در فرهنگ جامع و زندگیساز اسلامی منزلت و ارزشمندی "عقل" و رفتار و کنشهای مبتنی بر "خردورزی" را در همه ابعاد و جلوههای حیات دنیایی و عرصهها و صحنهها و شئون مختلف فعالیت انسان به نظاره مینشینیم و این وسعت و گستردگی حضور را به گونهای مییابیم که هیچ زاویهای از زندگی عبادی، اخلاقی، تربیتی، علمی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را از نقش آفرینی عقل و خرد تهی مشاهده نمیکنیم.
آموزههای نهفته در متن فرهنگ و تفکر اسلامی برای نمایاندن جایگاه و نقش بنیادین خردورزی در حیات انسان، هم به صورت روایی، هم به شکل تمثیلی، هم در قالب بیان رخداد، و هم به شیوه حکایت و داستانهای واقعی و صحیح و به وقوع پیوسته، ثبت و درج گردیده و برای راهیابی و هدایت انسانها در همه اعصار و زمانها، حفظ شده و از هر نسلی به نسل دیگر منتقل گردیده است. نمونه ذیل از حضرت امام جعفرصادق(ع) است که به شیوه داستان واقعی در متن فرهنگ اسلامی ثبت گردیده است.
مردی در محضر امام جعفرصادق(ع) از یک مسلمان نام برد و عرض کرد که او در عبادت و دینداری و فضیلت، چنین و چنان است.
امام(ع) پس از شنیدن توصیفهای مکرر، پرسید:
"عقلش در چه پایهای است؟"
آن شخص در پاسخ عرض کرد:
"نمیدانم"
امام صادق(ع) فرمود:
"ثواب و پاداش، به اندازه عقل و خرد است".
امام(ع) سپس چنین افزود:
"مردی از بنی اسرائیل در یکی از جزایر سرسبز و خرم که دارای درختان انبوه و آبهای روان بود، به عبادت خدا اشتغال داشت.
فرشتهای از این جزیره عبور نمود و مرد عابد را مشاهده کرد و از عبادت بسیار او شگفتزده شد. سپس به سوی خداوند متعال روی کرد و عرض نمود: "پروردگارا، پاداش و ثواب عبادتهای این بنده خود را به من نشان بده."
خداوند ثوابهای او را به فرشته نشان داد، و فرشته الهی، آن را بسیار ناچیز مشاهده کرد.
خداوند متعال به فرشته وحی کرد: "همنشین و همراه او باش تا حکمت خدا را بنگری."
فرشته با صورت و قیافه انسان نزد مرد آمد.
مرد عابد پرسید: تو کیستی؟
فرشته پاسخ داد: مردی خداپرست هستم که آوازه مقام و خداپرستی تو را شنیده و آمدهام تا با تو عبادت کنم.
آن روز سپری شد و صبح روز بعد،فرشته به مرد عابد گفت: این مکان بسیار پاکیزه و برای عبادت خوب و مناسب است.
عابد گفت: اما یک عیب دارد.
فرشته پرسید: چه عیبی؟
مرد عابد پاسخ داد: پروردگار ما حیوانی ندارد. اگر الاغی داشت، برایش میچراندیم تا این علفها ضایع نشود.
فرشته گفت: پروردگارت الاغ ندارد.
عابد تکرار کرد: اگر داشت، این همه علف از بین نمیرفت.
خداوند به فرشته وحی فرمود: من به اندازه عقلش به او اجر و پاداش میدهم."
از این واقعه میتوان پیامها و رهنمودهای ذیل را دریافت و ذخیره ساخت:
1 - "عقل" دارای جایگاه و منزلت رفیع و ارزشمند میباشد و باید این جایگاه و منزلت را شناخت و به دنبال آن از این نعمت و موهبت بزرگ و شریف الهی حداکثر بهرهوری را به عمل آورد تا در مسیر زندگی و صحنهها و شئون مختلف تلاش و فعالیتهای فردی و اجتماعی به برنامهریزیها و هدفمندیها و کوشاییهای منتهی به آثار و نتایج مفید و سازنده دست یافت.
آموزههای "وحیانی" از یکسو، و آموزههای "روایی" از دیگر سو، با بهترین شیوهها و روشها جایگاه و منزلت عقل و خرد را نمایانده و آثار ارزشمند خردورزی را آشکار و معرفی کردهاند.
در نگاه تعالیم سرچشمه یافته از وحی الهی، به کارگیری عقل و خرد موجب ادراک و فهم سخنان و آیات و نشانههای خداوند متعال میگردد و صاحبان عقول ژرفنگر از حقایق نهفته در معارف حق متذکر میشوند و تعالیم و احکام و قوانین قرآن کریم در پرتو عقل و خرد شناخته میشود
در کنار این نمونهها از آموزههای وحیانی، نمونههایی از آموزههای روایی - که خاستگاه اصلی آنها قرآن و تبیینگر معارف این کتاب جامع الهی میباشند - ارجمندی و ارزشمندی عقل و خرد را به وضوح مینمایانند.
نمونه اول آموزههای روایی بر این اثر بزرگ و شریف انگشت میگذارند که خداوند متعال با وسیلهای بهتر و برتر از نیروی عقل و خرد پرستیده و عبادت نشده است نمونه دوم بر این واقعیت تأکید میورزد که خدا در روز قیامت به حساب مردمان، به میزان عقلی که به آنان در دنیا داده است، رسیدگی میکند و نمونه سوم اعلام مینماید که عقل، وسیله شناخت دینداران واقعی از مدعیان دروغگو میباشد.
2 - "عبادت خدا" با تمام ارزشمندی و نقش آفرینیهای بنیادی و آثار و ثمرات بزرگ و تحولزایی که دارد، در صورتی قابل پذیرش است که در پرتو عقل و خرد صورت پذیرد و این نشان میدهد که اولا عقل و خرد در نزد خداوند متعال بسیار ارجمند و عزیز است و او این آفریده خویش را گرامی میدارد و آن را برای مصالح بزرگ و تحقق بهترین اثرات و ثمرات از جمله عبادت راستین و صحیح و همه جانبه خلق کرده است. ثانیا پرستشهای بیبهره از معرفتها وشناختهای عقول ژرفنگر و راهیاب و آگاهیبخش را فاقد ارزش و اعتبار میداند.
بدیهی است که عبادت خدا دارای ابعاد و جلوههای گوناگون میباشد و هرگز در ذکر و مناجات و نماز محدود و محصور نمیشود، بلکه هر عملی که با انگیزه صحیح الهی و به قصد تقرب و جلب رضایت و خشنودی خدا صورت پذیرفت عبادت محسوب میشود.
در نگرش جامع و گستردهای که اسلام به مفهوم و مصادیق عبادت دارد، هر کار و تلاش سالم و مشروع اقتصادی، هر کلام و سخن نیکو، هر اندیشه و تفکر ممدوح و مفید، هر رفتار و سلوک اخلاقی سازنده، هرکنش و عملکرد اجتماعی سالم و متکی به همگرایی و وفاق، هر نوع ایثار و فداکاری و یاری رسانی، هر فعالیت علمی و صنعتی، هر مدیریت کارآمد و برنامهریز و تدبیرگر در ابعاد سیاسی و حکومتی، "عبادت خدا" به شمار میروند و در صورتی که به نیروی عقل تکیه داشته باشند و با خردورزی به ظهور و بروز در آیند، مورد پذیرش خداوند واقع میشوند. بنابراین اگر چه بالاترین و والاترین نوع عبادت خدا پرستش ذات مقدس او و ذکر و نماز و نیاز و سوز و گدازهای عاشقانه با حضرت محبوب است و این امور در صورت آمیختگی با شناختهای عقلانی و آگاهیزا پذیرفته میشود و اجر و ثواب به آن تعلق میگیرد، لکن ابعاد و جلوههای دیگر عبادت نیز که بر شمردیم، باید مبتنی بر عقل و خردورزی باشد تا پذیرفته شود و مشمول رحمت و پاداش الهی قرار گیرد.
3 - ضعف خردورزی موجب رشد و بروز "جهل" و "جمود" میگردد و وقتی این دو عارضه خطرناک و مهلک چهرة ظاهر سازند و به نقش آفرینیهای مخرب در عرصههای گوناگون حیات فردی و اجتماعی و سیاسی بپردازند، آفتها و آسیبهای فراوان از همه سو سلامت اعتقادی و عبادی و اخلاقی انسانها را نشانه میروند و معتقدان و عابدانی پرورش مییابند که در عبادت خداوند بسیار ظاهراندیش و سطحی نگر میباشند و در حالی زبان به ذکر و مناجات میگشایند که هیچ معرفت و شناختی نسبت به خالق خویش کسب نکردهاند و فاقد هرگونه آگاهی و بینش نسبت به صفات و اسمای الهی میباشند. در چنین حالتی این عبادت گران کلمات و عباراتی را بر زبان جاری میکنند که "فکر" و "دل خبری از آن ندارند و بصیرت و معرفتی درباره آنها ذخیره نکردهاند و این همان عبادت "عادتی" و "نامعقول" است که خداوند آن را ناپسند میداند و از آنجا که فاقد اصالت و ارزش است، اجر و پاداشی نخواهد داشت.
این جهل و جمود، عابدان را به گونهای از معرفت و شناختهای اساسی نسبت به خداوند دور میدارد و در قشری گری و حماقت فرو میبرد که حضرت پروردگار را که خالق همه پدیدههای هستی میباشد مخلوقی همچون انسان میپندارند که دارای ضعف و نیاز میباشد!
واقعهای که از نظر گذشت مصداق بسیار روشنی از جهل و جمود عابدی میباشد که به دلیل فقدان شناختهای مبتنی بر عقل و خردورزی نسبت به خالق جهان، تاسف و حسرت میخورد که چرا خدا الاغی ندارد تا این علفهای تازه چمنزار را بخورد!
همچنان که حضرت امام جعفر صادق(ع) بر مبنای وحی خدا بر فرشته الهی اذعان میدارد، حضرت پروردگار برای عبادتهای فراوان و مکرر و مستمر این عابدان، پاداشی را اختصاص نمیدهد مگر آن که بهرهای از عقل و خرد داشته باشند و استفاده شایستهای از این موهبت بزرگ خداوند به عمل آورند. در نقطه مقابل، عبادت عابدان فهیم و به معرفت و شناخت رسیده قرار دارد که به دلیل کسب مراتب بالایی از بینش و آگاهی نسبت به خداوند متعال، ذکر و مناجات و نماز و راز و نیاز و عبادتهایشان اولا موجب تقرب آنان به درگاه حضرت پروردگار و کسب مقامات والای معنوی و درک لذت حضور در محفل انس و عشق او خواهد گشت. ثانیا اجر و ثوابهای فراوان ناشی از پرستش خردورزانه و آگاهانه خداوند متعال را کسب مینمایندو به جاودانگی حیات اخروی نائل میگردند. ثالثا عبادتهای عمیق و آگاهانه آنان باعث میشود که در عرصههای حیات جمعی مراتب بالایی از اخلاق اجتماعی و اخلاق سیاسی مورد نظر اسلام را به دست آورند و در پوست این و آن نروند و در حریم شخصیت و حیثیت افراد جامعه به تاخت و تاز نپردازند. رابعا تجلی آثار عبادت خالص و آگاهانه با وسعت موضوعی آن در فکر و اندیشه، رفتارو عمل، پیوندها و تعاملها، مواجهات و برخوردها و فعالیتها و مدیریتها، عابدانی بیدار و مراقب و هوشیار میپرورد که در دام فرقههای سیاسی گرفتار نمیآیند و ملعبه دست گروهها و جناحها برای بهرهبرداری ابزاری به منظور تحقق اهداف و مقاصد سیاسی ناسالم قرار نمیگیرند.