دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

استسقاء

No image
استسقاء

اصل این واژه از مادۀ «سقی» و به معنی تقاضای نوشیدنی است. این اصطلاح نام یکی از نمازهای مستحبی است (صلاة الاستسقاء) که مسلمانان در هنگام خشکسالی وکم بارانی وپایین رفتن آب رودخانه‌ها با مراسم خاصی به جا می‌آورند.این مراسم مستحب بدین صورت است که مردم قبل از انجام نماز به مدت سه روز روزه گرفته ودر روز سوم (مستحب است این روز دوشنبه یا جمعه باشد) همگی با پای برهنه ودر حالی که کودکان و پیرمردان و پیرزنان را به همراه خود آورده و کودکان را از مادرانشان جدا نموده‌اند به سوی صحرا رهسپار گردند. آنگاه در هنگامی که آفتاب در میان آسمان است به صف ایستاده و نماز استسقاء را به جماعت بجای آورند. این نماز دو رکعت می‌باشد و خصوصیات آن شبیه نماز عید فطر و قربان است که در هر رکعت پس از خواندن دو سوره (که در هر کدام اولی سورۀ حمد است) پنج تکبیر و پنج قنوت دارد. بدین صورت که پس از هر تکبیر دست‌های خود را به دعا بلند کرده و با خواندن دعاهای وارده از امامان معصوم از خداوند تقاضای نزول باران رحمت می‌نمایند. پس از پایان نماز، امام جماعت در حالی که خود را آمادۀ ایراد دو خطبه می‌نماید مستحب است رو به قبله صد بار تکبیر را با صدای بلند بخواند و بعد از آن صورت خود را به سمت راست گردانده و صد بار سبحان‌الله را بخواند و بالاخره روی خود را به مردم نموده و صد بار الحمدلله را بخواند و در تمام این حالات مردم از او پیروی می‌نمایند. پس از این کارها امام جماعت دو خطبه را آغاز می‌نماید و در آن با گریه و زاری و استغاثه از خداوند تقاضای نزول باران رحمت و برطرف نمودن خشکسالی را می‌نماید. این نماز در طول تاریخ اسلام بارها مورد استفاده قرار گرفته و در بسیاری از موارد اثر فوری نیز داشته است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
Powered by TayaCMS