دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خاطره اى از میرزا حسن کرمانشاهى

No image
خاطره اى از میرزا حسن کرمانشاهى

خاطره اى از میرزا حسن کرمانشاهى

زندگى این حکیم بزرگوار، در عین غناى علمى، با فقر مادى همراه بود. قناعت و زهد او، چنان بود که در حوادث روزگار، همانند کوه استوار بود و تندباد مشکلات زندگى در قامت استوار او تأثیرى نداشت.

در کتاب تاریخ حکما و عرفا به نقل از کیوان قزوینى چنین نقل شده است:

«گاهى به حوالى عید، میرزا، اثاث البیتى مى فروخت تا تدارک لوازم عید کند. به او گفتند:مقدارى از علم خویش را بفروشید به... ..

گفت: چون شود؟

گفتند: شما مى شوید با پول و بى علم و او مى شود بى پول و با علم !

فرمود: اگر چنین است، نمى فروشم[18]».

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
Powered by TayaCMS