دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عرفات، سرزمین شناخت هاو پرواز اندیشه ها

عرفات، سرزمین شناخت هاو پرواز اندیشه ها
عرفات، سرزمین شناخت هاو پرواز اندیشه ها عرفات

عرفات، سرزمین شناخت هاو پرواز اندیشه ها


در مناسک حج چنین دستور داده شده که حاجی پس از انجام عمره در مکه احرام می بندد و از آنجا به سوی سرزمین عرفات که در شمال مکه حدود 24 کیلومتری آن واقع شده کوچ می کند تا فاصله بین ظهر روز عرفه، روز نهم ذی الحجه تا مغرب آن روز در آنجا باشد، ولی آنچه رکن حج به حساب می آید مقداری درنگ در بین ظهر تا مغرب روز نهم ذیحجه است.

واژه «عرفات» در اصطلاح ادبی جمع عرفه است و عرفه به معنای شناخت است. این که به آن سرزمین عرفات می گویند ازاین روست که آنجا بیابان شناخت هاست. از کنار کعبه با احرام به سوی سرزمین عرفات حرکت می کنیم تا در آنجا هم خدا را بشناسیم هم خود را، هم شیطان و هم دیگران را بشناسیم و هم عوامل نفوذ شیطان را، نخست باید شیطان را خوب بشناسید تا او را به خوبی از خود طرد کنید و سپس خدا را بشناسید تا او را در روح و روان خود بی شائبه اثبات کنید.

موقعیت خود را بشناسید تا توحید و نفی شرک را در سراسر وجودتان جای دهید. زیرا که عبادت بدون شناخت، نور و نشاطی ندارد. عبادت بی روح نه تنها مفید نیست بلکه در بسیاری از موارد، گمراه کننده است و بر همین اساس در روایات آمده که امام صادق(ع) می فرماید: «اندیشیدن یک ساعت بهتر از عبادت یک سال (بدون فکر و شناخت) است».

یکی از شاخه های شناخت، خودشناسی است. حاجی در عرفات به «خود» متوجه می شود. حال و وضع کارهای خود را محاسبه می کند تا اگر خطایی در خود دید توبه حقیقی کند. در عرفات در پیشگاه رب العالمین به گناهانش اعتراف می کند، تصمیم می گیرد دیگر گناه نکند و خود را از شیطان و شیطنت ها دور نگه دارد.

به این ترتیب شناخت نظری و عملی خود را در صحرای عرفات تکمیل می نماید و با قرائت دعای معروف عرفه به معرفتی بی نظیر دست می یابد. عرفات در برنامه های حج همچون روح حج است و آن قدر مهم است که امام صادق(ع) وقوف در عرفه را حج اکبر خوانده است و کسی که عرفه را درک کند حج را درک کرده است. بنابراین موضوع شناخت، نقش اساسی در تحقق حج ابراهیمی و محمدی(ص) دارد.
 


 

Powered by TayaCMS

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
Powered by TayaCMS