دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

توشه برای آخرت

خردمند را سزد که در دنیا بکار آخرت پردازد و توشه و ذخیره برای آن جهان زیاد بردارد.(غرر و درر آمدی، ط نجف- ص 169)
توشه برای آخرت
توشه برای آخرت

توشه برای آخرت

قال علی(ع): « حقِّ علی العاقِلِ العَمَلُ لِلمعادِ و الاستِکثارُ مِنَ الزّاد ».

چون مرگ انسان یعنی انتقال و سفر او به جهان دیگر حتمی است پس عاقل از این مطلب نباید غافل باشد و دائم بفکر روز مراجعتش به وطن اصلی است که که آنجا ملک باقی و سرای ابدی است لذا بکار علم و معرفت و عمل صالح و احسان  بخلق که ذخیره و توشه آخرت است می‌پردازد در حدیث دیگر فرمودند: «ثَوبُ العلمِ یُخَلِّدُکَ وَ یُبقیکَ و لا یفنی» لباس علم و تقوی همیشه نو و مخلد و ابدی است و کهنه نشود و در عالم بقاء بر تن تست و هرگز فانی نگردد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
Powered by TayaCMS