بیند یا کمتر از خویش بیند یا برتر از خویشتن، با برتر از خویشتن منازعت روا ندارد، و با کمتر از خویشتن، خویشتن را برابر کردن روا ندارد. همه منازعت و خصومت با خلق منقطع گردد و خیر دنیا او را مجموع گردد. اما خیر عقبی او را به آن معنی تمام گردد که چون بداند که او بنده است و بنده را اختیار نرسد، تسلیم پیش برد و بر حق هیچ اعتراض نکند؛ و خیر دنیا و عقبی بر او تمام گردد. این است معنی خبر پیغمبر(ص) که میگوید: «رَحِمَ اللهُ إِمْرَاءً عَرَفَ نَفسَهُ.»
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان