دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بدتر از گناه

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «همانا خدا دانست که ارتکاب گناه برای مؤمن از خودبینی بهتر است و اگر چنین نبود، هرگز مؤمن به گناهی دچار نمی شد» (اصول کافی، ج 3، ص 427)
بدتر از گناه
بدتر از گناه

قال الصادق (علیه السلام):

«انَّ اللهَ عَلِِمَ اَنَّ الذَّنبَ خَیرٌ لِلْمؤمِنِ مِنَ العُجبِ ولَو لا ذلک مَا ابتُلی مُؤمنٌ بِذَنبٍ اَبَداً» (اصول کافی، ج 3، ص 427)

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

«همانا خدا دانست که ارتکاب گناه برای مؤمن از خودبینی بهتر است و اگر چنین نبود، هرگز مؤمن به گناهی دچار نمی‌شد»

توضیح:

«عجب بدتر از گناه»

عجب بزرگ شمردن عمل صالح و مسرور شدن به آن و از حد تقصیر خاج دانستن است. البته تواضع و فروتنی کردن از برای خداوند و شکر خدا بر این توفیق عجب نیست و ممدوح است. عجب هم بر اعمال جوارح وارد می‌شود و هم بر اعمال جوانح، یعنی هم انسان به خصلت‌های خویش معجب می‌شود و هم به اعمال خود.

درجات عجب را می‌توان از کلام امام صادق (ع) اینگونه درک نمود که: از امام درباره درجات عجب سؤال شد. حضرت فرمود: عجب درجاتی دارد. درجه اول اینکه کردار زشت بنده به نظرش جلوه‌ کند و آن را خوب پندارد. درجه دوم این است که از آن خوشش آید و گمان کند، کار خوبی می‌کند. درجه سوم اینکه بنده بر پروردگارش ایمان آورد و بر خداوند منت گذارد، در صورتی که خدا بر او منت گذارده است که به ایمانش هدایت فرموده است.

    منبع: بی‌کران تسبیح، دکتر بتول خسروی، ص 203.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS