دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سرچشمه‌های بداخلاقی

No image
سرچشمه‌های بداخلاقی

توقّع زياد:

وقتى انسانى پرتوقع بود بالطبع با مواردى مواجه مى‌شود كه مخالف انتظار اوست و لذا از كوره درمى‌رود و عصبانى مى‌شود، امّا اگر سطح توقّعات و انتظاراتش را حتّى از خانواده و نزديكانش كم كند، عصبانى نمى‌شود و سبب مى‌شود در مقابل جريان‌هايى كه پيش مى‌آيد آمادگى داشته باشد و بگويد غير منتظره نبوده و هر چيزى امكان دارد. لذا اگر چنين روحيّه‌اى پيدا شد در مقابل مشكلات نمى‌هراسد و افسرده نمى‌شود. بعضى اشخاص وقتى از دوستانشان ضربه مى‌خورند، مى‌گويند: ما چنين چيزى را از دوستانمان توقّع نداشتيم!

كبر و غرور:

 متكبّران، طبعاً مى‌خواهند بالاتر از همه باشند و چون مردم فطرتاً با چنين افرادى ناسازگارند و به آنان اعتنايى نمى‌كنند و اين افراد نيز وقتى مى‌بينند كارها مطابق خواسته آنها انجام نشده است، عصبانى و بداخلاق مى‌شوند. 3) عدم گذشت: بعضى كم‌گذشت هستند و لذا دچار عصبانيّت مى‌شوند، امّا بايد كوشيد كار خلاف را ناديده گرفت و گذشت كرد، چون اگر انسان آن را فراموش كند، اخلاقش هم خوب مى‌شود و بالعكس اگر فراموش نكرد هر وقت به ذهنش مى‌آيد ناراحت و سرانجام بداخلاق مى‌شود.

كم‌ظرفيّتى:

 افراد كم‌ظرفيّت يا بى‌ظرفيّت نمى‌توانند مسائل را تحمّل كنند و به قول معروف: با مويزى شيرين مى‌شود و با غوره‌اى ترش؛ يعنى، نسيمى در خانه او طوفان است. چنين افرادى هميشه كج‌خلق و بداخلاق و عصبانى هستند. امّا اگر انسان بلندنظر باشد، اينگونه مسائل را در خودش هضم مى‌كند. 

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
Powered by TayaCMS