دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ظلمت خودبینی

ما الان در یک چاهی واقع شده ایم ، در یک ظلمتی واقع شده ایم ، که بالاترین ظلمت ها است و آن ظلمت انانیت است و اگر چنانچه از این ظلمت خارج نشویم از این چاه خارج نشویم و از انانیت بیرون نرویم از این توجه به خود و خودخواهی و اینکه دیگران را هیچ و خود را همه چیز بدانیم الهی نخواهیم شد
ظلمت خودبینی
ظلمت خودبینی

نویسنده : حضرت امام خمینی (ره)

ما الان در یک چاهی واقع شده ایم ، در یک ظلمتی واقع شده ایم ، که بالاترین ظلمت ها است و آن ظلمت انانیت است و اگر چنانچه از این ظلمت خارج نشویم از این چاه خارج نشویم و از انانیت بیرون نرویم از این توجه به خود و خودخواهی و اینکه دیگران را هیچ و خود را همه چیز بدانیم الهی نخواهیم شد هرچه طرح بشود آن هم تا به نفع خودش است واقعا قبول می کند، اگر به نفع خودش نباشد حق هم باشد قبول نمی کند، یک چیزی برای این باشد فورا باورش می آید اگر به ضدش باشد اصلا به این زودی ها باورش نمی آید. اینها همه انانیت است همه گرفتاری های ما و همه گرفتاری های شما و همه گرفتاری بشر از همین جاست ، نزاع سر خودخواهی است ، نزاع سر این است که من به طرف خودم می کشم و شما هم به طرف خودتان ، مادامی که اینطور هست ، الهیت در کار نیست ، همان پرستش نفس است ، حالا که می تواند از این خارج بشود؟... اول باید از این بیت خارج شد اول قدم این است که انسان قیام کند، قیام لله ، بیدار بشود، خواب نباشد مثل ما، ما الان خوابیم در صورت بیدار، بیدار حیوانی است و خواب انسانی ، ما خوابیم همه الان خوابیم وقتی که موت حاصل شد آن وقت تنبه پیدا می شود که چه هیاهو بوده است ؟... خدا کند که موفق بشویم برای اینکه از این چاه بیرون برویم و تبعیت کنیم ، از اولیای خدا برای اینکه آنها از این مهلکه نجات پیدا کرده اند و خارج شده ایم[1].

    منبع :
  • تفسیرسوره حمد نوشته حضرت امام خمینی (ره)
    پی نوشت:
  • [1] -تفسیر سوره حمد، ص 31، 32، 34، 37

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
Powered by TayaCMS