24 فروردین 1396, 2:24
نويسنده: محمدمهدی رشادتی
امام موسي کاظم(ع) فرمود: من ولده الفقر ابطره الغني - شخصي که در سايه فقر و نداري به دنيا آمده و پرورش يافته است، ثروت و دارايي، او را به سرکشي و طغيان مي کشاند. (منتهي الامال ج 2 ص 326) حضرت در فراز ديگري داستاني را چنين نقل مي کنند: اهل صفه ميهمان رسول خدا(ص) بودند. آنها خانمان خود را رها کرده به مدينه هجرت کردند. پيامبر(ص) آنان را که تعدادشان 200 نفر بود در صحن مسجد اسکان داد. آن حضرت هر صبح و شام پيش آنان مي رفت و پس از سلام و درود آنها را دلداري مي داد. روزي ديد يکي از آنها کفش خود را پينه مي کند، ديگري لباسش را وصله مي زند و هر کسي مشغول کاري است. نبي اکرم(ص) هر روز به مقدار يک مد خرما برايشان مهيا مي کرد. آن روز مردي برخاست و گفت: اي پيامبر خدا! خرمايي که مي دهي معده ما را سوزاند. حضرت فرمود: بدانيد که اگر میتوانستم دنيا را خوراک شما کنم اين کار مي کردم. اما عده اي از ميان شما که بعد از من زنده مي مانند، صبح و شام غذاي سير خواهند خورد. هرکدام صبح يک پيراهن و شب پيراهني ديگر خواهيد پوشيد و خانه هايتان را همانند کعبه برافراشته و آراسته خواهيد کرد. مردي بلند شد و گفت: اي رسول خدا(ص)، من مشتاق چنان روزي هستم. آن روز کي فرا مي رسد؟ حضرت فرمود: زمان کنوني شما بهتر از آن زمان است. شما اگر شکم هاي خود را از حلال پر کنيد، هيچ بعيد نيست که از حرام نيز آن را پر نماييد. (ميزان الحکمه ج 1 ص 259)
به نظر مي رسد که فرمايش امام کاظم(ع) گويا ناظر به آيه - کلاان الانسان ليطغي ان راه استغني - (علق/6 و 7) باشد. يعني همين که انسان خود را بي نياز پنداشت بي شک طغيان مي کند.
مطابق آيه فوق ثروت و ساير نعمت هاي الهي موجب سرکشي انسان نمي شود. بلکه آدمي هنگامي که خود را غني و مستقل پنداشت به تدريج خدا را فراموش کرده و سرانجام سر به طغيان برمي دارد. اما انسان مؤمن در سايه تربيت اسلامي، اگر بيشترين مال و بالاترين مقام و منزلت دنيايي را هم داشته باشد، همه آنها را نه به خاطر شايستگي خود بلکه از باب لطف و رحمت خدا دانسته و همواره خويش را در زمره محتاج ترين و فقيرترين موجود درگاه الهي به حساب مي آورد. (تفسير نسيم حيات ج 8 ص 818) اينکه پيامبر(ص) فرمود: فقر افتخار من است و به آن مي بالم. (ميزان الحکمه، ج 2 ص 807) دقيقاً به همين نکته اشاره مي فرمايد. لذا چنين شخصي هميشه شکرگزار خداست.
بايد توجه داشت که بحث ما درباره تأثير سوء ثروت است. و در اينجا نمي خواهيم فقر مادي را تبليغ و تمجيد کنيم. زيرا فقر و نداري نيز بعضي از مردم را ممکن است به سمت بیديني و کفر سوق دهد. هرچند در مقام مقايسه افراد غني و فقير، اين ثروتمندان هستند که بيشتر در معرض فريب دنيا قرار گرفته اند. لذا طرفداران و حاميان انبياء الهي غالباً از قشر مستضعف و از طبقات محروم جوامع بوده اند تا گروه هاي برخوردار که اکثراً در جبهه مخالف قرار داشته اند.
نقل مي کنند: رسول گرامي(ص) در مجلسي حاضر بود. همان وقت مسلمان فقير ژنده پوشي از راه رسيد و از قضا پهلوي مرد ثروتمندي نشست. مرد ثروتمند جامه هاي خود را جمع کرد و خودش را به کناري کشيد. پيامبر(ص) که نظاره گر آنها بود فرمود: آيا ترسيدي که چيزي از فقر او به تو بچسبد؟ نه يا رسول الله. آيا ترسيدي که چيزي از ثروت تو به او سرايت کند؟ نه يا رسول الله. آيا ترسيدي که لباس هايت کثيف شود؟ نه يا رسول الله. پس چرا خود را کنار کشيدي؟ مرد با شرمندگي گفت: به خطاي خود اعتراف مي کنم و حاضر هستم براي جبران اين گناه نيمي از دارايي ام را به او ببخشم. مرد فقير گفت: ولي من قبول نمي کنم. جمعيت گفتند: چرا؟ گفت: چون مي ترسم مرا نيز روزي غرور بگيرد و با يک برادر مسلمان خود آنچنان رفتاري بکنم که امروز اين شخص با من کرد. (داستان راستان ص 69 به نقل از اصول کافي ج 3 ص 361)
روزي پيامبر اکرم(ص) عده اي از مسيحيان را که با لباس هاي فاخر و گران قيمت و پر زرق و برق در مدينه به خدمت رسيدند، به حضور نپذيرفت و نسبت به آنان بي توجهي کرد. آنها بار دوم با کمک و راهنمايي علي(ع) با لباس هاي ساده خدمت رسيدند. اين دفعه رسول گرامي(ص) با خوشرويي پذيراي آنان شد. سپس فرمود: نخستين بار که ايشان نزد من آمدند، ديدم شيطان نيز همراه آنهاست. (داستان دوستان ج 1 ص 111)
روزنامه كيهان، شماره 21212 به تاريخ 28/8/94، صفحه 6 (معارف)
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان