دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تکبیر پرواز

No image
تکبیر پرواز

تکبیر پرواز

سرانجام آخرین آفتاب از خورشید حیات و زندگانى اندیشمند عارف، حاج میرزا جواد آقا ملکى تبریزى نمایان شد و روز یازدهم ذیحجه سال 1343 قمرى فرصت دیدار و هنگام لقاء رخ نشان داد

چگونگى حضور آن عارف فرهیخته را در ملکوت از زبان فرزانه وارسته، حاج آقا حسین فاطمى آگاه مى شویم :

روز پنجشنبه، عید قربان بود صبح، مسجد جمکران رفتم و قبل از ظهر به منزل برگشتم چون وارد شدم خبر دادند که حاج میرزا جوادآقا جویاى احوال شما شده اند چون از کسالت وى اطلاع داشتم بدون هیچ معطلى به خدمتشان رفتم، ایشان به حمام رفته، خضاب بسـته و پاک و مطـهر در بستر نشـسته بـودند در ظاهر منتـظر اذان بودند اما انتظار بیش از این مقدار بود چون ظهر فرا رسید در بستر شروع به اذان و اقـامه کردند با گفتن هر جمله اى بهجت بیشتر و آرامش فراوان ترى سـراغ او مى آمد پس از اذان، دعاى تکبیرات افتـتاحیه را تـرنم کردند سپس دو دسـت را بـالا برده تا تـکبیرة الاحرام بـگویند که گویى درهاى آسـمان براى ورود او گشوده شد لبهایش حرکت کرد و دسـتها به لرزش افـتاد و بـا آخـرین کـلام اولین دیـدار حـاصل شـد«الله اکبر»

مرغ روحش از بدن پاکش به سوى عالم قدس پرواز کرد و به سوى یار و محبوب دیرینه خویش، پر کشید([15])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
Powered by TayaCMS