دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اطمینان اجابت دعا

No image
اطمینان اجابت دعا اطمینان اجابت دعا

یکى از شاگردان استاد، نقل کرد که:

مرحوم آیت الله سیّد عبدالهادى شیرازى رحمة الله علیه دچار ناراحتى چشم شده بودند، براى معالجه به ایران آمدند در تهران نوبت چشم گرفته شد و سپس به مشهد آمدند براى زیارت تا بعد به تهران برگردند براى معالجه چشم، من با مرحوم شیخ مجتبى قزوینى خدمت ایشان مشرف شدیم در ضمن صحبتهایى که با ایشان شد مرحوم شیخ تذکّر دادند که چه خوب است شما نذر کنید در مشهد بمانید چون حوزه مشهد احتیاج به عالم بزرگى دارد که بتواند به آن رونقى ببخشد، مشهد طلاب بسیار با استعدادى دارد که از وجود شما بهره مند خواهند شد.

شیخ اصرار زیادى نمودند که بمانید اما ایشان فرمودند: ما به تهران مى رویم و اگر معالجه مؤثّر واقع شد در آن صورت مى مانم.

استاد فرمودند: شما در مشهد بمانید من شفاى چشم شما را از امام هشتم(علیه السلام)خواهم گرفت، شما هیچگونه احتیاجى به مراجعه به دکتر ندارید! شفاى چشم شما بعهده من به شرط اینکه تصمیم بگیرید در مشهد بمانید. اما این درخواست مقبول واقع نشد.

بعد از آنکه با مرحوم حاج شیخ از منزل مرحوم آقاى سیدعبدالهادى شیرازى خارج شدیم ایشان فرمودند:

ایشان به تهران خواهند رفت اما نتیجه اى نخواهند گرفت و اگر در مشهد مى ماندند من شفاى چشم ایشان را از حضرت رضا(علیه السلام)مى گرفتم.

و امر همانطور شد که ایشان فرمودند مرحوم شیرازى به دکتر تهران مراجعه کردند و نتیجه اى نگرفتند و سپس به نجف اشرف برگشتند و تا آخر عمر از نعمت بینائى محروم شدند.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
Powered by TayaCMS