دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اخلاص ورزیدن

نام نیک را از خداوند بخواه . قلوب مردم را از صاحب قلب خواهش کن با تو باشد.
اخلاص ورزیدن
اخلاص ورزیدن

اخلاص ورزیدن


نویسنده : حضرت امام خمینی (ره)
زبان نامه اخلاقی: فارسی

ای عزیز !

نام نیک را از خداوند بخواه . قلوب مردم را از صاحب قلب خواهش کن با تو باشد. تو کار را برای خدا بکن ، خداوند علاوه بر کرامت های اخروی و نعمت های آن عالم ، در همین عالم هم به تو کرامت ها می کند. تو را محبوب می نماید. موقعیت تو را در قلوب زیاد می کند. تو را در دو دنیا سربلند می فرماید. ولی اگر بتوانی با مجاهده و زحمت ، قلب خود را از این حب هم بکلی خالص نما.باطن را صفا ده تا عمل از این جهت خالص شود، وقلب متوجه حق گردد. روح بی آلایش شود. کدورت نفس برطرف گردد. حب و بغض مردم ضعیف ، و شهرت و اسم نزد بندگان ناچیز چه فایده یی دارد.فرضا فایده داشته باشد، یک فایده ناچیز جزئی چند روزه است . ممکن است این حب ، عاقبت کار انسان را به ریا برساند و خدای نخواسته آدم (را) مشرک و منافق و کافر کند. اگر در این عالم رسوا نشود، در آن عالم در محضر عدل ربوبی پیش بندگان صالح خدا و انبیاء عظام او و ملائکه مقربین رسوا شود، سرافکنده گردد، بیچاره شود.رسوایی آن روز را نمی داند چه رسوایی است . سرشکسته در آن محضر را خدا می داند چه ظلمت ها دنبال دارد. آن روز است که به فرموده حق تعالی کافر می گوید: ای کاش ‍ خاک بودم ، و دیگر فایده ندارد.

ای بیچاره ! تو به واسطه یک محبت جزئی ، یک شهرت بی فایده ، پیش ‍ بندگان ، از آن کرامت های گذشتی . رضای خدا را از دست دادی .خود را مورد غضب خدای تعالی نمودی[1] ...

    منبع :
  • چهل حدیث حضرت امام خمینی (ره )،چاپ اول ، تابستان 1368، مرکز نشر فرهنگی رجاء ، لیتو گرافی وچاپ گلشن .
  • [1] چهل حدیث ، 32

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
Powered by TayaCMS