دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سریه بشیر بن سعد به یمن و جُبَار یا جِناب

No image
سریه بشیر بن سعد به یمن و جُبَار یا جِناب

كلمات كليدي : تاريخ، سريه، پيامبر(ص)، بَشِير بن سَعد، غطفان، حَسِيل بن نُوَيره، جُبَار و جناب

نویسنده : هادي اكبري

"سریة" از ماده «سرو» و به قطعه‌ای از سپاه گفته می‌شود که به دستور رسول‌خدا(ص) به سوی مکانی و برای انجام مأموریتی اعزام می‌شدند، بدون آنکه پیامبر(ص) همراه آنان خارج شود.[1]

علت وقوع سریه

درباره‌ی علت وقوع این سریه نوشته‌اند، "حَسِیل بن نُوَیره" که از قبیله‌ی أشجَع و راهنماى رسول‌‌خدا(ص) به سوی خیبر بود، به مدینه آمد. پیامبر(ص) از او پرسیدند: از کجا مى‌آید؟ او پاسخ داد: از منطقه «جُبَار»(آبی است متعلق به «بنی‌حمیس» که بین «مدینه» و منطقه‌ی «فید» واقع شده است[2]). پیامبر(ص) از حَسِیل بن نُوَیره در مورد اخبار آن منطقه پرسش نمودند و او در پاسخ گفت: گروهى از قبیله «غطفان» در منطقه‌ی «جناب» جمع شده بودند و قصد حمله به شما یا اطراف مدینه را دارند.[3]

اعزام بَشِیر بن سَعد

در پی خبر "حَسِیل بن نُوَیره" در مورد حمله‌ی قریب‌الوقوع قبیله‌ی غطفان به مدینه، رسول‌خدا(ص) در شوال سال هفتم هجری،[4] "بَشِیر بن سَعد" را احضار فرموده و براى او پرچمى بسته و سیصد تن را همراه او کردند. پیامبر(ص) دستور دادند تا سپاه، شب‌ها را حرکت کرده و روزها کمین کنند. حَسِیل بن نُوَیره هم به عنوان راهنما به همراه آنان حرکت کرد.[5]

حرکت به سوی غطفان

سپاه مسلمانان به راه افتاده، شب‌ها حرکت مى‌کردند و روزها پنهان می‌شدند تا اینکه به منطقه‌ی «خیبر» در «سَلاح»(منطقه‌ای است در قسمت پایین خیبر[6]) رسیدند. پس از آن از منطقه‌ی سَلاح حرکت کردند تا اینکه به نزدیک سرزمین دشمن رسیدند. در این حال حَسِیل بن نُوَیره گفت: اکنون فاصله میان‌ شما و دشمن به اندازه دو سوم روز یا نصف روز است. اکنون اگر مایلید شما در اینجا کمین کنید تا من به عنوان پیشاهنگ به سوی دشمن رفته و از آنان برای شما خبر بیاورم، در غیر این صورت همگی با هم خواهیم رفت. پس از مشورت و تصمیم‌گیری، حَسِیل بن نُوَیره به تنهایی برای کسب خبر به راه افتاد. او پس از مدتی بازگشته و به اطلاع مسلمانان رساند که گله‌های غطفانیان در همین نزدیکی است و آنان می‌توانند به آنان حمله کنند. پس از آنکه مسلمانان در مورد حمله به گله‌ها با یکدیگر مشورت کردند، تصمیم گرفتند تا گله‌های آنان را تصاحب کنند و پس از آن به تعقیب دشمن بپردازند.[7]

حمله به گله‌ی غطفانیان

پس از آنکه مسلمانان به مشورت پرداختند، تصمیمِ حمله به فتنه انگیزان را گرفتند. حمله به غطفانیان برای مسلمانان بسیار پرمنفعت بود و علاوه بر دفع خطر متجاوزان، شتران زیادی نصیب مسلمانان کرد. نگهبانان شتران در پی وقوع این حمله گریختند و خود را به قبیله رسانده و خبر حمله‌ی مسلمانان را به اطلاع آنان رساندند. نتیجه این خبر فرار افراد قبیله از ترس مسلمانان و گریختن به سرزمین‌های دیگر بود. پس از غنیمت‌گیری، بَشِیر بن سَعد به همراه یاران خود به محل اجتماع دشمن رفت؛ ولی آنان را در آنجا نیافت و به سوی مدینه بازگشت.[8]

مقاله

نویسنده هادي اكبري

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
Powered by TayaCMS