دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فلسفه شرط زندگی انسانی است

هنگامی که در مورد فلسفه و آینده صحبت می‌کنیم باید بیندیشیم از آینده چه می‌فهمیم و تلقی ما از فلسفه چیست. فلسفه و هر تفکری به طور کلی متعلق به آینده است.
فلسفه شرط زندگی انسانی است
فلسفه شرط زندگی انسانی است
نویسنده: دکتر داوری

هنگامی که در مورد فلسفه و آینده صحبت می‌کنیم باید بیندیشیم از آینده چه می‌فهمیم و تلقی ما از فلسفه چیست. فلسفه و هر تفکری به طور کلی متعلق به آینده است.  

برخی می‌پرسند فلسفه به چه کار می‌آید؟ این پرسش در فطرت اولیه و هنگام ترسیم تفکر عادی ما یک پرسش موجه است زیرا فلسفه کاربرد و مصرفی ندارد و پندار پرسشگر این است که شریف ترین چیزها آن است که به کار می‌آید و کاربرد خارجی دارد.  

باید به این بیندیشیم که اگر تفکر نبود چه می‌شد؟ ما بسیاری از چیزها را مصرف می‌کنیم اما از اهمیت یا وجود آن مطلع نیستیم، فلسفه چیزی شبیه به هوای زندگی معنوی ما است در واقع فلسفه شرط زندگی انسانی است. تفکر با فلسفه متفاوت است. برای اولین بار یونانیان از فلسفه سخن رانده‌اند اما پیش از یونان نیز انسان‌های متفکر وجود داشته‌اند و انسان یگانه موجودی است که با تفکر زندگی می‌کند.

دو زمان وجود دارد. یکی زمان فانی که زمان حال است و دیگری زمانی که به آینده مربوط می‌شود. تفکر به زمان باقی تعلق دارد زیرا متفکران ماندنی هستند.

اگر پرسیده شود ریشه نظام کنونی عالم در کجاست، باید در پاسخ، آن را به افلاطون و یونان بازگردانیم. افلاطون بنایی را بنیان نهاده که 2500 سال ادامه یافته است.

در دوره رنسانس برای گذشتن از تفکر عادی قرون وسطی به یونان رجوع می‌شود در واقع به گذشته‌ای رجوع می‌شود که هنوز آینده‌ای در آن جاری است. معمولاً فلسفه را به فلسفه درست و فلسفه نادرست تقسیم می‌کنند. طبیعی است که هر یک از ما آرایی را می‌پذیریم و اندیشه دیگری را رد می‌کنیم. فلسفه مجال نقد است اما نمی‌توان به کلی آن را نفی کرد. ما می‌توانیم به هر فیلسوفی اعتراض کنیم و وی را مورد نقد قرار دهیم. از قرن 16 تا 20 میلادی از چیستی فلسفه سوال نشده است، دلیل آن این است که فلسفه در غرب وجود داشت اما به فعلیت تام نرسیده بود. در پاسخ به چیستی فلسفه نباید تعریف فلسفه را ارائه داد بلکه مراد وجود یا عدم وجود فلسفه است. در پاسخ به پرسش اهمیت فلسفه به قطعه‌ای از کتاب اخلاق لیکوماک ارسطو ارجاع می‌دهیم آنجا که از مطلبی نقل می‌کند که فارابی از آن به عنوان «فضایل چهارگانه» یاد می‌کند. این فضایل، 4 فضیلت نظری، عقلی، اخلاقی و عملی هستند که در ارتباط و پیوستگی با یکدیگر قرار دارند و استقلال ندارند. من به جای «فضیلت نظری» ،تفکر را جایگزین می‌کنم. اگر می‌پذیریم که هیچ چیزی در زندگی آدمی نمی‌یابیم که خارج از این 4 فضیلت باشد بنابراین امکان ندارد فضیلتی رخ دهد مگر اینکه فضایل قبلی محقق شده باشد. فلسفه و اندیشه مسیری 2500 ساله را پیموده است. اکنون باید به آن بیندیشیم که کجا هستیم، این پرسش اگر آینده ما را نیز طراحی نکند تصویری در مقابل دیدگانمان قرار می‌دهد که برای ادامه زندگی لازم است.

مقاله

نویسنده دکتر داوری

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

راه درمان فحش و ناسزاگویی

راه درمان فحش و ناسزاگویی

از جمله عادات رایج در میان برخی از افراد جامعه، بر زبان آوردن الفاظ نادرست و رکیک است که از آن تعبیر به «فحش» می‌شود.
No image

روان شناسی در عصر عبور از تجدد

در دوره پست مدرن، عوامل اجتماعی اهمیت بیشتری نسبت به ویژگی‌های بیولوژیک دارند
نقش عوامل فردی و اجتماعی در امیدواری

نقش عوامل فردی و اجتماعی در امیدواری

آیا امید و انگیزه افراد برای فعالیت و پیشبرد امور خود و جامعه شان امری است فردی که تنها در ویژگی‌های روانی و شخصیتی افراد ریشه دارد یا فرهنگ و شرایط اجتماعی هم بر آن موثر است؟
نماز و کارآمدی چرخش خون در مغز

نماز و کارآمدی چرخش خون در مغز

عبادت‌های اسلامی فواید جسمی روشنی برای بدن انسان دارد. این پژوهش به دنبال بیان تاثیرات مثبت حرکات نماز در چرخش خون در مغز و مقارنه‌ی تاثیرات نماز با تاثیر جایگزین‌های آن در اثر انجام ورزش است.
فقر و بهداشت روانی از دیدگاه دین و روان شناسی

فقر و بهداشت روانی از دیدگاه دین و روان شناسی

این مقاله، به پیامدهای گوناگون جسمی، فرهنگی ـ اجتماعی و روانی فقر بر بهداشت روانی می‌پردازد. فقر فرهنگی، انزوا، پرخاشگری، ضعف اخلاقی و دینی، کاهش عزت نفس، اضطراب و اختلالات روانی از جملة این آثار مخربند.
Powered by TayaCMS