دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

با کودکان خودسر و لجباز چگونه رفتار کنیم؟

No image
با کودکان خودسر و لجباز چگونه رفتار کنیم؟

كودكان خودسر، خواست هاي مثبت و منفي

عبدالرضا كريم‌زاده

بچّه‌ها کم و بیش، حالت لجبازی و خودسری دارند. آنان دوست دارند هر کاری دلشان می‌خواهد انجام بدهند و کسی مزاحمشان نشود. اگر مطابق میلشان رفتار نکنیم، گریه و سروصدا راه می‌اندازند، خودشان را به زمین می‌کشند، سرشان را به دیوار می‌کوبند، قهر می‌کنند، غذا نمی‌خورند و...

بیشتر خانواده‌ها از لجبازی بچّه‌ها شکایت دارند. آنان درباره‌ی لجبازی کودکان سه گونه نظر دارند که به آن اشاره می‌کنیم:

گروه اول عقیده دارند که باید در مقابل بچّه‌ها مقاومت کنیم تا لجبازی از سرشان بیفتد. آنان با زور و کتک جلو بچّه را می‌گیرند. این کار، روش پسندیده‌ای نیست؛ زیرا به روحیّه و شخصیّت کودک آسیب می‌رساند و گاهی سبب می‌شود که کودک به کارهای خطرناک دست بزند.

گروه دوم عقیده دارند که باید دل کودک را به دست آورد و مطابق میل او رفتار کرد. باید به او اجازه داد هر کاری که دوست دارد انجام بدهد. آنان می‌گویند: باید به بچّه‌ها آزادی داد، زمانی که بزرگ شوند لجبازی از سرشان می‌افتد. این خانواده‌ها نیز در اشتباه هستند. انجام بعضی کارها علاوه بر ضررهای مالی و جانی، تربیت کودک را نیز به خطر می‌اندازد.

این کودکان خودخواه و زورگو بارمی‌آیندو یاد می‌گیرند که با زور و سروصدا به مقصود خود برسند.

دسته‌ی سوم راه میانه را انتخاب می‌کنند و برای تعلیم و تربیت فرزندان خود، بین خواست‌های آنان فرق می‌گذارند. اگر خواست‌های بچّه بی‌ضرر باشد به او آزادی می‌دهند تا به این وسیله اراده‌اش را تقویت کنند. به همین منظور با فرزند خود دوست می‌شوند و در انجام دادن کارها او را راهنمایی می‌کنند. امّا در مورد کارهای خطرناک یا خلاف دین و اخلاق، جلو کودک را می‌گیرند و دلیل بدی کارش را به او یادآوری می‌کنند.

فرزندان باید بدانند که والدین، دلسوز آنان هستند و خیر آنان را می‌خواهند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

کتاب رفتارهای انسان ساز

کتاب رفتارهای انسان ساز

کتاب حاضر که دربردارنده مطالبی ارزنده و مفید از زندگی علما و بزرگان است که در دو جلد منتشر شده است.

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
Powered by TayaCMS