27 بهمن 1395, 8:36
استفاده از فرصتها و مديريت زمان يكي از مسائلي است كه فراوان در كتاب گرانقدر نهجالبلاغه بدان اشاره شده است. چرا كه مسأله، مسأله مهم و حائز اهميتي است.
قسم خداوند در قرآن كريم با عبارت (والعصر) حكايتي عجيب دارد. اين سوگند توجه آدمي را به نعمتي معطوف ميدارد كه از ارزش والايي برخوردار است. زمان از جمله نعمتهايي است كه در متون ديني از اهميت بسيار آن سخن به ميان آمده است. خداوند در پرتو نعمت زمان، قابليتهاي نهفتهاي را در طول مدت عمر، براي انسان به وديعه گذارده كه مديريت روشمند و بهرهبرداري صحيح از آن، نقش تعيينكنندهاي در اعتلاي كيفي سبك زندگي ديني و در نتيجه حيات معقول دارد. از اين رو دين مبين به عنوان برنامهاي هوشمند و همهجانبه، توجه انسان را به اهميت زمان معطوف داشته، و توصيههاي مفيدي را درباره شيوه صحيح مديريت زمان و بهره وري مناسب از آن گوشزد ميكند. آنچه از آيات قرآن كريم برميآيد گوياي اين است كه زمان و عمر آدمي بسيار كوتاه است. اين واقعيت مهم را انسان زماني درك ميكند كه اجلش فرا رسيده، دستش از اين دنيا كوتاه و از آن خارج گشت. اينجاست كه ميفهمد، توقفش در اين دنيا عصرگاه يا صبحگاهي بيش نبوده[نازعات، آيه 46] يا احساس ميكند كه تنها ساعتي از روز را در دنيا مانده است. [يونس، آيه 44] قرآن كريم براي پي بردن به ارزش زمان از برخي از اتفاقات رازآلود پس از مرگ پرده برداشته و حال افرادي را حكايت ميكند كه پس از مرگ، خواهان بازگشت دوباره به دنيا و تدارك فرصتي جديد هستند، كه با عدم اجابت پروردگار روبهرو ميشوند [ مؤمنون آيات99-98].
حضرت علی(ع) و مديريت زمان مديريت زمان عبارت است از آگاهي به علم و فن و هنر استفاده بهينه از زمان، داشتن دانش و مهارت لازم در اين زمينه و انجام كارها و امور بهطور اثربخش و به موقع، كه برخورداري از آن يكي از كليدهاي موفقيت است. مديريت زمان يعني برنامهريزي زمان، يعني فراهم كردن نقشه و طرحي مناسب و دقيق براي رسيدن به هدفهاي مورد نظر و از قبل تعيين شده. و در اين ميان مديريتي صحيح است كه تمام ابعاد وجودي انسان، خواستها و تمايلات مربوط بدان را مورد توجه قرار میدهد، حضرت علي(ع) با توجه به اين مسأله در باب مديريت زمان ميفرمايند: مؤمن بايد شبانه روز خود را به سه قسم تقسيم كند، زمانى براى نيايش و عبادت پروردگار، و زمانى براى تأمين هزينه زندگى، و زمانى براى واداشتن نفس به لذّتهايى كه حلال و مايه زيبايى است، خردمند را نشايد جز آنكه در پى سه چيز حركت كند: كسب حلال براى تأمين زندگى، يا گام نهادن در راه آخرت، يا به دست آوردن لذّتهاى حلال (حكمت 390). توجه به فرصتها عمر انسان يكي از فرصتهاي ارزشمندي است كه خداوند آن را در اختيار انسان قرار داده تا بدان واسطه، گوهر وجودي خويش را متعالي كند. در اين ميان مغتنم شمردن و از دست ندادن فرصتهاي ويژه حرف اول را ميزند. حضرت علي عليه السلام دنياي فاني را گذرگاهي موقت معرفي كرده و نهايت استفاده بردن از آن را فراوان سفارش ميكنند و ميفرمايند: بندگان خدا، هماكنون عمل كنيد، كه زبانها آزاد، و بدنها سالم، و اعضا و جوارح آمادهاند، و راه بازگشت فراهم، و فرصت زياد است، پيش از آنكه وقت از دست برود، و مرگ فرا رسد، پس فرارسيدن مرگ را حتمى بشماريد. (نهج البلاغه/ ترجمه دشتى/413) آخرت نزديك و زمان ماندن در دنيا اندك است. (حكمت 168) امام علي (ع) ضمن يادآوري ارزش و اهميت فرصتها، پيروان خود را به بهرهگيري هرچه بهتر از اين فرصتهاي زودگذر تشويق كرده و ميفرمايند: فرصتها همچون عبور ابرها ميگذرد، بنابراين فرصتهاي نيك را غنيمت بشماريد. (سيد رضي/ حكمت 20) از نگاه امام علي (ع) بهرهگيري از فرصتها به ويژه جهت توشه اندوزي براي آخرت، شيوه متقين و نشانه عقل و تدبير است و از دست دادن فرصت يا عجله در كاري كه هنوز موعد آن فرا نرسيده نشانه بيخردي و ناداني است. (آمدي/ 9325؛ برازش 1/ 790) امام علي (ع) كساني كه به موقع از فرصتهاي خود استفاده و بر اجل پيشدستي كرده و از كار و تلاش خود توشه كافي برگيرند را مشمول رحمت خدا دانسته (سيد رضي/ خطبه 75) و در مقابل، از دست رفتن فرصتها را موجب اندوه و پشيماني ميداند. و باز ايشان ميفرمايد: فرصتهايي كه پيش ميآيد را سريع دريابيد زيرا هر چيزي را سرآمد و وقت مشخصي است كه ديگر يا بازگشتي نداشته يا بسيار دير باز ميگردند. فرصتهای سوخته «جواني» گم گشتهاي است كه پيران در سالهاي آخر عمر به حسرت آن، روزگار ميگذرانند و بهاري است كه در دوران پيري تنها ياد آن بر خاطره آدميان باقي ميماند. آنكه با داشتن زمينههاي گوناگون عمل، از آنها بهره نبرد و عمر خويش را بيهوده از دست دهد، در پيشگاه وجدان خود و دادار جهان، شرمسار و محكوم خواهد شد و اين، بزرگترين حسرت و نگون ساري او به خاطر از دست دادن فرصتهاي عمر است. مولاي دوجهان علي عليه السلام نيز در تبيين اين مسأله در بياني نغز و دلنشين ميفرمايد: «اهل دنيا هرگز ساعتي را به بيكاري و بيثمري نميگذراند، مگر آنكه همان ساعت بيثمر، در روز قيامت حسرتي بر او خواهد شد.» در روزهاي آخر زندگي، انسان بر فرصت از دست رفته جواني حسرت ميخورد و در آخرت نيز بر هدر دادن همه فرصت عمر در دنيا غصه ميخورد. حال آنكه نه پيران جوان ميشوند، نه مردگان به دنيا برميگردند؛ زيرا آخرت، فرصت حساب است، نه زمان عمل. تنبلی و تأثير منفی در زندگی بيگمان، آشنايي با آفتهاي هر مسألهاي، زمينهساز بهرهوري بيشتر و در امان بودن از خسارتهاي جبرانناپذير آن خواهد بود. يكي از آفتهاي عمر و خطرهاي دوران جواني، تنبلي و بيحالي است. در دعاي آموزنده و دلنشين ابوحمزه ثمالي، ما بندگان از چنين حالتي به خدا پناه ميبريم و در دعاي نغز مكارم اخلاق، از خداوند ميخواهيم كه ما را به كسل بودن و بيحالي در عبادت دچار نسازد. خطر گم گشتگی گم گشتگی از راه و هدف اصلي خلقت، يكي از آفتهاي همه عمر آدمي و راه جواني است. زندگي فلسفهاي دارد و انسان، تلاشگري براي رسيدن به هدف آفرينش خويش است. سكون؛ بيراهه رفتن و راه را بيراهنما پيمودن، به بن بست رسيدن و آخرت و آخرين منزلگاه زندگي را از ياد بردن؛ نشانه گم شدن و گم كردن راه حقيقي است.
مديريت زمان عبارت است از آگاهي به علم و فن و هنر استفاده بهينه از زمان، داشتن دانش و مهارت لازم در اين زمينه و انجام كارها و امور بهطور اثربخش و به موقع، كه برخورداري از آن يكي از كليدهاي موفقيت است. مديريت زمان يعني برنامهريزي زمان، يعني فراهم كردن نقشه و طرحي مناسب و دقيق براي رسيدن به هدفهاي مورد نظر و از قبل تعيين شده. و در اين ميان مديريتي صحيح است كه تمام ابعاد وجودي انسان، خواستها و تمايلات مربوط بدان را مورد توجه قرار میدهد، حضرت علي(ع) با توجه به اين مسأله در باب مديريت زمان ميفرمايند: مؤمن بايد شبانه روز خود را به سه قسم تقسيم كند، زمانى براى نيايش و عبادت پروردگار، و زمانى براى تأمين هزينه زندگى، و زمانى براى واداشتن نفس به لذّتهايى كه حلال و مايه زيبايى است، خردمند را نشايد جز آنكه در پى سه چيز حركت كند: كسب حلال براى تأمين زندگى، يا گام نهادن در راه آخرت، يا به دست آوردن لذّتهاى حلال (حكمت 390).
عمر انسان يكي از فرصتهاي ارزشمندي است كه خداوند آن را در اختيار انسان قرار داده تا بدان واسطه، گوهر وجودي خويش را متعالي كند. در اين ميان مغتنم شمردن و از دست ندادن فرصتهاي ويژه حرف اول را ميزند. حضرت علي عليه السلام دنياي فاني را گذرگاهي موقت معرفي كرده و نهايت استفاده بردن از آن را فراوان سفارش ميكنند و ميفرمايند: بندگان خدا، هماكنون عمل كنيد، كه زبانها آزاد، و بدنها سالم، و اعضا و جوارح آمادهاند، و راه بازگشت فراهم، و فرصت زياد است، پيش از آنكه وقت از دست برود، و مرگ فرا رسد، پس فرارسيدن مرگ را حتمى بشماريد. (نهج البلاغه/ ترجمه دشتى/413) آخرت نزديك و زمان ماندن در دنيا اندك است. (حكمت 168) امام علي (ع) ضمن يادآوري ارزش و اهميت فرصتها، پيروان خود را به بهرهگيري هرچه بهتر از اين فرصتهاي زودگذر تشويق كرده و ميفرمايند: فرصتها همچون عبور ابرها ميگذرد، بنابراين فرصتهاي نيك را غنيمت بشماريد. (سيد رضي/ حكمت 20) از نگاه امام علي (ع) بهرهگيري از فرصتها به ويژه جهت توشه اندوزي براي آخرت، شيوه متقين و نشانه عقل و تدبير است و از دست دادن فرصت يا عجله در كاري كه هنوز موعد آن فرا نرسيده نشانه بيخردي و ناداني است. (آمدي/ 9325؛ برازش 1/ 790) امام علي (ع) كساني كه به موقع از فرصتهاي خود استفاده و بر اجل پيشدستي كرده و از كار و تلاش خود توشه كافي برگيرند را مشمول رحمت خدا دانسته (سيد رضي/ خطبه 75) و در مقابل، از دست رفتن فرصتها را موجب اندوه و پشيماني ميداند. و باز ايشان ميفرمايد: فرصتهايي كه پيش ميآيد را سريع دريابيد زيرا هر چيزي را سرآمد و وقت مشخصي است كه ديگر يا بازگشتي نداشته يا بسيار دير باز ميگردند.
«جواني» گم گشتهاي است كه پيران در سالهاي آخر عمر به حسرت آن، روزگار ميگذرانند و بهاري است كه در دوران پيري تنها ياد آن بر خاطره آدميان باقي ميماند. آنكه با داشتن زمينههاي گوناگون عمل، از آنها بهره نبرد و عمر خويش را بيهوده از دست دهد، در پيشگاه وجدان خود و دادار جهان، شرمسار و محكوم خواهد شد و اين، بزرگترين حسرت و نگون ساري او به خاطر از دست دادن فرصتهاي عمر است. مولاي دوجهان علي عليه السلام نيز در تبيين اين مسأله در بياني نغز و دلنشين ميفرمايد: «اهل دنيا هرگز ساعتي را به بيكاري و بيثمري نميگذراند، مگر آنكه همان ساعت بيثمر، در روز قيامت حسرتي بر او خواهد شد.» در روزهاي آخر زندگي، انسان بر فرصت از دست رفته جواني حسرت ميخورد و در آخرت نيز بر هدر دادن همه فرصت عمر در دنيا غصه ميخورد. حال آنكه نه پيران جوان ميشوند، نه مردگان به دنيا برميگردند؛ زيرا آخرت، فرصت حساب است، نه زمان عمل.
بيگمان، آشنايي با آفتهاي هر مسألهاي، زمينهساز بهرهوري بيشتر و در امان بودن از خسارتهاي جبرانناپذير آن خواهد بود. يكي از آفتهاي عمر و خطرهاي دوران جواني، تنبلي و بيحالي است. در دعاي آموزنده و دلنشين ابوحمزه ثمالي، ما بندگان از چنين حالتي به خدا پناه ميبريم و در دعاي نغز مكارم اخلاق، از خداوند ميخواهيم كه ما را به كسل بودن و بيحالي در عبادت دچار نسازد.
گم گشتگی از راه و هدف اصلي خلقت، يكي از آفتهاي همه عمر آدمي و راه جواني است. زندگي فلسفهاي دارد و انسان، تلاشگري براي رسيدن به هدف آفرينش خويش است. سكون؛ بيراهه رفتن و راه را بيراهنما پيمودن، به بن بست رسيدن و آخرت و آخرين منزلگاه زندگي را از ياد بردن؛ نشانه گم شدن و گم كردن راه حقيقي است.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان