دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دلایل ایمان

یکی از دلائل ایمان و علائم مؤمنان حقیقی وفای بعهد کردن است. (غرر و درر آمدی، شرح آقا جمال خوانساری، ج 6ـ ص 40ـ ش 9414).
دلایل ایمان
دلایل ایمان

دلایل ایمان

قال امیرالمؤمنین (ع): «مِنْ دَلائِلِ الإیمانِ الوَفاءُ بِالعَهدِ»

دلیل ایمان شخص آنست که با هر که عهد بست به آن وفا کند و به عقد و پیمان با خدا و خلق وفادار باشد.

با خدا که در عالم «اَلَمْ اَعْهَد إلَیکُمْ یا بَنی آدَمَ أن لاتَعبُدُوا الشَّیْطانَ».[1]

عهد بسته وفا کند و عشق و محبت بطاعت او داشته باشد و از اطاعت شیطان انس و جن متنفر باشد؛

و وفا با خلق در تمام قول و عقود ازدواج و شرکت و معاملات که فرمود «اوفوا بالعقود».[2] هرگز نقض عهد نکند و خیانت و مکر و خدعه روا ندارد و بعهد روز الست که فرمود «الست بربکم».[3] وفا کند چنانکه در آن عالم تجرد به وحدانیت  خدا اقرار کرد و بطاعت حق عهد بست در این عالم وفادار و استوار باشد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
Powered by TayaCMS