دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شيوه حل اختلاف

No image
شيوه حل اختلاف

 بانویي به حضور رسول خدا (صلي اللّه عليه و آله) آمد، و از شوهرش ‍ شكايت نمود، پيامبر (صلي اللّه عليه و آله) فرمود: شوهرت را نمي شناسم، سپس فرمود: راستي همان كه در چشمش سفيدي هست ؟!

بانو در عين آنكه از شوهرش شكايت كرده بود، ولي حاضر نبود كه به شوهرش نسبت نقص بدهند، لذا فوري عرض كرد: نه شوهرم چشمهاي سالمی دارد، و سفيدي در چشمش نيست.

 پيامبر (صلي اللّه عليه و آله ) فرمود: آيا دور سياهي چشم را سفيدي قرار نگرفته؟ او عرض كرد: آري چشم همه مردم چنين است. پيامبر (صلي اللّه عليه و آله) فرمود: منظور من همين است. پيامبر (صلي اللّه عليه و آله ) از اين طريق ، زن عصباني را خوشحال كرد، و سپس مطالبي به او فرمود تا به آغوش گرم خانواده برگردد و با شوهر خود سازگار باشد.

 پيامبر (صلي اللّه عليه و آله ) گاهي شوخي مي‌كرد، ولي شوخي آن حضرت مطابق حق بود و در عين آنكه درس صداقت را مي آموخت، دلها را نرم مي كرد و راهگشاي مشكلات مردم مي شد.

 

* داستان دوستان / محمد محمدی اشتهاردی

مقاله

جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS