دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بدتر از نجاست

No image
بدتر از نجاست

حقيقت گناه از زبان مقدس اردبيلی

برگرفته از: عبرت ها در آينه داستان ها، احمد دهقان، انتشارات نهاوندی، قم، چاپ اوّل، 1378 ش، ص 60

طلبه جوانی از مقدس اردبيلی (ره) پرسيد: استاد! آيا شما گناه می کنيد؟

استاد گفت: فرزندم؛ همه انسانها جايز الخطا هستند.

دوباره پرسيد: عموم انسانها را که می دانم، منظورم خود شما هستيد، آيا شما گناه می‌کنيد؟

مقدس اردبيلی (ره) با تبسم پاسخ داد: الله اکبر، حالا که اين قدر اصرار می کنی، بايد بگويم نه! من گناه نمی کنم.

شاگرد پرسيد: آيا فکر گناه هم نمی کنيد؟

استاد فرمود: نه عزيزم، فکر گناه هم نمی کنم.

طلبه جوان که خيلی تعجب کرده بود پرسيد: مگر امکان دارد استاد؟

مرحوم مقدس اردبيلی فرمود: آری، امکان دارد، اگر قبول نداريد من سؤالی از شما می‌پرسم، جواب صحيح آن را بدهيد:

آيا شما نجاست می خوريد؟

طلبه جوان که احساس می کرد مورد اهانت قرار گرفته، رنگ چهره اش تغيير کرد و گفت: نه استاد، اين چه سؤالی است؟

مقدس اردبيلی (ره) دوباره فرمود: آيا فکر خوردن نجاست را هم نمی کنی؟

جواب داد: نه

استاد فرمود: گناه نزد من مثل نجاست است، حتی بدتر از آن است.

روزنامه كيهان، شماره 21560 به تاريخ 24/11/95، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS