دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حكايت خوبان - پرهيز از مواضع تهمت

No image
حكايت خوبان - پرهيز از مواضع تهمت

نقل شده است که پيامبراکرم(ص) در مسجدي معتکف بودند. زني آمد و مدتي با او سخن گفت و بعد برخاست که برود، پيامبر(ص) هم با او به راه افتاد. در اين هنگام دو نفر از انصار که از کنار آن حضرت عبور مي کردند، سلام کردند و گذشتند. رسول خدا(ص) آنها را صدا زد و فرمود: اين زن صفيه همسر من است. آن دو گفتند: اي رسول خدا! مگر ما شک داشتيم؟ حضرت فرمود: شيطان مثل خون وارد وجود انسان مي شود، ترسيدم شيطان بر شما وارد شود شما بدگمان شويد.(1)

   

    1- هزار و يک حکايت اخلاقي، ص 486

   

                روزنامه كيهان، شماره 21134 به تاريخ 27/5/94، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
Powered by TayaCMS