دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

التجاء به حق تعالی

ما بیچارگان و متحیران وادی ضلالت و سرمستان از جام غفلت و خودپرستی از نماز اهل معرفت و سجود اصحاب قلوب محرومیم ، خوب است حالت قصور و تقصیر خود و مذلت و خواری خویش را در نظر داشته باشیم
التجاء به حق تعالی
التجاء به حق تعالی

ما بیچارگان و متحیران وادی ضلالت و سرمستان از جام غفلت و خودپرستی از نماز اهل معرفت و سجود اصحاب قلوب محرومیم ، خوب است حالت قصور و تقصیر خود و مذلت و خواری خویش را در نظر داشته باشیم و به حال حرمان[1] خود متأسف و به کیفیت احتجاب [2]خود متهلف[3] باشیم و به حق تعالی از این خسران و تسلط نفس و شیطان پناه بریم ، شاید حالت اضطراری دست دهد و آن ذات مقدس مضطرین را اجابت فرماید: امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء پس به حال پریشان و اضطراب و قلب افسرده و پژمان سر به خاک مذلت که اصل خلقت ما است ، نهیم و یاد از نشئات ذل[4]و مسکنت خود کنیم و با لسان[5] حال از حق تعالی که ولی نعم است ، جبران نقائص را طلب کنیم [6].

    منبع :
  • کتاب سرالصلوة/ حضرت امام خمینی (ره)
    پی نوشت:
  • [1] .بی بهره گی
  • [2] .در حجاب شدن
  • [3] .اندوه بردن
  • [4]‌‌‌- ‌خواری
  • [5] .زبان
  • [6]‌‌- ‌سرالصلوة‌ ‌ص‌ ‌‌106‌

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
Powered by TayaCMS