دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

طرز فكر دروغگو

No image
طرز فكر دروغگو

دروغ گو از ارتكاب گناه، چندان ابايي ندارد. او اگر از گناه مي‌هراسيد، دروغ نمي‌گفت. دروغ او را بر گناه جري مي‌كند، تنها هراس دروغ گو از ارتكاب گناه، همانا دانستن دگران است. وي اگر اطمينان يابد كه از گناه و بدكاري‌هايش، كسي آگاه نخواهد شد، هر گناهي را مرتكب شده و از زشت كاري دريغي نخواهد داشت. دروغ اين مشكل را براي وي حل مي‌كند و او را اطمينان مي‌دهد كه نخواهد گذارد كه دگران به گناهش پي ببرند. دروغ گو با خود مي‌انديشد كه اگر كسي به من بد گمان شد، زود انكار مي‌كنم و مي‌گويم: كه من نكرده ام؛ مي‌گويم: چنين پيش آمدي رخ نداده و اگر بر فرض هم رخ داده، من مرتكب آن نبوده ام؛ ادله و براهيني براي برائت خود اقامه خواهم كرد و خود را پاك دامن نشان مي‌دهم و قيافه‌اي معصومانه به خود خواهم گرفت، به‌طوري كه همه كس مرا بي‌گناه بداند. او مي‌گويد: انكار، چه چيز خوبي است، هم انسان به خواهش دل رسيده و هم به وسيله انكار، خود را بي‌تقصير، معرفي مي‌كند. اينگونه فكر، در گناهان را به روي او باز مي‌كند و هر مانعي را از پيش پايش بر مي‌دارد. پس دروغ، كليد ارتكاب همه گناهان است.

 

مقاله

جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS