28 بهمن 1395, 4:9
واكنش افراد خوشبین و بدبین به رویدادهای خوشایند زندگی متفاوت است و این به عادت افراد در نسبت دادن امور به علل مختلف بر میگردد که به آن سبك تبیین امور میگویند. عموم مردم، خوش بینی را به صورت در نظر گرفتن نیمه پر لیوان، یا دیدن لایه ای براق در هر پدیده، یا عادت به انتظار پایانی خوش داشتن برای هر دردسر واقعی در نظر میگیرند. زاویه تفكر مثبت از مثبت اندیشی و خوشبینی بیانگرآن است كه خوش بینی مستلزم تكرار عبارتهایی تقویت كننده با خود است، مانند اینكه من هر روز به انحاء مختلف دارم پیشرفت میكنم یا تجسم آنكه همه كارها با موفقیت انجام میپذیرد.در تمامیاین موارد، تجلیاتی از خوش بینی و مثبت اندیشی وجود دارد، اما با این حال خوش بینی عمیقتر از اینهاست. پژوهشگران در پی چند سال كندوكاو، به اساس خوشبینی دست یافته اند. مبنای مثبت اندیشی و خوش بینی در عبارتهای امیدوار كننده یا تجسم موفقیت جای ندارد، بلكه در نحوه تفكر افراد درباره علتها ریشه دارد.هر یك از ما، در نسبت دادن امور به علل مختلف عادتهای خاصی داریم، و این خصلت شخصیتی را سبك تبیین نامیدهاند. سطح تبیین در هر فرد در دوره كودكی شكل میگیرد و در صورتی كه از خارج، دخالتی در آن اعمال نشود، سرتاسر عمر پابرجا میماند. افراد در تبیین اینكه چرا هر رویداد خوب یا بد، برای او اتفاق افتد، از سه بعد استفاده میكنند؛ تداوم، فراگیر بودن، شخصی سازی.
کسانی كه بیش از سایرین در معرض خطر ابتلا به افسردگی قرار دارند بر این باورند كه علل رویدادهای ناگواری كه برای آنها پیش میآید، همیشگی هستند و بر همین اساس، چنین استدلال میكنند كه حال كه علت، همیشگی است، پس رویدادهای ناگوار همیشه مجددا تكرار میشوند. بر عكس آنها، كسانی كه با پسرفتها با انعطاف مواجه میشوند و نسبت به افسردگی مقاوم هستند، بر این باورند كه علل رویدادهای ناگوار، موقتی هستند.فرد بدبین بر این باور است چیزی كه باعث شده تا او دوستی پیدا نكرده باشد، همواره به همین روال باقی خواهند ماند، اما فرد خوش بین معتقد است كه اگر به مدت لازم صبر كند سرانجام میتواند دوستان خوبی پیدا كند. واكنش افراد خوشبین و بدبین به رویدادهای خوشایند زندگی هم متفاوت از یكدیگر است. كسانی كه معتقدند وقایع خوشایند دارای علتهایی همیشگی هستند، از كسانی كه معتقدند علل این رویدادها موقتی هستند، مثبت اندیشتر و خوشبینتر هستند. یعنی درست بر عكس سبك خوشبینانه در مورد رویدادهای ناگوار.افراد خوشبین، برای تبیین رویدادهای خوشایند برای خودشان، به علتهای دائمیاستناد میكنند. آنها ویژگیهایی مانند سختكوشی، دوست داشتنی یا مورد علاقه بودن دارند. آنها زمانی كه به علل رویدادهای خوشایند اشاره میكنند، واژه همیشه را به كار میبرند. افراد بدبین به علل موقتی استناد میكنند.آنها در توجیه تبیینهای خود، كلمات بعضی وقتها و امروز را به كار میبرند.
هر گاه بر این باور باشید كه علتی خاص، دائمیاست انتظار دارید كه تاثیرات آن را در موقعیتهای گوناگونی در سراسر عمر مشاهده كنید. برخی میتوانند مشكل خود را در جعبه ای قرار دهند و آن را به كناری بگذارند، و حتی در صورتی كه بخش مهمیاز زندگی آنان، از این مشكل در هم ریخته باشد، همچنان به زندگی خود ادامه میدهند. بعضی دیگر، امور را فاجعهآمیز تلقی میكنند. هر گاه رشته ای از زندگی آنها پاره شود تلقی آنها بدین گونه است كه كل تار و پود زندگیشان از هم گسسته است و این طرز فکر سرانجام به این نقطه منجر میشود كه كسانی كه از شكستهای خود تعمیمهایی كلی به عمل میآورند، هرگاه تنها در یك حیطه با شكست مواجه شوند، در تمامیحوزهها از تلاش كردن دست بر میدارند، اما كسانی كه به تبیینهای اختصاصی میپردازند، احتمالا در همان حوزه خاص به ناامیدی گرفتار میشوند اما در سایر حوزهها همچنان استوار باقی میمانند.
سبك تبیین، علاوه بر دو بعد تداوم و فراگیر بودن، بعد سومی دارد كه شخصیسازی است، یعنی اینكه تقصیر چه كسی بوده، هرگاه رویداد ناگواری به وقوع میپیوندد، افراد میتوانند خود را عامل درونی یا افراد یا موقعیتهای دیگر را عوامل بیرونی مقصر بشمارند. اینكه افراد چه كسی را مقصر بشمارند، بر عزت نفس آنها اثر میگذارد. كسانی كه عادت كردهاند تا در مواقع شكست خود را مقصر بشمارند عزت نفس پایینی دارند و احساس گناه و شرمساری میكنند. افرادی كه در مواقع بروز رویدادهای ناخوشایند، افراد یا موقعیتهای دیگر را مقصر میشمارند، در مورد خود نظر بهتری دارند. در مجموع، كسانی كه دیگران را سرزنش میكنند، دستخوش احساس گناه و شرمساری كمتری میشوند و خود را به میزان بیشتری دوست دارند. آنها در عین حال افراد خشمگینتری نیز هستند.
امام صادق (ع) ميفرمايد: با مؤمنان، بايد گشاده رو بود و با مخالفان نيز بايد به نرمى و مدارا سخن گفت تا به سوى ايمان كشيده شوند. (بحار الأنوار، ج 75، ص 401) بنابراين يكي از اهداف اساسي معاشرت نيكو، هدايت و جذب مخالفان به سوي شهر پر نور ايمان است. آري، يكي از مهمترين تاكتيكهاي جذب حداكثري اسلام، «معاشرت همراه با مدارا» است كه معمولا با صبر و شكيبايي و تحمل نظر مخالف، همراه است. البته ظاهر اين دستور شايد به نظر مشكل نيايد، اما نوبت به عمل كه ميرسد روشن خواهد شد كه بسيار كار سختي است. رفاقت و بگو و بخند با همفكران كه كاري ندارد و عمل سختي نيست. (بگذريم از برخي كه در همين كار ساده هم ماندهاند.) بلكه توانمندي در آن است كه بتوانيم با مخالفان خود (البته نه با دشمنان و متجاوزان) همنشيني مسالمتآميزي داشته باشيم و ارتباطي جدي با آنان برقرار نماييم. هنرمند كسي است كه بتواند دروازه دل مخالفانش را بگشايد و قلههاي محبت قلب آنان را فتح كند و نور هدايت را بر سرزمين انديشه آنها بتاباند. بنابراين مهم آن است كه بتوانيم با يك حركت تاكتيكي، آهن ربا گونه عمل كنيم و مخالفان خود را به درون شهر ايمان راهنمايي نماييم. امامان ما هم تا توانستهاند فرمان به استفاده از اين تاكتيك كارا دادهاند. يكي از شيعيان به امام جواد (ع) نامه نوشت كه: پدرم مرد بد اعتقادي است. من از سوي او با زحمات و سختي فراواني رو به رو شدهام. خواهشمندم كه مرا دعا كنيد و بيان فرماييد كه نظرتان در اين باره چيست؟ آيا با وى به دشمنى و پرخاش برخيزم يا مدارا نمايم؟ حضرت در پاسخ نوشتند: نوشته ات را خواندم و به آنچه درباره پدرت گفته بودي پى بردم. درباره تو دست از دعا نمى كشم و مدارا براى تو بهتر از دشمنى و پرخاشگرى است. به همراه هر سختي و مشكلى، آسانى و راحتي است. صبر پيشه ساز كه عاقبت از آن پرهيزكاران است. خداوند تو را بر ولايت آن كس كه ولايتش را پذيرفته اى ثابت بدارد. ما و شما در امانت خداييم. همان خدائى كه اماناتش ضايع و تباه نميگردد. او ميگويد: پس از آن، خداوند دل پدرم را مطابق ميلم برگرداند. به گونهاي كه در هيچ چيز با من مخالفت نمىورزيد. (امالي مفيد، ص 191) شك نكنيد كه اين ابزار به ظاهر ساده، بسيار معجزهگر است و كارايي وسيعي دارد. فراوان است دلهايي كه قفل محكم و سرسخت آن با كليد مدارا گشوده شده است و گوي سبقت را از ديگران ربوده. بنابراين يكي از كليدهايي كه بايد در دست همه مومنان باشد و فراوان از آن بهره بگيرند، مدارا با ديگران مخصوصا با مخالفان در عقيده است.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان