دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ذهن، نگاه و زبان عاشورایی

No image
ذهن، نگاه و زبان عاشورایی

کلمات کلیدی :

نویسنده :سید ابوالقاسم حسینی (ژرفا)

ذهن، نگاه و زبان عاشورایی

ذهنیت، نگاه و زبان، سه فرایند شکل‌گیری پدیده‌های ادبی، فرهنگی و هنری است و بهره‌گیری از این سه فرایند در بیان درست از فرهنگ عاشورایی بسیار مهم است. واعظان، خطیبان و عالمان دینی راهبران فکری جامعه هستند و آن‌چه توسط این راهبران فکری بیان می‌شود، باورهای دینی مردم را شکل می‌دهد.

متأسفانه برخی از نظریه‌پردازان دینی از این مسئله غافلند که خود با ایجاد ذهنیت‌هایی در جامعه، بنیانگذار برخی نگاه‌های غلط به حادثه عاشورا هستند. زمانی که عالمان دینی ما حتی در رسانه ملی مطرح می‌کنند؛ که اگر شور حسینی باشد، تمام گناهان بخشیده می‌شود، ذهنیت‌هایی غلط از امام حسین (ع) و عاشورا شکل می‌گیرد. عالمان دینی باید در جنبه بیان و ایجاد ذهنیت در مردم بازکاوی کنند، زیرا آن‌چه گفته می‌شود، نتایج مختلفی به همراه دارد. پس باید شجاعانه برگردیم و در ذهنیتی که در مردم ایجاد کرده‌ایم، تجدید نظر کنیم. متأسفانه نگاه سنتی در آموزه‌های دین، اجازه نمی‌دهد نگاه‌های جدید در عرصه‌ی بررسی و تحقیق دینی شکل بگیرد و در نتیجه با این طرز تفکر نمی‌توانیم وظیفه خود را به عنوان مبلغان دینی به درستی عمل نماییم. اکنون وسایل ارتباط جمعی رشد روزافزونی دارند، ما نیز باید همراه این پیشرفت‌ها نوع نگاهمان را به مسائل دینی تغییر دهیم. بهترین آثار فرهنگی، ادبی و هنری ما در زمینه‌های مختلف باید حسینی و عاشورایی باشد. متأسفانه تا زمانی که در نوع نگاه و پرداختن به مطالب سخت برخورد کنیم و از قالب‌شکنی و نحوه‌ بیان بهراسیم، راه به جایی نخواهیم برد.

پنج نگاه «حماسی»، «عاطفی»، «عرفانی»، «معرفتی» و «ترکیبی» نسبت به حادثه عاشورا وجود دارد. پرداختن به هر یک از این نگاه‌ها در زمان خاص و عده‌ای خاص به اوج خود رسیده است. نگاه حماسی به حادثه‌ عاشورا در قبل از انقلاب اسلامی ایران به اوج خود رسید، اما این نگاه حماسی به حادثه‌ عاشورا بعد از انقلاب و پس از جنگ تحمیلی به انزوا رفت. نباید نگاه صرف عاطفی به حادثه عاشورا داشته باشیم. مجالس عزاداری اکنون گریبانگیر این نگاه است. در این نوع نگاه سمت‌دهی‌ها، ارزش‌ها و هدف‌مندی‌ها فراموش می‌شود و همه‌چیز تنها بر محور اشک و آه و سوز حرکت می‌کند. با نگاه صرف عاطفی، یک ملودرام کامل از صحنه عاشورا فراهم می‌شود و بزرگ‌ترین صحنه‌ی زندگی بشریت در حد یک فیلم هندی تنزل پیدا می‌کند و این جفای بزرگی به امام حسین (ع) و واقعه عاشوراست. توجه بنیانی و اساسی نگاه معرفتی به حادثه‌ی عاشورا، بازشناسی جنبه‌های معرفتی و چرایی‌ عاشوراست. باید بین ذاکرین اهل بیت (ع) و محققان دینی پیوند هرچه بیشتری به وجود بیاید. با پر شدن شکاف بین این دو قشر، شور و معرفت حسینی در مجالس عزاداری امام حسین (ع) با هم پیوند خواهد خورد. بهره‌گیری از زبان روز برای معرفی امام حسین (ع) و عاشورا ضروری است. باید با تغییر نگاه سنتی، از قالب‌های جدید در ابعاد مختلف فرهنگی، هنری و ادبی برای بیان وسعت و ژرفای حقیقت عاشورا استفاده کنیم.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS