دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ازدواج

No image
ازدواج

ازدواج

ملا صالح از شاگردان ملاّ محمّد تقى مجلسى بود و در فضل و کمال شایستگى فراوان داشت. پیوسته در درس شرکت داشته و به پیشرفت زیادى در علم و تقوى دست یافت، تا این که میل به ازدواج پیدا کرد. استادش، از او پرسید که آیا مایل است برایش همسرى شایسته پیدا کند؟ و ملاّ صالح قبول کرد.

ملا محمّد تقى وارد منزل شده و دخترش آمنه بیگم ـ را که در علم و فضیلت و تقوى به حد کمال رسیده بود ـ خواست و فرمود: اى دختر، براى تو شوهرى فقیر، ولى با کفایت و فضل و صلاح در نظر دارم، نظر شما چیست؟ دختر در جواب پدر گفت: فقر عیب مرد نیست. مرحوم مجلسى مراسمى گرفت و دختر خود را به عقد ملاّ صالح در آورد. ناگفته نماند که آمنه بیگم، زن ملاصالح در فضل و دانش و دیانت شهرت داشت، در مراتب علمى به حدّ کمال رسیده بود حتّى ملاّ صالح در شب اول زفاف، به جهت شکر الهى، در زوایه، اطاق بعد از حمد و شکر خداوندى، مشغول مطالعه بود. اتفاقاً به مسئله مشکلى برخورده و از حل آن عاجز شد. آمنه بیگم واقع مطلب را به فراست دریافت، تا صبح آن شب، ملاّ محمّد صالح به قرار معهودى به درس رفت. آمنه بیگم همان مطلب را حل کرده و مشروحاً نوشت و در همانجا گذاشت. چون شب برآمد و ملاّ صالح کتاب را براى مطالعه باز کرد، آن نوشته را دید، از غایت خوشحالى به سجده شکر افتاد. باز تا صبح مشغول عبادت و مطالعه بود و بدین منوال تا سه شب، شرط زفاف وقوع نیافت. چون ملاّ محمّد تقى مجلسى مطلع شد که ملاّ صالح زفاف نکرده فرمود: که اگر این دختر مَرْضى ]مورد رضایت[ و مطبوع تو نیست، دختر دیگر تزویج تو بنمایم. عرض کرد: چنین نیست، بلکه مقصود من اداء شکر الهى بود و من هر چه در عبادت کوشش کنم، شکر اقل قلیل این عنایت و نعمت را ادا نخواهم کرد. الاقرار بالعجز غایة شکر العباد، فرمود: اقرار به عجز، نهایت شکر بندگان است.([31])

آمنه بیگم زنى پرهیز کار و مجتهده بوده است. او کتابى در فقه و احکام دینى تألیف کرد. وى در جمع آورى اخبار بعضى از مجلدات بحارالانوار، به برادرش، علاّمه محمّد باقر مجلسى کمک کرد. بعدها نیز شوهرش با همه علم و فضلى که داشت، در حل بعضى از مسائل علمى با وى مباحثه و مذاکره مى نمود.([32])

وى کتابى در شرح الفیه ابن مالک و شرح شواهد سیوطى دارد.([33])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
Powered by TayaCMS