دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تشویق اهل دانش

No image
تشویق اهل دانش تشویق اهل دانش

آیت الله خویى در مناسبت هاى مختلف، از شاگردان فاضل خود نام مى برد و مقام و فضل آنان را مى ستود. وقتى دانشمندى نوشته ارزشمندى را به او هدیه مى داد، براى تشویق و بزرگ داشت وى تقریظى بر آن کتاب مى نوشت.

ویژگى هاى اخلاقى آیت الله خویى فراوان است. او اسطوره اخلاق بود. هر وقت وارد مجلسى مى شد، با صداى بلند به حاضران سلام مى کرد. بسیار مؤدّب بود. هیچ گاه سخنى اهانت آمیز، حتى توهین علمى از ایشان شنیده نشد. به استادش، میرزاى نائینى شدیداً علاقه مند بود و همیشه قبل از درس، حمد و سوره مى خواند و ثوابش را به روح پاک استاد هدیه مى کرد. در مقابل سختى ها و مصیبت هاى روزگار، صبر و بردبارى پیشه مى کرد و خم به ابرو نمى آورد. از همه مظاهر کبر و غرور دورى مى جست. هماره به تحقیق، تألیف و تدریس مشغول بود. کمک به درماندگان، رفتار مسالمت آمیز با مخالفان، مهربانى با کودکان، پرهیز از تجمل گرایى، نظم، عفو و سعه صدر، از دیگر ویژگى هاى این انسان وارسته مى باشد.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS