دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ترس و امید واری به خدا

هر کس خدا را شناخت دلش از امیدواری بخدا و ترس او خالی نباشد.(غرر و درر آمدی- ط صیدا- ص 264- س)
ترس و امید واری به خدا
ترس و امید واری به خدا

ترس و امید واری به خدا

قال علی(ع): «یَنبَغی لِمَنْ عَرَفَ اللهَ سُبحانَه أنْ لا یَخلُو قَلبُهُ مِنْ رَجائِهِ وَ خَوفِهِ»

یعنی هر که خدا را شناخت دل او از خدا هراسان و به او امیدوار باشد. یا کسی که خدا را شناخت تنها بخدا امیدوار و تنها از خدا می‌ترسد و از هیچ کس دیگر نمی‌ترسد و تنها به خدا چشم امید دارد و بغیر او ابداً امیدوار نیست.[1]

موحد چو زر ریزی اندر برش چه شمشیر هندی نهی بر سرش

امید و هراسش نباشد ز کس بر این است بنیاد توحید و بس [2]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
Powered by TayaCMS