دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تحویل

No image
تحویل

كلمات كليدي : تحویل، حدیث، سند

نویسنده : (تليخص)هیئت تحریریه سایت پژوه

تحویل

در لغت به معنای گردانیدن و در اصطلاح محدّثان آن است که اگر حدیثی دو یا چند سند داشته باشد، برای اختصار، حدیث را با همۀ سندها به طور کامل نقل نمی‌کنند، بلکه ابتدا همۀ سند‌های حدیث را ذکر می‌کنند و در نهایت «متن» حدیث را می‌آورند. برای این‌که این سندهای مختلف در هم نیامیزند یا این توهٌم پیش نیاید که نویسنده حدیث را ناتمام رها کرده است، بین دو سند معمولاً از علامت رمز ح استفاده می‌شود.

جمال الدین قاسمی در "قواعد التحدیث" تلفظ واژۀ تحویل را برای آن نیکو شمرده است و محمدرضا مامقانی گفته است که برخی حدیث‌پژوهان آن را حیلولة خوانده‌اند.

عموم محدّثان شیعه و به خصوص مشایخ ثلاثه (کلینی، صدوق، طوسی) در کتب چهارگانۀ حدیثی رمزگذاری نکرده‌اند و به هنگام انتقال از یک سند به سند دیگر از حرف عطف استفاده کرده‌اند.

مقاله

نویسنده (تليخص)هیئت تحریریه سایت پژوه
جایگاه در درختواره قرآن پژوهی - علوم حدیث - درایه حدیث

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS