دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

انسان‌های کم ظرفیت

No image
انسان‌های کم ظرفیت

برخی از آدم‌ها، کم ظرفیتند. تاب تحمل علم، اطلاعات، پول، مقام، محبوبیت، شهرت و قدرت را ندارند. با آموختن چهار کلمه، دچار غرور علمی می‌شوند و اندکی آگاهی و چند خبر محرمانه، آنان را از خود راضی می‌سازد. مقام، آنان را خودپسند و مغرور می‌کند؛ شهرت و محبوبیت، عامل بازدارنده شان می‌گردد و قدرت، آنان را به ستم و زورگویی و اعمال نفوذ می‌کشاند. گاهی بازتاب محرومیت‌های مالی دوران فقر، به صورت ولخرجی، اسراف و ریخت و پاش‌های دوران پول داری نمود می‌یابد. گاهی تهیدستان تازه به دوران رسیده، چنان افسار گسیخته می‌تازند که اعیان و اشراف هم به گردشان نمی‌رسند. اگر انسان، خودساخته و تربیت شده نباشد و ناگهان دنیا به او روی آورد، دیگر کسی را نمی‌شناسد و سراغی از دوست و آشنا و خویشاوند نمی‌گیرد، در حالی که دلهای باایمان و جان‌های زلال شده و اراده‌های متین، در همه شرایط، تعادل خود را حفظ می‌کنند و رفاه مادی، منصب اجتماعی و محبوبیت مردمی، آنان را دگرگون نمی‌کند. ظرفیت داشتن هنگام رسیدن به نعمت‌ها و برخورداری‌ها، موهبتی بزرگ است. با این حال، شاید برای برخی که در فقر و ضعف به سر می‌برند، همان وضع، بیشتر به صلاح خودشان و جامعه باشد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
Powered by TayaCMS