دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ازدواج با برکت

No image
ازدواج با برکت

ازدواج با برکت

شیخ محمّدتقى داماد شیخ جعفر کبیر صاحب «کشف الغطا» است. وى با یکى از دختران شیخ به نام نسمه خاتون (متوفّاى حدود 1295 هـ .ق.) ازدواج نموده است.([17])

آقاى محمّدباقر الفت (1384ـ 1301 هـ .ق.) در نسب نامه خود که به شرح زندگى خاندان مسجد شاهیان پرداخته، درباره نسمه خاتون چنین نوشته است:

«این زن به راستى نادره دوران و دُرّة التّاجِ مردان و چنانچه پدرش او را ستوده است به جلالت و کمال آراسته بود، مرا عقیده بر این است که آنچه از نعمت و عزّت تا به امروز نصیب خانواده مسجد شاهیان گردیده، همه از برکت وجود آن فرخنده بانو و پدر بزرگوار اوست.([18])

آنچه که از نسل شیخ، ظاهر شده و این بیت عظیم را تشکیل داده است، استجابت دعاى کاشف الغطاست که در شب زفاف شیخ و دخترش دست به دعا برداشته و از خداوند مى خواهد که «خداوندا! علم، فقاهت، مرجعیّت، روحانیت و ترویج شریعت را تا قیامت در نسل آنها قرار بده!»([19])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS