دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عالم رؤیا

No image
عالم رؤیا

آیت الله مدنى در همه حال چشم به درگاه فیض الهى داشت و همواره در قنوت نمازهایش با سوز و گداز با خدا به نجوا مى ایستاد و از او شهادت در راه اسلام و انقلاب را طلب مى نمود. چون در عالم رؤیا جام شهادت از مولایش حسین(علیه السلام)گرفته بود، بى صبرانه در انتـظار آن روز بـود.

خود مى گفت:

«من در دو موضع نسبت به خودم شک کردم. یکى اینکه به من مى گویند «سیّد اسدالله»! آیا واقعاً من از اولاد پیامبر هستم؟ و دیگر اینکه آیا من لیاقت آن را دارم که در راه خدا شهید بشوم یا نه؟

روزى به حرم امام حسین(علیه السلام) رفتم و در آنجا با ناله و زارى از امام خواستم که جوابم را بدهد. پس از مدّتى یک شب امام حسین(علیه السلام) را در خواب دیدم که بالاى سرم آمد و دستى به سرم کشید و این جمله را فرمود: «یابُنَّى اَنْتَ مَقْتوُلٌ» یعنى اى فرزندم کشته مى شوى که جواب دو سؤال من در آن بود، امّا فرمود: فرزندم! یعنى من سیّد هستم، و دیگر «به من بشارت داد که من شهید مى شوم.([13])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

مال دوستی

No image

حرام خواری

No image

شتابزدگی

No image

ایمنی از مکر خدا

No image

کفران نعمت

پر بازدیدترین ها

No image

بغض spite

No image

شک

No image

بخل

No image

غضب و خشم

No image

بی غیرتی Nerveless

Powered by TayaCMS