29 دی 1395, 8:54
انسان در روابط خانوادگی و مناسبات اجتماعی ممکن است مرتکب اشتباهاتی شود. در این حالت باید از آن فرد عذرخواهی کرده و کدورتها را از بین ببریم. برخی افراد از عذرخواهی کردن سرباز میزنند و حاضر به انجام آن نیستند که این موضوع علل متعددی دارد و یکی از آنها خودخواهی و تکبر آن فرد است.
تكبر حالتى است كه به نفس انسان عارض مىشود و انسان را وادار مىكند كه در بالا بردن خود و تحقیر دیگران از حد بگذرد و به عبارت روشنتر: تكبر بالا بردن نفس و خود را برتر از دیگران دیدن است. این یک بیمارى روحى است كه از تنگ نظرى متكبر حاصل مىشود و او در خود فضیلتى مىبیند كه در دیگران نیست و او هرگز به نقص خود و كمال دیگران توجه ندارد.این بیمارى عوارض روحى بسیارى دارد و انسان را به كارهاى ناپسندى وادار مىكند مانند ستمگرى و اعتنا نكردن به حقوق دیگران و كینه و حسد و گردن ننهادن به حق و نپذیرفتن نصیحت و ارشاد دیگران و ... از رذائلى كه متكبر به ارتكاب آنها مجبور مىشود و از مكارم اخلاق دور مىماند.امام صادق(ع) در معرفى آن فرموده است: «هیچ كس تكبر نمىكند مگر به سبب ذلتى كه در نفس خود مىیابد.» و نیز فرمود: «متكبر انتظار نداشته باشد كه او را به نیكویى یاد كنند.»
برای تشخیص تکبر راههایی وجود دارد که به وسیله آن می توان فهمید شما نیز متکبر هستید یا خیر؟
1) اعتراف به اشتباه: اگر در جمعی مسأله ای مورد بحث و گفتوگو قرار گرفت، اگر حق از زبان دیگری جاری شد و فرد متوجه اشتباهش شده و اعتراف بدان برایش سنگین نباشد، وی مبراء از کبر بوده در غیر این صورت او متکبر است.2) وقتی وارد مجلسی می شود برای او سخت نیست که سایرین مقدم بر او بنشینند یا هنگام راه رفتن عدهای پیش از او حرکت کرده و او در عقب سایرین قدم بردارد.3) پیشی گرفتن در سلام بر او گران نباشد.4) نزد او فقیر و غنی یکسان است و به رفع حاجت نیازمند اقدام کرده و دعوت او را نیز می پذیرد. ضروریات خانه را خود تهیه کرده و خود آن را به منزل حمل می کند.5) اگر در بند پوشیدن لباس فاخر و نفیس هستید و آن را شرف و بزرگی می دانید، متکبر خواهید بود. 6) از نشستن با زیردستان خود بر سر یک سفره امتناع نکند در غیر این صورت متکبر خواهد بود.7) از جمله علامت دیگر کبر مضایقه در دیدار برخی افراد است اگرچه در دیدار آنها فایده ای برای او باشد. البته با توجه به شرایط و آداب و رسومی که امروزه در هر جامعه ای یافت میشود میتوان گفت کبر به صورتهایی دیگر نیز ظاهر میشود.
آنچه در بالا ذکر شد ظهور و نمایش کبر بود، برخی علل و عوامل هستند که این کبر را دامن زده و موجبات ظهور آن را فراهم می سازند از آن جمله به موارد زیر میتوان اشاره کرد:1) اصل و نسب: از جمله اسباب كه در میان بنى نوع انسان شایع مىباشد، یكى اصل و نَسَب است و تكبّرى كه از این سبب حاصل شود، شبیهترینِ انواع است به تكبّر شیطان كه موجب خِذلان و خسران ابدى او گردید و این توهمی بیش نیست چرا که گرامیترین افراد نزد خدا با تقواترین آنان اند.2) توانگرى و ثروت: دیگر از جمله اسبابِ تكبّر، توانگرى و ثروت و مال و فرزند و حصول اسباب جمعیت است و در این امور، اگر كسى نیك تأمّل كند، مىداند كه موجب كبر نمىشود؛ خداى تعالى به بنده خود عطایى چند فرموده و به قدر آن، چیزى چند از او خواسته و به امتحان و آزمایش فرمود و در خور آنچه در دنیا به او رسیده، از ثواب فقر و عوضهاى مضاعفه آخرت، محروم مانده.3) منصب و قدرت: منصب و اعتبار و تسلط بر مردم و قدرت بر گرفتن اموال و قتل نفوس و مرجع خلایق بودن است و آثارى كه بر تكبر این طایفه مترتّب مىشود و مفاسد تكبّر ایشان، بیشتر از دیگران است (منهج الیقین (شرح نامه امام صادق(ع) به شیعیان)/ 378). روایتی در این باب است که مضمون آن چنین است، به امام صادق (ع) گفتم: من غذاى خوب مىخورم، عطر خوش استعمال مىكنم، اسب قیمتى سوار مىشوم و نوكرى در التزام ركاب دارم. آیا در این مرام و شیوهام جبروت و كبریا وجود دارد؟ اگر چنین است كه آن را ترك كنم. حضرت لحظهاى نظر مبارك را بر زمین دوخت و سپس گفت: آن كسى ملعون و سركش است كه مردم را در زیر قدم له كند و حق ناشناس باشد. من گفتم: حق ناشناس كه نبوده و نیستم، اما معنى له كردن را نفهمیدم.ایشان فرمودند: یعنى مردم را تحقیر كند و به آنان جبروت بفروشد و گردن فرازى كند. یك چنین آدمى جبار است (گزیده كافى/ ج1 / 248).
به درستى كه متكبّران در روز قیامت، به صورت مورچگان قرار داده مىشوند و مردمان پا بر روى ایشان مىگذارند، تا خدا از حساب خلایق فارغ شود. ( تحفه الأولیاء (ترجمه أصول كافى)/ ج3 737 ). امام صادق(ع) فرمود: دورترین مردم از خداوند عزّ و جلّ در روز قیامت سركشان متكبّر هستند (جهاد النفس وسائل الشیعه/ ترجمه افراسیابى / 255). متكبّران در روز قیامت به صورت ذره ناچیزى محشور مىگردند و به گونه مردانى هستند كه هر چیز كوچكى، آنها را از جا مىكند و به زندانى در جهنم مىافكند كه به آنجا «بولس» گویند و آنان را تپههایى از آتش بالا مىبرد و از گل فاسدى كه عصاره اهل دوزخ است بیاشامند. ( مجموعه ورام، آداب و اخلاق در اسلام / 368 ). امام صادق(ع) فرمود: در جهنم درهاى است براى متكبران كه به آن «سقر» گفته مىشود به خداوند از شدت حرارتش شكایت مىكنند خدا به آنان اجازه مىدهد كه نفس بكشند، چون تنفس كنند جهنم را به آتش بكشند (جهاد النفس وسائل الشیعه / ترجمه صحت/ 267 ).
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان